eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
214.2هزار دنبال‌کننده
47.5هزار عکس
7.1هزار ویدیو
16 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
خانه مشیرالملک انصاری از خانه‌های اشرافی دوره صفویه محسوب می‌شود. این خانه متعلق به خاندان مشیرانصاری از مستوفیان و منشیان دربار صفویه است که در دوره شاه‌عباس بزرگ از شیراز به اصفهان مهاجرت کرده و در آن سکنی گزیدند. تأثیرگذارترین چهره این خاندان میرزا حبیب‌الله مشیرالملک انصاری است. وی در سال ۱۲۵۷ ه.ق در اصفهان متولد شد و در سال ۱۲۸۸ ه.ق حاکم اصفهان شد. 🗞 @Ancients
نام هفتمین ماه سال در زمان هخامنشیان "با گ یا دئیش" به معنای ماه پرستش خدا بود که احتمالا منظور ایزد میترا(میثر)بوده که امروزه مهر ماه نامیده می‌شود. 🗞 @Ancients
عکسی کمیاب از بنای تخت جمشید در زمان قاجار و قبل از کاوشهای باستانی 🗞 @Ancients
کاروان‌سرای سنگی انجیره اردکان یزد 🗞 @Ancients
باغ زرشک یکی از مهمترین باغ‌های چهارباغ بالا اصفهان بوده که قدمت آن به دوره صفویه می‌رسد. در دوره پهلوی این باغ تبدیل به کارخانه صنایع پشم اصفهان می‌شود. امروزه از این باغ فقط کوشک آن پابرجاست. عکس: محمد میرزایی 🗞 @Ancients
چه زیبا گفت مولانا! بر مرده دلان پند مده خویش میازار زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست جایی که بردار به بردار نکند رحم بیگانه برای تو برادر شدنی نیست 🗞 @Ancients
سحرخیز باش تا کامروا باشی! حکایت کرده اند که بزرگمهر وزیر دانشمند انوشیروان هر روز صبح زود خدمت پادشاه میرفت و در جواب وی که چرا اینقدر زود آمدی میگفت: سحرخیز باش تا کامروا شوی. روزی انوشیروان به عده ای از درباریان دستور داد تا نیمه شب بیدار شوند و سر راه بزرگمهر٬ منتظر بمانند. چون خواست به درگاه بیاید٬ از هر طرف به او حمله کنند و لباسهایش را درآورده و بگریزند. صبح روز بعد که بزرگمهر به درگاه میرفت مورد حمله دزدان قرار گرفت و چون لباسهایش را بردند مجبور شد به خانه برگشته و تجدید لباس کند. و چون به درگاه انوشیروان رسید شاه را خندان دید که میگفت: مگر هر روز نمی گفتی٬سحر خیز باش تا کامروا باشی؟ چرا امروز دیر آمدی؟ بزرگمهر گفت: امروز دزدان کامروا شدند زیرا سحرخیزتر از من بودند... 🗞 @Ancients
ضرب المثل کار نیکو کردن از پر کردن است! روزی روزگاری در پشت کوه های بلند اذربایجان علی بن مجدالدین از پدری به نام عبدالله و مادری به نام امنه متولد شد. علی پسری بازیگوش و نافرمان بود و تمام روز خود را به آزار و اذیت دیگران,سپری میکرد و نصیحت های خانواده اش در او اثری نداشت. در یکی از روزهای بسیار گرم تابستان علی چوپانی را دید که به تنهایی گله ای که از ده ها میش بزرگ تشکیل شده بود را ,به تنهایی به سمت آغل هدایت میکرد و در نزدیکی آغل آنها را روی دست میگرفت و به داخل میبرد.این صحنه که هم علی را به خنده انداخته بود ,و هم باعث شده بود کنجکاوی او تحریک شود,باعث شد به سمت جوان رفته و از او سوالی را بپرسد. علی به نزدیکی در آغل رفت و با طعنه به چوپان گفت:موجود ضعیف و لاغری چون تو چگونه میتواند کار مردان جنگی ورزیده را انجام دهد,نکند گوشت میش های تو از پنبه است و یا آنها پر در می آورندو همچون فرشته ها پرواز کنان به آغل میروند.چوپان با آرامش سری تکان داد و گفت:تو چگونه تمام روز را میتوانی به تمسخر دیگران بپردازی ,نکند در دهان تو هم به جای زبان ماری با نیش زهراگین وول میخورد.علی که اینبار فکر کرد چوپان اورا فردی حاضر جواب میداند با غرور گفت:من سالهاست که بارها و بارها این کار را انجام میدهم و برای من بسیار آسان شده است.تمسخر دیگران زحمتی برای من ندارد. جوان با لبخند گفت:پس برای من هم که از کودکی شبانی کرده و هرروز این کار را انجام میدهم,بلند کردن و هدایت چند میش بسیار آسان است .اماچه خوب است نتیجه کارنیک را با پرکردن بیابی. 🗞 @Ancients
خط تولید کامیون بنز دهه 1950 این کامیون ها در ایران فروش بسیار خوبی داشتند و هنوز هم تعداد زیادی از آنها به چشم میخورند. 🗞 @Ancients
درون آدم ها را در زمان عصبانيت بشناس؛ حرفاهايى كه آدم ها در زمان عصبانيت به شما ميزنند واقعى ترين نظر آنها در مورد شماست... الهى قمشه اى 🗞 @Ancients
لادیسلاوس فون رابسه‌ویچ، مهندس سازهٔ اهل اتریش و استاد دانشگاه فنی وین بود. او سازندهٔ پل ورسک، از شگفتی‌های مهندسی راه‌آهن ایران بود. او به‌همراه خانواده‌اش حدود دو سال در خانه‌ای در پائین دست پل و در کنار رودخانه ورسک زندگی کردند. در روز افتتاح راه‌آهن سراسری ایران مقرر شد که ل.فون رابسه‌ویچ و خانواده‌اش در هنگامی که اولین قطار از روی پل ورسک رد می‌شود، زیر آن بایستند تا اگر سازه آسیب دید، خودشان در جا هزینه را با جانشان پرداخت کنند. 🗞 @Ancients
دیدار ناصرالدین شاه قاجار با ملکه ویکتوریا ناصرالدین شاه در نخستین سفر فرنگ ، با ملکه انگلیس در قصر وینزر دیدار کرد و در این ملاقات نشان «بندجوراب»(بالاترین نشان افتخار بریتانیا) را دریافت کرد. تصویر اول: کاشی با تصویری از دیدار ناصرالدین شاه با ملکه انگلیس، نصب شده در تالار سلام، کاخ گلستان 🗞 @Ancients