eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
211.8هزار دنبال‌کننده
47.4هزار عکس
7.1هزار ویدیو
16 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
این اسلایدها رو ببینید تا بفهمید زمان چقدر زود میگذره!! زودتر از اونی که فکرش رو هم بکنیم... سریال “جواهری در قصر” یا همون یانگوم ۱۶ سال پیش پخش میشد... ۱۶ سال هم از زمان پخش “شب‌های برره” گذشت ۲۱ سال از پخش سریال “زیر آسمان شهر” گذشت ۲۵سال از گل خداداد عزیزی به استرلیا گذشت پیر شدیم رفت :)) 🗞 @Ancients
کوزه‌ای با طرح برجهای فلکی؛ ساخت کاشان، مربوط به ۶۰۰ سال پیش. 🗞 @Ancients
میخائیل کلاشنيكف مخترع کشنده‌ترین اسلحه تاریخ AK-47 می‌گوید : “هر روز صبح به خودم میگم، امروز چند نفر قراره با اختراع لعنتی من جونشونو از دست بدن؟ کاش یک ماشین چمن‌زنی ساخته بودم...!” ‌‌‌‌‌‎‌‎‌ 🗞 @Ancients
در ميان اسلحه هاى جوخه اعدام، يك اسلحه با فشنگ مشقى وجود دارد كه هيچ كس نمى داند دست كيست! با اينكار هيچ كس نمى داند در عمل اعدام شريك بوده يا نه و از همين روش عذاب وجدان سربازان كم مى شود. 🗞 @Ancients
تبلیغ قدیمی کلمن، بهترین رفیق سفر! 🗞 @Ancients
تصویری تاریخی از جهان پهلوان تختی بر سکوی قهرمانی المپیک.. تختی در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن به‌ همراه امام‌علی حبیبی نخستین مدال‌های طلای تاریخ ورزش ایران در بازی‌های المپیک را کسب کرد. او با یک مدال طلا و دو مدال نقرهٔ المپیک، دو طلا و دو نقرهٔ قهرمانی جهان و یک طلای بازی‌های آسیایی در فهرست برترین‌های قرن فیلا در جایگاه سیزدهم قرار دارد. وی یکی از سه کشتی‌گیر ایرانی (در کنار امام‌علی حبیبی و عبدالله موحد) است که تصویر آن ها در تالار افتخارات فیلا نصب شده‌ است. 🗞 @Ancients
در زمان "نادرشاه" یکی از استانداران او به مردم خیلی ظلم میکرد و مالیات های فراوان از آن ها می گرفت. مردم به تنگ آمده و شکایت او را نزد نادر بردند. نادر پیغامی برای استاندار فرستاد ولی او همچنان به ظلم خود ادامه می داد. وقتی خبر به نادر رسید، چون دوست نداشت کسی از فرمانش سرپیچی کند، همه ی استانداران را به مرکز خواند. دستور داد استاندار ظالم را قطعه قطعه کنند و از او آشی تهیه کنند. بعد آش را در کاسه ریختند و به هر استاندار یک کاسه دادند و نادر به آنها گفت: "هر کس به مردم ظلم و تعدی کند، همین آش است و همین کاسه"! 🗞 @Ancients
روایتی از دکتر قمشه ای مردی میگفت: خانمم همیشه میگفت دوستت دارم. من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم... ازهمان حرفایی که مردها از زنها میشنوند و قدرش رانمیدانند. همیشه شیطنت داشت. ابراز علاقه اش هم که نگو..آنقدر قربان صدقه ام میرفت که گاهی باخودم میگفتم: مگر من چه دارم که همسرم انقدر به من علاقمند است؟ یک شب کلافه بود، یا دلش میخواست حرف بزند. میدانید همیشه به قدری کار داشتم که وقت نمی‌شد مفصل صحبت کنم، من برای فرار از حرف گفتم میبینی که وقت ندارم، من هرکاری میکنم برای آسایش و رفاه توست ولی همیشه بد موقع مانند کنه به من میچسبی... گفت کاش من در زندگیت نبودم تا اذیت نمیشدی ... این را که گفت از کوره در رفتم، گفتم خدا کنه تا صبح نباشی... بی اختیار این حرف را زدم.. این را که گفتم خشکش زد، برق نگاهش یک آن خاموش شد به مدت سی ثانیه به من خیره شد و بعد رفت به اتاق خواب و در را بست... بعد از اینکه کارهایم را کردم کنارش رفتم تا بخوابم، موهای بلندش رها بود و چهره اش با شبهای قبل فرق داشت، در آغوشش گرفتم افتخار کردم که زیباترین زن دنیارا دارم لبخند بی روحی زد ... نفس عمیقی کشید و خوابیدیم .. آن شب خوابم عمیق بود، اصلا بیدار نشدم... از آن شب پنج سال میگذرد و حتی یک شب خواب آرامی نداشته ام... هزاران سوال ذهنم را میخورد که حتی پاسخ یک سوال را هم پیدا نکرده ام ... گاهی با خود میگویم مگر یک جمله در عصبانیت میتواند یک نفر را... مگر چقدر امکان دارد یک جمله به قدری برای یک نفر سنگین باشد که قلبش بایستد ؟!! همسرم دیگر بیدار نشد، دچار ایست قلبی شده بود... شاید هم از قبل آن شب از دنیا رفته بود، از روزهایی که لباس رنگی میپوشید و من در دلم به شوق می آمدم از دیدنش اما در ظاهر ،نه... شاید هم زمانی که انتظار داشت صدایش را بشنوم، اما طبق معمول وقتش را نداشتم .. بعدها کارهایم روبراه شد، حالا همان وضعی را دارم که همسرم برایم آرزو داشت ... من اما...آرزویم این است که زمان به عقب برگردد و من مردی باشم که او انتظار داشت... بعد مرگش دنبال چیزی میگشتم، کشوی کنار تخت را باز کردم، یک نامه آنجا بود، پاکت را باز کردم جواب آزمایشش بود تمام دنیا را روی سرم آوار کرد،... خانواده اش خواسته بودند که پزشک قانونی، چیزی به من نگوید تا بیشتر از این نابود نشوم ... آنشب میخواست بیشتر باهم باشیم تا خبر پدر شدنم را بدهد... حالا هرشب لباسش را در آغوش میگیرم و هزاران بار از او معذرت میخواهم اما او آنقدر دلخور است که تا ابد جوابم را نخواهد داد... حالا فهميدم، گاهی به یک حرف چنان دلی میشکند که قلبی از تپش می ایستد. بايد بیشتر مواظب حرفها بود. که گاهی-چقدر زود دیر میشود... 🗞 @Ancients
تو دهه شصت، دختر ها عاشق اين تيپ بودن. يعني اين شلوار خمره اي، رو پات ميكردي، تموم بود.... يادش بخير کافی بود به افق خیره بشی... :) 🗞 @Ancients
سالها بود که می خواستم از فردا شروع کنم، اما همیشه فردا یک روز از من جلوتر بود. سالها گذشت تا فهمیدم باید از همین الان شروع کنم! ديل كارنگى 🗞 @Ancients
اُرُسی از عناصر معماری ایرانی و پنجره مشبکی است که با توجه به رنگ های متنوع آن اثرات روانشناختی مثبت زیادی داشت و باعث محدود کردن فضای دید دیگران به درون می شود تصویر ارگ کریم خان شیراز 🗞 @Ancients
تندیس بسیار زیبای مولانا شاعر ایرانی، در دوشنبه پایتخت تاجیکستان رونمایی شد. 🗞 @Ancients