بخشی از سخنرانی زندهیاد آیت الله
طالقانی در کاخ سعدآباد ( ٢6 مرداد ١٣5٨ ) :
آب و نان مهم است ولی این نیست که
فقط همان مهم باشد، انسان میخواهد
آزاد نفس بکشد، آزاد زندگی کند، بر
مقدّرات خویش موثر باشد...
امتحان کنید یک تکه گوشت در اتاقی
قرار دهید، یک حیوانی، گربهای وقتی
آمد که گوشت را بردارد در را ببندید،
گرسنه هم باشد از غذا صرف نظر میکند
و چنگ به در و دیوار میزند، انسان که
از حیوان پستتر نیست؛ مدام بخواهیم
با وعدۀ آب، با وعدۀ نان او را گول بزنیم
تمام انقلابها و جنگهای بشر برای
آزادیست نه این که شکمش بهتر
و بیشتر پُر شود.
خواهران و برادران
قرآن میگوید: گول نخورید. آن کسی
که وعدۀ آب و نان میدهد دلسوز شما
نیست اما آن کسی که آزادی بشر را
میخواهد، اوست که طرفدار حیات
و زندگی حقیقی بشر است...
🗞 @Ancients ⏳
دنیای آینده، دنیای سربازان تکامل یافتهست!
فرانسه قصد داره روی مغز سربازاش یک میکرو تراشه نصب کنه که مقاومت سربازا رو در برابر درد افزایش بده
شنوایی سربازا رو هم با جراحی گوششون تقویت میکنند. برای تقویت بینایی هم از تجهيزات اپتیکی و نوری پیشرفته قراره استفاده کنند.
برای خوابشون هم قرص میدن که کمتر بخوابند و خسته نشند.
چین هم روی سربازای انسانیش دستکاری کرده! احتمالا کشورهای دیگه هم از اینکارا میکنند ولی صداش در نیومده!
حالا اینا این همه کار میکنند ولی اگه جنگ بشه ایران یه آهنگران رو میکنه که با یه شعر خوندن تموم قدرت های دنیا رو شگفت زده میکنه 😁😁
🗞 @Ancients ⏳
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای اولین بار
ویدیوئی تاریخی از کنفرانس_تهران
در محوطه سفارت شوروی در تهران [ باغ اتابک ]
با حضور قدرتمند ترین رهبران جهان...!
با حضور چرچیل - استالین - روزولت
آذر ۱۳۲۲ نوامبر ۱۹۴۳
🗞 @Ancients ⏳
"قلیان کریمخان"
درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشارهای به او کرد.
کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند.
کریم خان گفت: این اشاره های تو برای چه بود؟
درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود، گفت: چه میخواهی؟
درویش گفت: همین قلیان مرا بس است. چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت.
خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت.
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو، کریم فقط خداست که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش است!
🗞 @Ancients ⏳
رستم، پهلوان نامدار ایرانی، در یک باغ خوش آب و هوا توقف کرد تا هم خستگی نبرد سنگینش با افراسیاب را از تن به در کند. هم اسب با وفایش رخش، نفسی تازه کند.
پس از خوردن نهار، پلک هایش سنگین شد و کنار آتش خوابش برد. رخش هم بدون این که افسارش به جایی بسته باشد، تنها ماند.
افراسیاب با خودش فکر کرد که موفقیت رستم تنها به خاطر قدرت خودش نیست بلکه اسب او در این پیروزی خیلی نقش داشته.
پس سربازانش را برای دزدیدن رخش فرستاد. آن ها که از قدرت رخش خبر داشتند برای به دام انداختنش یک طناب بسیار بلند و محکم آورده بودند.
وقتی رخش حسابی از رستم دور شد، طناب بلند رابه سمتش پرتاب کردند. رخش که بسیار باهوش و قوی بود با حرکتی جانانه خودش را نجات داد و فرار کرد.
رستم بیدار شد. جای خالی رخش را دید. زین او را در دست گرفت و از روی رد پاهایی که به جا مانده بود توانست او را پیدا کند.
بعد با صدای بلند به رخش گفت: « می دانی در حالی که زین تو را به دوش داشته ام چه قدر راه آمده ام؟ »
بعد برای دلداری خودش دوباره گفت: « عیبی ندارد. رسم زمانه این است. گاهی من باید سوار زین بشوم و گاهی زین سوار من. »
از زمانی که فردوسی این داستان را روایت کرد و این بیت را سرود، رسم شد هر وقت کسی به سختی و مشکل دچار شود به او چنین بگویند:
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین، گهی زین به پشت
🗞 @Ancients ⏳
زیر آب زنی یعنی چه؟
زیرآب، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش که لوله کشی آب تصفیه نشده بود معنی داشت.
زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب، آن را باز میکردند.
این زیرآب به چاهی راه داشت و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض میرفت و زیرآب را باز میکرد
تا لجن ته حوض از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود.
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز میکردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتی خبردار میشد خیلی ناراحت میشد چون بی آب میماند. این فرد آزرده به دوستانش میگفت:
«زیرآبم را زده اند.» این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است.
🗞 @Ancients ⏳
«یاسمین مقبلی» به عنوان یکی از فضانوردان پروژه بازگشت به ماه انتخاب شد.
ناسا اسامی ۱۸ فضانورد پروژه آرتمیس را اعلام کرد که در میان آنها نام «یاسمین مقبلی» هم به چشم میخورد. بدین ترتیب ممکن است نخستین زنی که روی کره ماه پا میگذارد، ایرانی تبار باشد.
🗞 @Ancients ⏳
ایشون خانم ریتا لوی مونتالچینی، عصبشناس معروف ایتالیایی هستند.
در سال ۱۹۳۸ بنا به دلایلی به خانم ریتا مونتالچینی درب خروج دانشگاه رو نشون دادند، ولی ریتا یک آزمایشگاه در اتاق خواب خودش راه انداخت و روی رشد فیبرهای عصبی رویان متمرکز شد.
این کار منجر به کشف فاکتور رشد عصب توسط وی شد و به همین دلیل در سال ۱۹۸۶ جایزه نوبل دریافت کرد!
- عجیبه ولی گاهی موفقیت تو اتاق خواب ما خاک میخوره و ما تو دانشگاه دنبالش میگردیم!
🗞 @Ancients ⏳
🗞 @Ancients ⏳
❖
متنی بسیار زیبا از نیما یوشیج :
ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ
ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ !!!
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﺁﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ
ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻏﻢ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﻝ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﺎﺵ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪگی
ﺗﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻗﺎﺏ ﺑﻨﺪﮔﯽ
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﺎﺵ ﻫﺎ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻏﺼﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﻮﻧﺪ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮﺩ
ﺭﺩ ﭘﺎﯼ ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻧﺒﻮد..
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
ﻻﺍﻗﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ . . .
ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﺮﻋﮑﺲ
ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ . . .
ﺑﺮﺗﻨﻢ ﻣﯿﺸﺪ ﮔﺸﺎﺩ ﺍﯾﻦ
ﭘﯿﺮﻫﻦ . . .
ﺁﻥ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ، ﮐﻮﺩﮐﯽ ، ﺳﺮﻣﺸﻖ
ﺁﺏ . . .
ﭘﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺟﺎﯼ
ﺧﻮﺍﺏ . . .
ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ
ﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ . . .
ﺩﻝ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ . . .
ﻋﻤﺮ ﻫﺴﺘﯽ ، ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺪ
ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ . . .
ﺣﯿﻒ ﻫﺮﮔﺰﻗﺎﺑﻞ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
🗞 @Ancients ⏳
✍🏻 مونالیزای موصل
سال ۱۵۰۳ داوینچی قلم به دست گرفت تا مونالیزای مرموز را خلق کند. رنگ روغن را برداشت تا بر روی چوب سپیدار نقش بزند. چهار سال سایه روشن زد تا بتواند آن ابهامی که باید را روی صورت مونالیزا بنشاند. آخر هم اثرش را ناتمام گذاشت. حالا تو تصویری را میبینی که پر است از ترس، اندوه و لبخند. تو لبخند تلخی را میبینی که از پس یک وحشت برآمده و اندوهی را میبینی که وحشتی بزرگ در پشت سر داشته.
مونالیزای قرن ۲۱ آشفته است و غمگین. ترسیده است و اشک در چشمانش حلقه زده. او خیلی کوچکتر از آن است که بخواهد لقب مونالیزا را از آن خود کند اما مگر نام دیگری هم میشود برای این همه حس جمع شده در یک صورت معصوم گذاشت؟
چهره مونالیزای قرن، حالا قلب میلیونها آدم را به درد آورده هرچند آنها که باید قلبشان به درد بیاید، نمیآید. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است اما انگار در خانههایشان کسی نیست که چشمهای روشن مونالیزا را بببیند و قلبش برای این چهره مغموم بلرزد.
این عکس دقیقا پس از فرار و نجات پیدان کردن او از دست داعشی ها ثبت شده است.
🗞 @Ancients ⏳
وصيت نامه وحشى بافقى
روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنيـــــد
مزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيد
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيد
بر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظ
پـيــر ميخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ
جای تلقــيـن به بالای سرم دف بـــزنيـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنيد
روز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـد
اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد
روي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از اين دار برفــــت
🗞 @Ancients ⏳
حسین پناهی چه زیبا گفت:
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!!
ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!!
ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!!
ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!!
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!
ﺭﺍﺳﺘﯽ ، ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ...!
ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ می برﺩ...!
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...!
ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ
ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ...!!!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ
ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ
ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند...!!!
من می مانم و خدا.....
با احساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند..
چرا...
🗞 @Ancients ⏳