eitaa logo
''هر آنچہ نگفتم'🇵🇸
1.1هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
240 ویدیو
17 فایل
همه ی ما حرفایی نزده داریم که کتابی به نام ''هـر آنچہ نگفتـم" تو قلبمون تشکیل میده ! • .کپی؟ -صلوات برای ظهور؛ • - - برای‌حرف‌هایت؛ https://daigo.ir/secret/2344059728 • ناشناس؛ @por_azhich
مشاهده در ایتا
دانلود
ادمین نمیخواین؟ فعال ،خوب،با ادب کی نخواد ادمین فعال خوب با ادب؟😂🌝
هدایت شده از بُـرهـان
سلام و درود ، این پیام فوروارد کنید در کانالتون ، و از عدد 11 تا 247 یکی انتخاب کنید ، براتون از اون صفحه دلخواه‌تون ، عکس می‌گیرم .
رییس بخش تریاک اداره مواد مخدر توی بیانیه ای اعلام کرد کار ما نیست
من از اینکه موهای فِری داشتم همیشه متنفر بودم ، اصلأ این موج های ناهموارو حلقه های کَج و مَعوَج  هیچ جوره توی کَتَم نمیرفت ، دلم موی صاف میخواست که پَر بکشد توی هوا و دلبری بلد باشد ... موهای فر را چه به دلبری ، اصلأ پرواز بلد نیستند که بخواهند دلبری کنند. گاهی از دم اسبی های پٌر فرازو نشیب موهای فرفری أم کلافه میشدم و حسادت یکجوری می افتاد به جانم که ساعت ها برای صاف کردنشان وقت میگذاشتم اما فایده ای نداشت ، فوق فوقش یک ساعت دوام می آورد و بعد مثل سیم تلفن درهم میپیچید و مثل اولش میشد... خواهرم اما موهای صاف و پٌرپشتی داشت ، از آنهایی که وقتی دست رویش میکشیدی حس لمس ابریشم به دستانت هدیه میشد ، بافتن موهای مرتب و صافَش هم خیلی لذت بخش بود... اما موهای خودم، دلم برای موهای خودم میسوخت ، با اینکه انواع و اقسام نرم کننده ها را به موهایم میزدم ،  بازهم نه آنقدر نرم بود که حس لمس ابریشم را داشته باشد نه آنقدر صاف که کسی دلش بخواهد بنشیند و باحوصله و عشق ببافدشان ، برایم سخت بود که فرفری های حجیم زیر مقنعه را جمع و جور کنم و موج های طولانی را از دریای خٌروشانَش بگیرم، برای همین همیشه دلم میخواست موهایم کوتاه باشد ،  اما از یک جایی به بعد آنقدر بزرگ شده بودم که به بلند بودنشان احتیاج داشته باشم ، فرفری بودنش از همان جا بیشتر به چشم آمد که بلندی أش به کمرم رسید ، دیگر دوست داشتنشان برایم محال بود...سخت جمع و جورشان میکردم... دلم میخواست مثل خیلی ها از زیر چتری موهایم ، دنیا را ببینم و باد را دوست خود بدانم، میخواستم اما نمیشد این فرفری های خشن نمیخواستند چتر باشند و زیباترم کنند!! اما یک روز بارانی  از لا به لای پیچ و تاب  موهای باران خورده أم تو را پیدا کردم... تویی که میگفتی همیشه توی خیالت عاشق یک دختر مو فرفری بودی ای ،  کسی که توی شعرهایت با موی باز قدم بزند و پیچ و تاب موهایش باد را گمراه کند ،  دختری شبیه من که با دست مهربانت به موج های خروشان موهایش آرامش ببخشی.... میدانی من حالا موهایم را خیلی دوست دارم  و فکر میکنم چقدر خوشبختم که مرا از موهای فرفری أم شناختی و عاشقم شدی!! دختران مو فرفری  شاعران زیادی  برای خودشان دارند... | نازنین عابدین پور |
به نام دیکتاتور درون من،سلیقم
حاجی بغص نی که سیب گلومه داره میرسه ..
شب بودو می بودو مستی بودو یادت من در همین مستی تو را میجویم هر شب صبحم همان شبست فقط نور شب کم است دوری زه تو درد است ،آری میسوزم از تب یاد تو افتاد چشمم ،خیس خیس است تمساح نیستم که، این اشک ها میریزد هر دم در فکر این بودم که براندازی کنم‌زودترعشقت را آتش در دست قلبم هست دارد میپوسد از عمد اینجا همه مردم مرا از تو میشناسند روزی فرار خواهد کرد این دیوانه از بند _ پسر چه شاعری شدم
ولی این که یه نفرو باور کنی یه نعمته