مجازات روزه خواری در دوره قاجار
✍ مرحوم احمد منشور میگفت با «برادرم موقر» در مجلس قمار تا صبح مشغول شدیم چون به سحری نرسیدیم روزه را خورده بعد به منزل آمدیم. خبر روزه خوری ما زودتر از خودمان به منزل رسیده بود همینکه وارد شدیم مادرم از ما رو گرفت. چند روز با ما مثل جذامیها رفتار میکردند قدغن شده بود نوکرها به ما نزدیک شوند. غذایی اگر میآوردند، در اتاق میگذاشتد و فرار میکردند. ظرفهای غذای ما را علی حده در حضور ما کنار حوض، خاکمال میکردند(یعنی ظرفها نجس شده) تا بالاخره با وساطت برادر بزرگتر ما را توبه دادند و دوباره به عضویت خانه پذیرفتند
@ancients
درویشی را دیدم که در راهی میرفت. گفتم درویش کجا؟
گفت: مراسم عزا
گفتم مگر که مرده است؟
گفت: معرفت و وفا
🗞 @Ancients ⏳
ای دلبرِ ما، مباش بیدل بَرِ ما
یک دلبر ما، بِهْ که دوصد دِل بَرِ ما
نَه دلْ بَرِ ما، نه دلبر اَنْدَر بَرِ ما
یا دل بَرِ ما فِرِست یا دلبرِ ما
ابوسعید ابوالخیر
🗞 @Ancients ⏳
خنجر توپکاپی، هدیه سلطان محمود اول عثمانی به نادر شاه
سفیر عثمانی هنوز به مقصد نرسیده بود که خبر کشته شدن نادر شاه رسید. سفیر خنجر و باقی هدایا را به دربار عثمانی بازگرداند.
خنجر توپکاپی از خنجرهای مشهور جهان است. سه قطعه درشت و بسیار شفاف زمرد کلمبیایی در کنار تعداد زیادی الماس و نمایش اوج هنر جواهرسازان عثمانی از خصوصیات این خنجر است.
طول 35 سانتی متر
محل نگهداری کاخ موزه توپکاپی، استانبول، ترکیه
🗞 @Ancients ⏳
بخش بالایی پیکره شیر در تخت جمشید!
این اثر از گذرگاه زیرزمینی اتاقهای شرقی کاخ خشایارشا در تخت جمشید بهدست آمده است.
🗞 @Ancients ⏳
حكايت
درویشی به دهی رسید. عدّه ای از بزرگان ده را دید که نشسته اند. پیش رفت و گفت: چیزی به من بدهید، وگرنه به خدا قسم با این ده همان کاری را می کنم که با ده قبلی کردم.
آنها ترسیدند و هر چه خواسته بود به او دادند. بعد از او پرسیدند: با ده قبلی چه کردی؟
گفت: از آنها چیزی خواستم، ندادند، آمدم اینجا، شما هم اگر چیزی نمی دادید به ده دیگری می رفتم...😐
🗞 @Ancients ⏳
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه اصطلاحی از قدیم هست که به در بنز ها میگن در یخچالی
این شما و این هم عملکرد در یخچالی بعد از ۵۱ سال :))
🗞 @Ancients ⏳
اتومبیل ساخته شده توسط آقای هِنری فورد در سال 1930
بدنه این خودرو از پلاستیک شاهدانه ساخته شده، 50% سبکتر از ماشینهای عادی و تا ده برابر محکم تر !
سوخت آن ماریجوانا بوده!
🗞 @Ancients ⏳
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیراز در قديم دارای شش دروازه بوده است كه از آنها فقط دروازه قرآن به جلى مانده اما مردم شیراز هنوز به محل دروازه های قدیمی اشاره میکنند که عبارتند از : دروازه قرآن، دروازه اصفهان، دروازه سعدی، دروازه قصابخانه، دروازه کازرون، دروازه شاه داعی الی اله
دروازه قرآن بیش از 1000 سال پیش بدستور امیر عضدالدوله دیلمی ساخته شد و بدستور او، قرآنی در آن گذاشتند تا مسافران بسلامت از زیرش عبور کنند. در دوره زندیه کریم خان زند این دروازه را بازسازی کرد و اتاقی به بالای آن افزود و دو جلد قرآن بزرگ نفیس، به خط سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری، در اتاقک بالای آن جای داد.
🗞 @Ancients ⏳
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهترین کلمه دنیا کدام است؟
جواب اغلب کسان عشق است.
به آنها میگویم به اعتقاد من زیباترینِ کلمات و بهترینِ آنها محبت است. زیرا عشق را هم در خود مستقر دارد. محبت همچنین به معنایِ ارزانی داشتن شجاعت خود به دیگران است، نشانه خوشبینی به زندگیست، خوشبینی به درایت و بلوغ، انتقال و اطمینان به دیگران.
✍ماسکول مالتز
🗞 @Ancients ⏳
مردی میگفت: خانمم همیشه میگفت دوستت دارم. من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند. همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم: مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقمند است؟ یک شب کلافه بود، یا دلش میخواست حرف بزند.
میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمیشد مفصل صحبت کنم، من برای فرار از حرف گفتم میبینی که وقت ندارم، من هرکاری میکنم برای آسایش و رفاه توست ولی همیشه بد موقع مانند کنه به من میچسبی... گفت کاش من در زندگیت نبودم تا اذیت نمیشدی ... این را که گفت از کوره در رفتم،
گفتم خدا کنه تا صبح نباشی... بی اختیار این حرف را زدم.. این را که گفتم خشکش زد، برق نگاهش یک آن خاموش شد به مدت سی ثانیه به من خیره شد و بعد رفت به اتاق خواب و در را بست... بعد از اینکه کارهایم را کردم کنارش رفتم تا بخوابم، موهای بلندش رها بود و چهره اش با شبهای قبل فرق داشت، در آغوشش گرفتم افتخار کردم که زیباترین زن دنیارا دارم لبخند بی روحی زد ... نفس عمیقی کشید و خوابیدیم .. آن شب خوابم عمیق بود، اصلا بیدار نشدم... از آن شب پنج سال میگذرد و حتی یک شب خواب آرامی نداشته ام... هزاران سوال ذهنم را میخورد که حتی پاسخ یک سوال را هم پیدا نکرده ام ... گاهی با خود میگویم مگر یک جمله در عصبانیت میتواند یک نفر را... مگر چقدر امکان دارد یک جمله به قدری برای یک نفر سنگین باشد که قلبش بایستد ؟!!
همسرم دیگر بیدار نشد، دچار ایست قلبی شده بود... شاید هم از قبل آن شب از دنیا رفته بود، از روزهایی که لباس رنگی میپوشید و من در دلم به شوق می آمدم از دیدنش اما در ظاهر ،نه... شاید هم زمانی که انتظار داشت صدایش را بشنوم، اما طبق معمول وقتش را نداشتم .. بعدها کارهایم روبراه شد، حالا همان وضعی را دارم که همسرم برایم آرزو داشت ... من اما...آرزویم این است که زمان به عقب برگردد و من مردی باشم که او انتظار داشت... بعد مرگش دنبال چیزی میگشتم، کشوی کنار تخت را باز کردم، یک نامه آنجا بود، پاکت را باز کردم جواب آزمایشش بود تمام دنیا را روی سرم آوار کرد،... خانواده اش خواسته بودند که پزشک قانونی، چیزی به من نگوید تا بیشتر از این نابود نشوم ... آنشب میخواست بیشتر باهم باشیم تا خبر پدر شدنم را بدهد... حالا هرشب لباسش را در آغوش میگیرم و هزاران بار از او معذرت میخواهم اما او آنقدر دلخور است که تا ابد جوابم را نخواهد داد... حالا فهميدم، گاهی به یک حرف چنان دلی میشکند که قلبی از تپش می ایستد. بايد بیشتر مواظب حرفها بود.
که گاهی چقدر زود دیر میشود...
🗞 @Ancients ⏳
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طرح اولیه بالگرد
🗞 @Ancients ⏳