eitaa logo
Medusa 𖦹
133 دنبال‌کننده
197 عکس
11 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یه جوری شوکه شدم که
دوستان
ایدن مورفی (Aiden Murphy) ⭐️ ایدن سال ۱۹۹۹ توی بوستون به دنیا اومد و سال ۲۰۷۴ بر اثر نارسایی قلبی از دنیا رفت. وقتی شش سالش بود پدر و مادرش از هم جدا شدن و خودش تصمیم گرفته بود بیشتر پیش باباش زندگی کنه چون معتقد بود باباش بدون اون خیلی تنها می‌شه:(( توی مدرسه همه فکر می‌کردن بچه شیطونیه چون همیشه آخر کلاس می‌نشست و با دوستاش شوخی می‌کرد، ولی معلم‌ها می‌دونستن اگر کسی مشکلی داشته باشه اولین نفریه که کمک می‌کنه. عاشق بسکتبال، فیلم‌های مارول و نوشابه گیلاسی بود و از آدم‌هایی که موقع فیلم اسپویل می‌کردن واقعاً متنفر بود. اولین کراشش دختری بود که هر روز هدفون می‌ذاشت و کتاب می‌خوند و ایدن نزدیک دو سال ازش خوشش می‌اومد ولی هیچ‌وقت چیزی نگفت. یه عادت بامزه داشت و هر وقت استرس می‌گرفت بند هودیش رو دور انگشتش می‌پیچوند. تابستون‌ها توی یه دکه بستنی‌فروشی کار می‌کرد تا پول خرید کفش‌های بسکتبالش رو جمع کنه و بعد از تعطیل شدن مغازه با دوستاش تا نیمه‌شب بسکتبال بازی می‌کرد. برای: https://eitaa.com/edjajaioq91 ~
مایا هریسون (Maya Harrison) ⭐️ مایا سال ۲۰۰۲ به دنیا اومد و سال ۲۰۸۶ در خواب از دنیا رفت. از نوزادی توسط یه زوج مهربون به فرزندخواندگی پذیرفته شد و وقتی ۱۵ سالش شد خودش از این موضوع باخبر شد. برخلاف چیزی که همه انتظار داشتن هیچ‌وقت از پدر و مادرش ناراحت نشد و همیشه می‌گفت: "خانواده یعنی کسی که کنارت می‌مونه، نه فقط کسی که به دنیا آوردت." کلا خیلی عاقل بود:(( توی مدرسه خیلی محبوب بود و تقریباً همه برای درد دل پیشش می‌رفتن. عاشق عکاسی، بستنی نعنایی و گل‌های آفتابگردون بود و از دروغ متنفر بود. یه عادت عجیب داشت و هر جا می‌رفت از آسمون همون روز یه عکس می‌گرفت و آخر سال همه رو کنار هم چاپ می‌کرد. تابستون‌ها با پدرش سفر جاده‌ای می‌رفتن و هر بار یه شهر کوچیک و ناشناخته رو انتخاب می‌کردن. برای: https://eitaa.com/gggggg_u ~
لوگان فاستر (Logan Foster) ⭐️ لوگان سال ۱۹۹۸ به دنیا اومد و سال ۲۰۶۹ بر اثر سرطان از دنیا رفت. از بچگی لکنت داشت و اوایل مدرسه به خاطرش خیلی خجالت می‌کشید ما بعدها با نواختن درام معروف شد و اعتمادبه‌نفسش برگشت. پدرش مکانیک بود و مادرش راننده آمبولانس. عاشق ژانر راک، ماشین‌های قدیمی و همبرگر بود و از این که حرفش رو قطع کنن بدش می‌اومد. اولین کراشش همکلاسیش بود که همیشه برای مسابقه‌های موسیقی تشویقش می‌کرد. یه عادت بامزه داشت و هر وقت هیجان‌زده می‌شد، با انگشتاش روی هر سطحی ریتم می‌زد. تابستون‌ها با دوستاش یه گروه موسیقی کوچیک تشکیل می‌دادن و کنار ساحل اجرا می‌کردن. و دروغ چرا ولی لوگان هردفعه شاهکار می‌کرد:(( برای: https://eitaa.com/DemonHunters ~