eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
211.4هزار دنبال‌کننده
47.4هزار عکس
7.1هزار ویدیو
16 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
آمین مارسلن مورخ یونانی: ایرانیان آنگونه میجنگیدند که گویی تمام ثروتشان همان یک قلعه در خاکشان است 🗞 @Ancients
دهکده ییلاقی سلانسر یکی از بکرترین دیدنی های رودبار به شمار می‌رود که در ۱۲ کیلومتری غرب شهر رستم آباد واقع شده است. در فصل بهار این دشت‌ها پوشیده از شقایق‌های وحشی و گل‌های رنگارنگ می‌شوند و با تماشای چشم‌انداز فوق‌العاده آن، برای عکاسی وسوسه خواهید شد. دهکده ییلاقی سلانسر همان جایی است که فرشی از ابر را در زیر پایتان خواهید دید و غرق در شگفتی و رؤیا می‌شوید. 🗞 @Ancients
رژه سوار نظام هندی در خیابان زند شیراز سال 1291 🗞 @Ancients
وقتی خبرنگاری از فرگوسن راز موفقیتش را پرسید ،گفت: در اولین مسابقه كه مربیگری كردم از خدا خواستم برنده شویم اما باختیم آنجا فهمیدم تیم مقابل هم خدا دارد و پس از آن " تلاش " کردم. 🗞 @Ancients
اینجا صف خرید دلار وسکه نیست! اینها مردم کره جنوبی هستند که در سال 1998 وقتی فهمیدند با بحران اقتصادى روبه رو هستند، طلاهایشان را به براى كمک به اقتصاد كشور جمع كردند و 2.2 میلیارد دلار به كشور كمک كردند! 🗞 @Ancients
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پروسه تکاملی خودرو ها از سال ۱۹۱۰تا۲۰۱۹ دریک دقیقه به روایت هوش مصنوعی. 🗞 @Ancients
تهران، دهه‌ی پنجاه 🗞 @Ancients
خشکسالی به دریای مازندران رسید اینجا ساحل فرح آباد ساری در فروردین ۱۴۰۲ است . این سازه فلزی چند سال قبل ، ۵۰ متر در آبهای دریای مازندران ساخته شد و اکنون ۲۰ متر از آب دریا فاصله دارد ، همین قدر ترسناک و‌ همین قدر وحشتناک . 🗞 @Ancients
منارجنبان خرانق بنایی در روستای خرانق در ۶۰ کیلومتری شهر اردکان یزد است و به ثبت ملی رسیده‌ است. دیرینگی منارجنبان خرانق به دوره ساسانیان برمی‌گردد. جنبیدن این منارجنبان به وضوح قابل دیدن است. این منارجنبان ۳ طبقه بوده و دو راه‌ پله مجزا برای بالا و پایین آمدن دارد. مناره منارجنبان یک راه پله حلزونی که با عرض ۷۰ سانتیمتر شروع و در انتهای منار به ۴۰ سانتیمتر می‌رسد. در قسمت‌های بالای مناره برای نگهداری اجزا و دیواره‌ها از کلاف‌های چوبی استفاده شده‌ است. در ساخت منارجنبان از خشت و گل استفاده شده و ارتفاع آن ۱۵ متر است. 🗞 @Ancients
پادشاه انگلیس فرمانده کل نیروهای مسلح انگلیس هست و می‌تونه اعلام جنگ کنه، نخست‌وزیر رو برکنار و مجلس رو کلا منحل کنه. البته این اختیارات امروزه دیگه بیشتر تشریفاتی شده، ولی خب قانونا میتونه انجام بده! از اون‌طرف، چارلز یک سری حق طبیعی شهروندی هم نداره، مثلا نمیتونه رای یا شهادت بده، حق اظهار نظر سیاسی هم نداره. البته اینا اطلاعات رو هست، اینکه بزرگوار پشت‌پرده چه می‌کنه و چه دسترسی‌هایی داره، محل اختلاف نظره. 🗞 @Ancients
عمارت عزیزالسلطان یا عمارت ملیجک نام‌های بنایی در محوطه مجموعه بهارستان است که دارای دو طبقه، ایوان و معماری ترکیبی از سبک‌های سنتی و مدرن است. عمارت_عزیزالسلطان اگرچه مدت‌ها بعد از فوت سپه‌سالار و در زمانی که در مالکیت ملیجک بوده ساخته شده اما جزئی از مجموعه عزیزیه است. این مجموعه در ابتدا مانند دیگر بناهای مجموعه بهارستان به میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی، صدر اعظم ناصرالدین شاه تعلق داشته‌ است. بسیاری عمارت سپهسالار یا ساختمان مجلس را عمارت بیرونی و مجموعه عمارت‌های عزیزیه را عمارت‌های اندرونی خانه سپهسالار می‌دانند که قمرالسلطنه همسر سپهسالار و عمه ناصرالدین شاه در آن زندگی می‌کرده است تا آنکه پس از فوت او، در سال ۱۳۰۹ قمری، ناصرالدین شاه مجموعه عزیزیه را به غلام‌علی‌خان عزیزالسلطان می‌بخشد و در سال ۱۳۱۱ یا ۱۳۱۲ قمری مراسم ازدواج او با اخترالدوله دختر ناصرالدین شاه، در آن برگزار می‌شود و عزیزالسلطنه در آن زندگی می‌کند. در سال ۱۳۱۳ قمری عمارت مورد نظر که به عمارت ملیجک شهرت دارد در مجموعه عزیزیه ساخته می‌شود. 🗞 @Ancients
در زمانهای قدیم مردمی بادیه نشین زندگی میکردند که در بین انها مردی بود که مادرش دچار الزایمر و نسیان بود و میخواست در طول روز پسرش کنارش باشد و اين امر مرد را ازار ميداد فكر ميكرد در چشم مردم کوچک شده است .هنگامی که موعد کوچ رسید مرد به همسرش گفت مادرم را نیاور بگذار اینجا بماند و مقداری غذا هم برایش بگذار تا اینجا بماند و از شرش راحت شوم تا گرگ او را بخورد یا بمیرد. همسرش گفت باشه انچه میگویی انجام میدهم! همه اماده کوچ شدند زن هم مادر شوهرش را گذاشت و مقداری اب و غذا در کنارش قرار داد و کودک یک ساله ی خود را هم پیش زن گذاشت و رفتند. انها فقط همین یک کودک را داشتند که پسر بود و مرد به پسرش علاقه ی فراوانی داشت و اوقات فراقت با او بازی میکرد و از دیدنش شاد میشد.وقتی مسافتی را رفتند تا هنگام ظهر برای استراحت ایستاند و مردم همه مشغول استراحت و غذا خوردند شدند مرد به زنش گفت پسرم را بیاور تا با او بازی کنم زن به شوهرش گفت او را پیش مادرت گذاشتم مرد به شدت عصبانی شد و داد زد که چرا اینکار را کردی همسرش پاسخ داد ما او را نمیخواهیم زیرا بعد او تو را همانطور که مادرت را گذاشتی و رفتی خواهد گذاشت تا بمیری. حرف زن مانند صاعقه به قلب مرد خورد و سریع اسب خود را سوار شد و به سمت مادرش و فرزندش رفت زیرا پس از کوچ همیشه گرگان بسمت انجا می امدند تا از باقی مانده وسایل شاید چیزی برای خوردن پیدا کنند. مرد وقتی رسید دید مادرش فرزند را بلند کرده و گرگان دور انها هستند و پیرزن به سمتشان سنگ پرتاب میکند و تلاش میکند که کودک را از گرگها حفظ کند.مرد گرگها را دور کرده و مادر و فرزندش را بازمیگرداند و از ان به بعد موقع کوچ اول مادرش را سوار بر شتر میکرد و خود با اسب دنبالش روان میشد و از مادرش مانند چشمش مواظبت میکرد و زنش در نزدش مقامش بالا رفت. انسان وقتی به دنیا می آید بند نافش را میبرند ولی جایش همیشه می ماند تا فراموش نکند که برای تغذیه به یک زن بزرگ وصل بود! 🗞 @Ancients