eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
214.2هزار دنبال‌کننده
48.5هزار عکس
7.4هزار ویدیو
16 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
كليپى از پرونده های سری اتحاد جماهیر شوروی که در سال 2015 افشا شد. اين فيلم میگ های روسی را در سال 1970 در حال تعقیب يك شی پرنده عجيب نشان ميدهد...! 🗞 @Ancients
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‍ “سلطان‌بیگم” نام بانویی است در زمان قاجار که بعضی‌ها معتقدند عمه‌ی ناصرالدین‌شاه بوده و برخی دیگر بخاطر نبود سندی معتبر آن را رد می‌کنند.‌ ‌ اما آنچه که مسلم است این موضوع است که او از بستگان نزدیک ناصرالدین‌شاه بوده است و در دوره‌ی قاجار در محله‌ی با اصالت “عودلاجان” جایی معروف به محله‌ی عرب‌ها در این عمارت زیبا و باشکوه چیزی حدود 200 سال قبل زندگی می‌کرده است.‌ ‌ این بنای شگفت‌انگیز که اکنون معروف به “خانه موزه‌بازار” نام دارد سرگذشتی پرفراز و نشیب پشت سر گذاشته است.‌ ‌ سال‌ها قبل خانم “سلطان‌بیگم” این عمارت را به فرزندش(تقی شجاعی) میبخشد و او هم چند سال بعد یعنی در زمان پهلوی و در سال 1326 عمارت مادر را به خانواده‌ی “نیرنما” می‌فروشد.‌ ‌ خدا خیر دهد خانواده‌ی نیرنما را که با وجود بازسازی و مرمت این خانه دست به تالارآینه و حوض‌خانه‌اش نمی‌زنند و دلیل این کار را حفظ میراث فرهنگی و آثار ارزشمند آن می‌خوانند.‌ طراحی این خانه به شکل خاصی است و شبیه U می ماند و همچون بناهای اعیانی آن دوره با حوض مرکزی و پنجره‌های بزرگ چوبی نگاه هر گردشگری را محو تماشا خواهد کرد.‌ جالب است بدانید که استاد “شهرام ناظری” خواننده‌ی معروف ایرانی به مدت دو سال با خانواده‌اش در این‌جا مستاجر بودند و یکی از سازهای با ارزش خود را از خاندان نیرنما هدیه گرفته است.‌ در عمارت سلطان‌بیگم کتاب‌خانه‌ای وجود دارد که در واقع کتاب‌خانه بازار است و بالغ بر 6000 کتاب در آن وجود دارد.‌ ‌ گاهی قدم زدن در عمارت‌هایی این‌چنین روح آدم را به سفری تاریخ خواهد برد.‌ 🗞 @Ancients
گرگ گرسنه ای بود که یک روز هر چه به این در و آن در زد و هر چه جست و جو کرد، چیزی برای خوردن به دست نیاورد. گله های گوسفند و بز از کنارش می گذشتند. گرگ هم از جایی که مخفی شده بود، حرکت گوسفندها و بزهای خوشمزه را می دید، اما جرئت نداشت که از کمین گاهش بیرون بیاید. زیرا هر گله ای دو سه نفر چوپان داشت و چند تا سگ هم همراه گله بود. گرگ می دانست که اگر سر و گوشی نشان بدهد، دندان تیز سگ های گله و چوب و چماق چوپان ها در انتظارش است. گله ها که از جلو چشم های گرسنه ی او عبور کردند، گرگ از مخفی گاهش بیرون آمد و به طرف جوی آب رفت و با خودش گفت: « حالا که چیز دندان گیری برای خوردن پیدا نکرده ام، بهتر است کمی آب بخورم تا شکم گرسنه ام این قدر قار و قور نکند.» وسط راه، فکر کرد که بهتر است از آب زلال چشمه که هنوز به جوی راه پیدا نکرده بنوشد با این فکر، گرگ راهش را کج کرد و به طرف سرچشمه رفت. از قضای روزگار، گوسفندی از گله جدا افتاده بود و تک و تنها به طرف روستا می رفت. گوسفند وقتی چشمش به جوی آب افتاد، احساس تشنگی کرد و رفت تا خودش را سیراب کند. گوسفند درست زمانی به جوی رسید که گرگ هم به سرچشمه رسیده بود و می خواست آب بخورد. گرگ با دیدن گوسفند، دهنش آب افتاد لب و لوچه اش را لیسید و برای اینکه گوسفند را فریب دهد و به او نزدیک شود، با صدای بلند گفت: «آهای گوسفند نادان! مگر نمی بینی که من هم دارم از آب این جوی می نوشم؛ چرا مواظب حرکات و رفتارت نیستی و آب را گل آلود می کنی؟» گوسفند از دیدن گرگ ترسید. می خواست فرار کند، اما با خودش گفت: «این گرگ، ظاهراً کاری به کار من ندارد. پس چرا بترسم؟...» گوسفند که فکر می کرد گرگ راست می گوید و نمی دانست که گرگ می خواهد از آب گل آلود ماهی بگیرد نگاهی به جوی و نگاهی به گرگ انداخت و گفت: «ای بابا! این چه حرفی است که شما می زنید. من پایین جوی هستم و از این پایین آب می خورم و شما بالای جوی و درست کنار سرچشمه ی آن هستید. اگر هم کسی بتواند آب را گل آلود کند، شمایید.» اما این حرف ها برای گرگ بهانه جو اصلاً ارزشی نداشت. این بود که آرام آرام به طرف گوسفند رفت و پرسید: «ببینم، آب از توی جوی به چشمه می آید یا از توی چشمه به جوی؟» گوسفند جواب داد: «این دیگر معلوم است همه می دانند که آب از چشمه به جوی می رسد و الآن هم شما سرچشمه اید، نه من...» گرگ این بار بهونه دیگه پیدا کرد و گفت :تو پارسال منو فحش دادی!! گوسفند گفت : من اصلا پارسال بدنیا نیامده بودم!! گرگ که با هر کلمه، قدمی به گوسفند نزدیک تر می شد، گفت: «چه زبان درازی داری. همان جا بمان که آمدم بخورمت. بابات هم همین زبان درازی ها را داشت که مجبور شدم بخورمش.» گوسفند تازه فهمید که اعتراض گرگ، چیزی جز بهانه و فریبی نبوده است. خواست فرار کند، اما دیگر کار از کار گذشته بود و گرگ آن قدر به او نزدیک شده بود که با یک جمله توانست گوسفند بیچاره را شکار کند. از آن به بعد، درباره ی آدم زورگو و فریبکاری که برای رسیدن به مقصود ناحق خودش بهانه تراشی کند، می گویند: «بابات هم همین زبان درازی ها را داشت که مجبور شدم بخورمش.» 🗞 @Ancients
یک‌شنبه؛ 28 آبان 1402 هجری‌خورشیدی؛ 19 نوامبر 2023 میلادی؛ 5 جمادی‌الاولی 1445 هجری قمری 🔹ولادت باسعادت حضرت زینب (س) - 5 ق/ روز پرستار 🔹عزل اميركبير صدراعظم ناصرالدين شاه در پی بدگويی دشمنان داخلی و خارجی - 1230 ش 🔹برگزاری انتخابات مجلس دوم ایران در سال پس از دوران استبداد صغیر محمدعلی‌شاه قاجار - 1288 ش 🔹زادروز عبدالحسن ستارپور معروف به ستار خواننده مطرح ایرانی - 1328 ش 🔹زادروز اردشیر کامکار آهنگساز، نوازنده مطرح کمانچه، قیچک، دف و ویولن و از اعضای گروه کامکارها در سنندج - 1341 ش 🔹درگذشت احمد علی سپهر معروف به مورخ الدوله ش - 1354 ش 🔹کشته شدن بهرام آرام یکی از اعضای بلندپایه سازمان مجاهدین خلق ایران در درگیری با مامورین ساواک - 1355 ش 🔹تاسيس جبهه ملی چهارم به رهبری شاپور بختیار و داریوش فروهر و تعدادی دیگر - 1356 ش 🔹درگذشت استاد محمدتقی مدرس رضوی استاد ممتاز دانشگاه تهران و پژوهشگر ادبی - 1365 ش 🔹روز جهانی مرد 🔹روز جهانی توالت 🗞 @Ancients
ارسطو را اولین معلم تاریخ می دانند چون که تا قبل از او اساتید پیشین برای شاگردان خود سخن می گفتند و آنان گوش می کردند؛ با آمدن ارسطو درس نوشتاری و مکتوب پایه گذاری شد! 🗞 @Ancients
سفر علمی تفریحی دختران دبیرستان آناهیتای‌ اهواز به آتن پایتخت یونان در اردیبهشت‌ماه 1352 🗞 @Ancients
"چجوری میشه یک فرعون بی‌حوصله رو سرگرم کرد؟ یک گروه زن که بجای لباس، تور ماهیگیری به تن دارن رو سوار قایقی روی رود نیل کن و به فرعون بگو بریم ماهیگیری!" اولین جوک نوشته‌ شده در تاريخ؛ 3600سال پیش در مصر باستان! 🗞 @Ancients
گُفتم شرابِ وَصل، به اُوباش ميدهند؟! با خنده گُفت: بنده ی «او» باش، ميدهند .... « مولانا » 🗞 @Ancients
جنگ حران اهمیت زیادی در تاریخ ایران دارد، زیرا رومی ها تا آن زمان در همه جا فاتح و پیروز بودند و این شکست بزرگ بر هیبت آنها سایه افکند و نام حکومت پارت را در جهان بزرگ کرد. این جنگ به رهبری سورنا، سردار دلیر اشکانی علیه روم به رهبری کراسوس صورت گرفت. طبق نوشته پلوتارک، در پایان نبرد ۲۰ هزار رومی کشته و ۱۰ هزار تن اسیر شدند! در حالی که تعداد زخمی‌ها و کشته‌های اشکانی بسیار کمتر بود. سردار سورنا در این جنگ برای اولین بار از تاکتیک حمله و گریز استفاده کرد که اکنون این شیوه جنگ را با نام پارتیزانی میشناسیم. 🗞 @Ancients
تصویری تاریخی و بسیار زیبا از میدان آزادی ( شهیادسابق) سال ۱۳۵۴... 🗞 @Ancients
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمادِ دانشگاه تهران از کجا برگرفته شده‌است؟ گچ‌بری ساسانی، در منطقه‌ای که امروزه ام الزعتر در تیسفون در عراق امروزی (که در زمان ساسانیان، آسورستان خوانده‌می‌شد)؛ به‌الفبای پهلوی، واژه‌ی «فزونی» نوشته‌شده‌است؛ نمادی‌از فرّه، (شکوه ایزدی) و فرونیِ برکت و شادی و خوشی و رفاه و ثروت و مهر و عشق. استاد محسن مقدم باالهام‌از این‌گچ‌بری نماد دانشگاه‌تهران را طراحی‌کرد. نمونه‌ی اصلی این گچ‌بری امروزه در موزه‌ی هنرهای متروپولیتن نگه‌داری می‌شود. *پ.ن: پارسی میانه، زبان پارسیک است و با زبان پهلوی فرق‌‌دارد. 🗞 @Ancients