تصویری از ساختمان بلدیه در میدان توپخانه تهران
پس از کودتای سوم اسفند و صدارت سید ضیاءالدین طباطبایی فردی ارمنی به نام گاسپار ایپگیان کفیل بلدیه شد. او با جدا کردن بلدیه از نظمیه دگرگونی بسیاری در آن پدیدآورد. ایپکیان برای ساماندهی و اداره امور شهرداری کوشید آنها را متمرکز کند. از این رو نخستین ساختمان مرکزی شهرداری تهران را بخش شمالی میدان توپخانه پایهگذاری کرد.
این ساختمان تا میانههای دهه چهل خورشیدی همچنان بر پا بود و نماد شهرداری تهران بهشمار میرفت.
🗞 @Ancients ⏳
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میمند از عجیب ترین روستاهای ایران با قدمتی بالا
🗞 @Ancients ⏳
تصویری از یک صفحهی بازی مار و پله
هند، سال 1895
متن داخل خانهها به فارسی است.
در تصویر از بازی به عنوان یک بازی فلسفی یاد شده است.
@Ancients
کشیش:
آمده ام اعتراف کنی تا گناهانت آمرزیده شود!
موسیو وردو:
اگه ما گناه نکنیم، شما از کجا نان بخورید؟!
🎥“موسیو وردو” با بازی چارلی چاپلین
🗞 @Ancients ⏳
● پارسی باستان: خشترپاون
● پارسی پهلوی: شَترپان
● پارسی نوین: شهربان
شوربختانه واژه ایرانی "شهربان" به واژه یونانی polis تغییر کرده است!!!
🗞 @Ancients ⏳
جالب بدونید که ايرانيان باستان نيز روزه داشتند!
آنان روزه را در گناه نکردن 7 عضو بدن یعنی :
2 چشم
2 دست
2 پا و زبان میدانستند و
آنرا روزه 7 اندام مینامیدند!
همچنین زرتشتیان در گذر هر ماه، 4 روز ویژه دارند که از کشتار و قربانی حیوانات و خوردن خوراکیهای گوشت دار پرهیز میکنند، شاید بتوان این را نیز گونهای از روزه داری به حساب آورد
🗞 @Ancients ⏳
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عکس های قدیمی از دروازه قرآن شیراز...
این دروازه در ابتدا در زمان عضدالدوله دیلمی ساخته شد و قرآنی در آن قرار گرفت تا مسافران با گذر از زیر آن متبرک شوند.
در دوره زندیه، کریمخان زند این دروازه را بازسازی کرد و اتاقی به بالای آن افزود و دو جلد قرآن بزرگ نفیس، به خط سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری، در اتاقک بالای آن قرار داد. این قرآنها، که به «قرآن هفده کیلوگرم» معروفند، اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس انتقال یافتهاند.
دروازه قرآن در دوره قاجاریه به علت وقوع چندین زلزله دچار صدمات زیادی شد که محمد زکی خان نوری آن را تعمیر کرد.
در زمان رضاشاه این بنا توسط شهردار وقت شیراز تخریب شد.
دروازه قرآن در سال ۱۳۲۸ شمسی با همت یکی از بازرگانان شیراز به نام حاج حسین ایگار معروف به اعتماد التجار، با فاصله کمی از دروازه قدیمی ساخته شد.
🗞 @Ancients ⏳
✅ نتیجه ی آموزش صحیح
از چهار ماهِ پیش که به شهرِ کوچیک #آتن (Athens) در ایالت #جورجیا (Georgia) در #آمریکا اومدیم، در محلِ کارم متوجه یک نکته جالب شدم. مردمِ این شهر عاشقِ این هستند که صورتحساب شون رو با نوشتنِ چک پرداخت کنند؛
روزای اول به نظرم میومد چقدر تو این شهرِ کوچیک، آدم هایِ با دست خطِ خوب و زیبا زیاده. بیشتر که دقت کردم، دیدم تقریبا همه این آدمهایِ خوش خط، خانم هستند و همشون هم در رِنجِ سنیِ 50 تا 65 بودند. نه اینکه دیگران اصلا خوش خط نباشن، نه؛ ولی تو این گروه خیلی تعدادشون زیاد بود.
به چند نفرشون گفتم: «تو این شهر خوش خط زیاده ها!» همشون بدونِ استثنا با تعجب میگفتن: «جدی؟ نمیدونم!» سوالمو عوض کردم؛ این دفعه پرسیدم: «کی باعث شد اینقدر خط تون خوب شه؟» جالب این بود همه جوابشون باز یکی بود: «خانومِ باربارا، معلمِ کلاسِ دوم! اون همیشه می گفت که خوش خط بنویسم.»
یه معلم تو یه شهرِ کوچیک در طولِ زمانِ کارش رویِ خوش خطیِ دانش آموزانش کار کرده بود و من داشتم اثرِ کارشو بعدِ سال های سال می دیدم.
از یکیشون پرسیدم: «خانمِ باربارا آدمِ خاصی بود؟»
گفت: «نه!»
- معلمِ معروفی بود؟
- نه!
- زنده ست؟
- نمیدونم!
این سوالها رو از چند نفرِ دیگه هم پرسیدم و دقیقا همین جوابها رو شنیدم.
این ماه سوالم رو عوض کردم. از هر خانمی در اون گروهِ سنی که خطِ خوبی داشت میپرسیدم: «معلمِ کلاسِ دوم تون خانومِ باربارا بوده؟» همشون با قیافههایِ حیرت زده، با تعجب یه جواب میدادن: «آره... از کجا میدونی؟!»
پس تو هر مقطعی که هستیم کارمونو درست و اصولی انجام بدیم
🗞 @Ancients ⏳