eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
205.2هزار دنبال‌کننده
49.4هزار عکس
7.8هزار ویدیو
15 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
عکسی از علی دایی در کنار جابر روزبهانی قدبلندترین بازیکن تاریخ بسکتبال ایران با دو متر و بیست و چهار سانتیمتر قد. وی اهل اصفهان و متولد شصت و پنج است. 🗞 @Ancients ⏳
"نافپلیو" شهری برای تمام فصل ها. یکی از زیباترین شهرهای توریستی یونان و پاتوق آتنی های ثروتمند برای آخر هفته‌ها میباشد 🗞 @Ancients ⏳
ملانصرالدین از محلى رد میشد دید كه ۳ نفر به دعوا كردن مشغولند. پرسید چی شده؟ گفتند ۷ تا گردو داریم میخواهيم بین هم تقسیم کنیم. و ملا را بین خودشان قاضی کردن ملا گفت خدایی تقسیم کنم یا انسانی؟ گفتند خوب معلوم است خدایی تقسیم کن! ملا به اولی ۵ تا گردو داد به دومی ۲ تا و یك پسگردنی هم زد به سومی گفتند این دیگر چه جور تقسیم کردنی بود؟! ملا گفت اگر به دقت نگاه کنیند ، خداوند نعمتهايش را اينگونه بین بندگانش تقسیم کرده است...! عدالت با مساوات يكى نيست. 🗞 @Ancients ⏳
۵٠ سال پيش از علامه طباطبايی پرسیدند: چطور ما مسلمانان نماز می‌خوانيم ولی بارانش در غرب و سرزمین‌های اروپایی میبارد؟! علامه طباطبایی فرمود: با توجه به آيۀ [وَلَو اَنَّ اَهل القُری] آنچه موجب نزول باران و رحمت می شود «رعايت حقوق شهروندان» است نه رعایت حقوق الهی ! که این حقوق نیز در غـرب و اروپـا بهتر و بيشتر از سرزمین‌های ما رعايت ميشود. 🗞 @Ancients ⏳
مردی به پیامبر خدا، حضرت سلیمان، مراجعه کرد و گفت: ای پیامبر میخواهم به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی. سلیمان گفت: تحمل آن را نداری. اما مرد اصرار کرد. سلیمان پرسید: کدام زبان؟ جواب داد: زبان گربه ها! سلیمان در گوش او دمید و عملا زبان گربه ها را آموخت.... روزی دید دو گربه با هم سخن میگفتند. یکی گفت: غذایی نداری که دارم از گرسنگی میمیرم! دومی گفت: نه، اما در این خانه خروسی هست که فردا میمیرد، آنگاه آن را میخوریم. مرد شنید و گفت: به خدا نمیگذارم خروسم را بخورید، آنرا فروخت! گربه آمد و از دیگری پرسید: آیا خروس مرد؟ گفت نه، صاحبش فروختش، اما گوسفند نر آنها خواهد مرد و آن را خواهیم خورد. صاحب منزل باز هم شنید و رفت گوسفند را فروخت. گربه گرسنه آمد و پرسید آیا گوسفند مرد؟ گفت : نه! صاحبش آن را فروخت. اما صاحبخانه خواهد مُرد و غذایی برای تسلی دهندگان خواهند گذاشت و ما هم از آن میخوریم! مرد شنید و به شدت برآشفت. نزد پیامبر رفت و گفت گربه ها میگویند امروز خواهم مرد! خواهش میکنم کاری بکن ! پیامبر پاسخ داد: خداوند خروس را فدای تو کرد اما آنرا فروختی، سپس گوسفند را فدای تو کرد آن را هم فروختی، پس خود را برای وصیت و کفن و دفن آماده کن! حکمت این داستان : خداوند الطاف مخفی دارد، ما انسانها آن را درک نمی کنیم. او بلا را از ما دور میکند ، و ما با نادانی خود آن را باز پس میخوانیم...!! 🗞 @Ancients ⏳
بخشی از سخنرانی زنده‌یاد آیت الله طالقانی در کاخ سعدآباد ( ٢6 مرداد ١٣5٨ ) : آب و نان مهم است ولی این نیست که فقط همان مهم باشد، انسان می‌خواهد آزاد نفس بکشد، آزاد زندگی کند، بر مقدّرات خویش موثر باشد... امتحان کنید یک تکه گوشت در اتاقی قرار دهید، یک حیوانی، گربه‌ای وقتی آمد که گوشت را بردارد در را ببندید، گرسنه هم باشد از غذا صرف نظر می‌کند و چنگ به در و دیوار می‌زند، انسان که از حیوان پست‌تر نیست؛ مدام بخواهیم با وعدۀ آب، با وعدۀ نان او را گول بزنیم تمام انقلاب‌ها و جنگ‌های بشر برای آزادی‌ست نه این که شکمش بهتر و بیشتر پُر شود. خواهران و برادران قرآن می‌گوید: گول نخورید‌. آن کسی که وعدۀ آب و نان می‌دهد دل‌سوز شما نیست اما آن کسی که آزادی بشر را می‌خواهد، اوست که طرفدار حیات و زندگی حقیقی بشر است... 🗞 @Ancients ⏳
دنیای آینده، دنیای سربازان تکامل یافته‌ست! فرانسه قصد داره روی مغز سربازاش یک میکرو تراشه نصب کنه که مقاومت سربازا رو در برابر درد افزایش بده شنوایی‌ سربازا رو هم با جراحی گوش‌شون تقویت می‌کنند. برای تقویت بینایی هم از تجهيزات اپتیکی و نوری پیشرفته قراره استفاده کنند. برای خوابشون هم قرص میدن که کمتر بخوابند و خسته نشند. چین هم روی سربازای انسانیش دستکاری کرده! احتمالا کشورهای دیگه هم از اینکارا می‌کنند ولی صداش در نیومده! حالا اینا این همه کار می‌کنند ولی اگه جنگ بشه ایران یه آهنگران رو میکنه که با یه شعر خوندن تموم قدرت های دنیا رو شگفت زده میکنه 😁😁 🗞 @Ancients ⏳
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای اولین بار ویدیوئی تاریخی از کنفرانس‌_تهران در محوطه سفارت شوروی در تهران [ باغ اتابک ] با حضور قدرتمند ترین رهبران جهان...! با حضور چرچیل - استالین - روزولت آذر ۱۳۲۲ نوامبر ۱۹۴۳ 🗞 @Ancients ⏳
"قلیان کریم‌خان" درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: این اشاره‌ های تو برای چه بود؟ درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟ کریم خان در حال کشیدن قلیان بود، گفت: چه می‌خواهی؟ درویش گفت: همین قلیان مرا بس است. چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو، کریم فقط خداست که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش است! 🗞 @Ancients ⏳
‍ رستم، پهلوان نامدار ایرانی، در یک باغ خوش آب و هوا توقف کرد تا هم خستگی نبرد سنگینش با افراسیاب را از تن به در کند. هم اسب با وفایش رخش، نفسی تازه کند. پس از خوردن نهار، پلک هایش سنگین شد و کنار آتش خوابش برد. رخش هم بدون این که افسارش به جایی بسته باشد، تنها ماند. افراسیاب با خودش فکر کرد که موفقیت رستم تنها به خاطر قدرت خودش نیست بلکه اسب او در این پیروزی خیلی نقش داشته. پس سربازانش را برای دزدیدن رخش فرستاد. آن ها که از قدرت رخش خبر داشتند برای به دام انداختنش یک طناب بسیار بلند و محکم آورده بودند. وقتی رخش حسابی از رستم دور شد، طناب بلند رابه سمتش پرتاب کردند. رخش که بسیار باهوش و قوی بود با حرکتی جانانه خودش را نجات داد و فرار کرد. رستم بیدار شد. جای خالی رخش را دید. زین او را در دست گرفت و از روی رد پاهایی که به جا مانده بود توانست او را پیدا کند. بعد با صدای بلند به رخش گفت: « می دانی در حالی که زین تو را به دوش داشته ام چه قدر راه آمده ام؟ » بعد برای دلداری خودش دوباره گفت: « عیبی ندارد. رسم زمانه این است. گاهی من باید سوار زین بشوم و گاهی زین سوار من. » از زمانی که فردوسی این داستان را روایت کرد و این بیت را سرود، رسم شد هر وقت کسی به سختی و مشکل دچار شود به او چنین بگویند: چنین است رسم سرای درشت گهی پشت به زین، گهی زین به پشت 🗞 @Ancients ⏳
زیر آب زنی یعنی چه؟ زیرآب، در خانه های قدیمی ‌تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه نشده بود معنی داشت. زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز می‌کردند. این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض می‌رفت و زیرآب را باز می‌کرد تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود. در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می‌کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتی خبردار می‌شد خیلی ناراحت می‌شد چون بی آب می‌ماند. این فرد آزرده به دوستانش می‌گفت: «زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است. 🗞 @Ancients ⏳
«یاسمین مقبلی» به عنوان یکی از فضانوردان پروژه بازگشت به ماه انتخاب شد. ناسا اسامی ۱۸ فضانورد پروژه آرتمیس را اعلام کرد که در میان آنها نام «یاسمین مقبلی» هم به چشم می‌خورد. بدین ترتیب ممکن است نخستین زنی که روی کره ماه پا می‌گذارد، ایرانی تبار باشد. 🗞 @Ancients ⏳