خودم رو توی صدم ثانیه از لای در مترو کشیدم داخل.
دستم روی میله بود، که نگاهم روش چرخید.
معلوم بود وقتی جوون بوده برای خودش کسی بوده، شایدم الانم باشه.
دست کشید لایبهلای موهای سفید بلندش و بعد ریشهای سفیدش.
رو به دو تا جوون روبهروش گفت:
«شما حیفید.
هیچوقت سمت دود و مواد و اینا نرید.
من یه غریبهام، شما هم منو نمیشناسید، ولی هر چی باشه، ما همه ایرانیم.»
@amvvaj
بچههای تلگرام میدونن
پدر و مادر من از تهران خارج بشن یعنی چی.
غیرمستقیم میگم تنماهیها رو بذارید تو کولههاتون.
@amvvaj
محبوبِ من!
دنیا به خاطرِ شما بهار میشود.
این روزها باد در کارِ پخشِ بوی علفهای تازه است.
زمین لباسِ سبزش را میپوشد، آرام آرام.
جوانهها سر از خاک در میآورند،
درختان نفسِ تازه میکشند.
گویی همهچیز برای دیدنِ شما بیدار شده.
شما با این دل چه میکنید؟!
«فاطمه بسحاق»
@amvvaj
‹ وَ اَنزِل رَجائَکَ فی قلبی،
حتی لا اَرجُو غَیَرکَ ›
و نازل کن امید خود بر دلم،
تا امیدِ دیگری نکنم...
- دعای عرفه
@amvvaj
'اِلهي اِلي مَن تَكِلُني؟
اِلي قَريبٍ فَيَقطَعُني؟
ام اِلي بَعيدٍ فَيَتَجَهَّمُني؟'
خدایا مرا به که واگذار میکنی؟
به نزدیکان که مرا رها کنند
یا به بیگانگان که با من به
ترشرویی برخورد کنند؟
- دعای عرفه
@amvvaj
برای هیچچیز دیر نبود؛ این من بودم که در شتابِ رسیدن به همهچیز، خودم را گم کرده بودم.
@amvvaj