eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
211.3هزار دنبال‌کننده
47.4هزار عکس
7.1هزار ویدیو
16 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
عمارت عزیزالسلطان یا عمارت ملیجک نام‌های بنایی در محوطه مجموعه بهارستان است که دارای دو طبقه، ایوان و معماری ترکیبی از سبک‌های سنتی و مدرن است. عمارت_عزیزالسلطان اگرچه مدت‌ها بعد از فوت سپه‌سالار و در زمانی که در مالکیت ملیجک بوده ساخته شده اما جزئی از مجموعه عزیزیه است. این مجموعه در ابتدا مانند دیگر بناهای مجموعه بهارستان به میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی، صدر اعظم ناصرالدین شاه تعلق داشته‌ است. بسیاری عمارت سپهسالار یا ساختمان مجلس را عمارت بیرونی و مجموعه عمارت‌های عزیزیه را عمارت‌های اندرونی خانه سپهسالار می‌دانند که قمرالسلطنه همسر سپهسالار و عمه ناصرالدین شاه در آن زندگی می‌کرده است تا آنکه پس از فوت او، در سال ۱۳۰۹ قمری، ناصرالدین شاه مجموعه عزیزیه را به غلام‌علی‌خان عزیزالسلطان می‌بخشد و در سال ۱۳۱۱ یا ۱۳۱۲ قمری مراسم ازدواج او با اخترالدوله دختر ناصرالدین شاه، در آن برگزار می‌شود و عزیزالسلطنه در آن زندگی می‌کند. در سال ۱۳۱۳ قمری عمارت مورد نظر که به عمارت ملیجک شهرت دارد در مجموعه عزیزیه ساخته می‌شود. 🗞 @Ancients
در زمانهای قدیم مردمی بادیه نشین زندگی میکردند که در بین انها مردی بود که مادرش دچار الزایمر و نسیان بود و میخواست در طول روز پسرش کنارش باشد و اين امر مرد را ازار ميداد فكر ميكرد در چشم مردم کوچک شده است .هنگامی که موعد کوچ رسید مرد به همسرش گفت مادرم را نیاور بگذار اینجا بماند و مقداری غذا هم برایش بگذار تا اینجا بماند و از شرش راحت شوم تا گرگ او را بخورد یا بمیرد. همسرش گفت باشه انچه میگویی انجام میدهم! همه اماده کوچ شدند زن هم مادر شوهرش را گذاشت و مقداری اب و غذا در کنارش قرار داد و کودک یک ساله ی خود را هم پیش زن گذاشت و رفتند. انها فقط همین یک کودک را داشتند که پسر بود و مرد به پسرش علاقه ی فراوانی داشت و اوقات فراقت با او بازی میکرد و از دیدنش شاد میشد.وقتی مسافتی را رفتند تا هنگام ظهر برای استراحت ایستاند و مردم همه مشغول استراحت و غذا خوردند شدند مرد به زنش گفت پسرم را بیاور تا با او بازی کنم زن به شوهرش گفت او را پیش مادرت گذاشتم مرد به شدت عصبانی شد و داد زد که چرا اینکار را کردی همسرش پاسخ داد ما او را نمیخواهیم زیرا بعد او تو را همانطور که مادرت را گذاشتی و رفتی خواهد گذاشت تا بمیری. حرف زن مانند صاعقه به قلب مرد خورد و سریع اسب خود را سوار شد و به سمت مادرش و فرزندش رفت زیرا پس از کوچ همیشه گرگان بسمت انجا می امدند تا از باقی مانده وسایل شاید چیزی برای خوردن پیدا کنند. مرد وقتی رسید دید مادرش فرزند را بلند کرده و گرگان دور انها هستند و پیرزن به سمتشان سنگ پرتاب میکند و تلاش میکند که کودک را از گرگها حفظ کند.مرد گرگها را دور کرده و مادر و فرزندش را بازمیگرداند و از ان به بعد موقع کوچ اول مادرش را سوار بر شتر میکرد و خود با اسب دنبالش روان میشد و از مادرش مانند چشمش مواظبت میکرد و زنش در نزدش مقامش بالا رفت. انسان وقتی به دنیا می آید بند نافش را میبرند ولی جایش همیشه می ماند تا فراموش نکند که برای تغذیه به یک زن بزرگ وصل بود! 🗞 @Ancients
کارخانه مینو و ماشین های حمل محصولات مینو 🗞 @Ancients
تبلیغ بانک صادرات در سال ۱۳۵۶ نوشته برای سفر به خارج از کشور فقط گذرنامه و دفترچه حساب بانک صادرات احتیاج دارید! 🗞 @Ancients
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
...کاروانسرای سعدالسلطنه قزوین کاروانسرای سعدالسلطنه ،بزرگترین کاروانسرای درون‌شهری ایران می‌باشد که در عهد ناصرالدین شاه به دستور سعدالسلطنه حاکم وقت قزوین ساخته شد که مشتمل بر شش حیاط، سرا، تیمچه، حمام و مسجد است. این کاروانسرای تاریخی اکنون یکی از زیباترین جاذبه‌های گردشگری شهر قزوین می‌باشد. 🗞 @Ancients
ارگ بم سال ۱۳۵۴ 🗞 @Ancients
عدالت‌گستری ناصرالدین‌شاه در این حد بود که در سفرنامه خود نوشته است: «شب را در کرمانشاه بیتوته کردیم (=گذراندیم). جماعت کثیری آمده بودند به تظلم (=دادخواهی)، گویا والی (=فرماندار) آنجا ظلم را از حد گذرانده است. سر خُلق نبودیم (=بی‌حوصله بودم)، دادیم همه را با چوب‌ مفصل زدند!» 🗞 @Ancients
‏قیمت قاطر ! کشاورزی همسری داشت که از صبح تا نصف شب در مورد هر چیزی شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه کار می کرد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسرش مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پا لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شد. چند روز بعد، در مراسم تشییع جنازه کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک می شد، مرد گوش می داد و به نشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرد، اما هنگامی که یک مرد به او نزدیک می شد، او بعد از گوش کردن سر خود را بنشانه مخالفت تکان می داد. پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید. کشاورز گفت: خوب، این زنان می آمدند حرف خوبی در مورد همسر من می گفتند که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق می کردم. کشیش پرسید: پس مردها چه می گفتند؟ کشاورز گفت: آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم؟ 🗞 @Ancients
احتمالا مهم‌ترین کشفی که تاکنون در یکی از محوطه‌های باستانی ایران زمین انجام گرفته، چشم مصنوعی باشد که در سال ۱۳۸۵ در این شهر باستانی کشف شد. به عقیده باستان‌شناسان، این کشف، قدیمی‌ترین چشم مصنوعی جهان است.زنی که این چشم مصنوعی به همراه بقایای استخوانی‌اش کشف شد، ۱۸۲ سانتی‌متر بلندای قامت داشت که بسیار قد بلندتر از زنان دوران خود بود. از آثار و علائم برجای مانده روی حدقه چشم آن‌طور بر می‌آید که این زن باستانی چشم مصنوعی را برای مدت طولانی از زندگانی‌اش استفاده می‌کرده است. اسکلت این زن حدود ۴۸۰۰ تا ۴۹۰۰ سال قدمت‌گذاری شده است. 🗞 @Ancients
از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟ گفت: از حماقت انسانها تکه نانی در می اورم! اینها از منی که در امروز خود مانده ام، فردایشان را میخواهند... 🗞 @Ancients
پارک ملی گلستان نخستین پارک ملی ثبت شده ایران است. این منطقه کوهستانی در منتهی الیه شرق البرز و جنگل‌های شمالی کشور واقع شده است این جنگل در ۱۹ مرداد ۱۳۳۶ به نام «منطقه حفاظت شده آلمه وایشکی» تحت حفاظت کانون شکار قرار گرفت. در شهریور ۱۳۴۲ به «پارک محمدرضا شاه» تغییر نام داد و در ۲۲ فروردین ۱۳۴۳ «پارک وحش» نامیده شد. در شهریور ۱۳۵۰ محدوده‌ای در شرق پارک به نام «قُرخود» با وسعت ۳۴ هزار هکتار به آن الحاق و نهایتا در سال ۱۳۵۳ عنوان پارک وحش به «پارک ملی» تغییر داده شد. در سال ۱۳۵۴ اولین پارک ملی ایران شد که در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌عنوان یکی از ۵۰ ذخیره‌گاه زیست‌محیطی کره زمین به ثبت رسیده‌است. 🗞 @Ancients
عشاق به درگهت اسیرند بیا بدخویی تو بر تو نگیرند بیا هر جور و جفا که کرده‌ای معذوری زآن پیش که عذرت نپذیرند بیا... ( سعدی ) 🗞 @Ancients