آبشار نیاگارا بدون آب! ۱۹۶۹
چه عکس عجیبی. چه ترسناکه. تصور کردم یهو دریاها خشک بشن. یهو یه روز صبح بلند شیم ببینیم هیچ رودخونه ای و دریایی نیست.
🗞 @Ancients ⏳
میگویند هنگامی که در آمریکا همه در جستجوی طلا بودند، یک نفر با فروش "بیل و کلنگ" میلیونر شد!
🗞 @Ancients ⏳
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"هیچ تاریخی به اندازه تاریخ ایران برای خوانندهاش آه و افسوس و کاشکی و اگر ندارد."
🗞 @Ancients ⏳
یکی از بهترین مدافعان تاریخ فوتبال، اسطورهی بایرن مونیخ و تیم ملی آلمان و با سابقهی بازی در هامبورگ و نیویورک کازمس در سن ۷۸ سالگی در گذشت.🖤
🗞 @Ancients ⏳
.
مجلهی ملانصرالدین
عکسی از امیرنظام گروسی که خودش زیرش رو نوشته و امضا کرده و به کنسول فرانسه در تبریز هدیه داده.
از آرشیو کنسولگری فرانسه در تبریز بدست اومده.
در حراجی بنهامز برای فروش گذاشتنش!
🗞 @Ancients ⏳
✅ « خورشید / میترا » در ۱۲ برج ؛ و نگاره باستانی « شیر و خورشید »
☀️ تصویر : سکههای جهانگیرشاه پادشاه گورکانی هند که در یک طرف سکهها به پارسی نوشته شده « زر زیور در آگرا روی یافت از جهانگیرشاه اکبرشاه ». و در طرف دیگر قرار گرفتن خورشید در ۱۲ برج فلکی نقش شده است
🔺 حرکت ظاهری خورشید از دید ناظر زمینی در ۱۲ صورت فلکی ِ برجها باعث بوجود آمدن تصویر : شیر و خورشید، گاو و خورشید، بز و خورشید و ... شد. معروف ترین این نگارهها قرار گرفتن خورشید بر پشت شیر در مرداد ماه است. به احتمال زیاد خاستگاه نماد معروف « شیر و خورشید » در تاریخ ایران نیز همین دلایل نجومی و اساطیری است
🗞 @Ancients ⏳
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ازبکها چه کسانی هستند؟ (تاریخ ازبکها و ازبکستان)
🗞 @Ancients ⏳
ادوارد اسکات وارینگ جهانگرد انگلیسی که در سال هزار و هشتصد و دو میلادی وارد ایران شده بود، بازار وکیل شیراز را این گونه توصیف می کند: «بازار وکیل با آجر ساخته شده و در نوع خود یکی از بهترین شاهکارهای زمان خود به حساب می آید. این بازار در حدود نیم مایل طول و حدود پنجاه پا عرض دارد. می گویند هنگامی که بنای آن به پایان رسید، کریم خان زند سواره از میان آن عبور می کرد و جای ناخنی را روی دیوار مشاهده کرد، بلافاصله دستور داد تا مقصر را پیدا و او را مجازات کنند. یک گارد محافظ شبانه از بازار حراست می کند و هر کالایی جای مخصوص به خود دارد که مشتری برای تهیه و خرید آن می داند به کدام قسمت مراجعه کند. در شیراز بازارچه های قشنگ دیگری وجود دارد ولی هیچ کدام به پای بازار وکیل نمی رسد.
🗞 @Ancients ⏳
میخائیل کلاشنيكف مخترع کشندهترین اسلحه تاریخ AK-47 میگوید:
“هر روز صبح به خودم میگم، امروز چند نفر قراره با اختراع لعنتی من جونشونو از دست بدن؟ کاش یک ماشین چمنزنی ساخته بودم.
🗞 @Ancients ⏳
انوشیروان از بزرگمهر پرسید:
ملک ایران چگونه ویران شود؟
بزرگمهر گفت :
کارهای بزرگ را به آدم های کوچکبسپار و آدم های بزرگ را تحقیر کن؛ویران شود...!
🗞 @Ancients ⏳
مامان من یواشکی پیر شد،
مثلا اینجوری که در فاصلهی بینِ سماور و بهشت و سجاده..
بابا ولی نه، احتمالا یکدفعه. یا یکدفعه پیر شد، یا من یکدفعه متوجهش شدم.
اینجوری بود که وقتی کنکور داشتم، یه شب از اتاق اومدم بیرون و گفتم بابا میشه تلویزیونو یه ذره کم کنین؟
گفت آره آره حتما.
با یه دستپاچگیِ خفیف کنترل رو برداشت و صداشو پایین آورد.
برگشتم تو اتاق.
چند دقیقه بعد در زد.
گفت اگه یکم صداشو بلند کنم اذیت میشی؟
گفتم نه، اذیت نمیشم بابا جان.
یکم صداشو بلند کرد، مثلا از سی، بُرد سیوپنج.
الان شده نزدیکای پنجاه.
مامان میگه وقتی داره نماز میخونه صدای بلند تلویزیون اذیتش میکنه.
یه بار خواهرم به بابا گفت میآین بریم سمعک بگیریم؟
خیلی محکم گفت نه، نه، سمعک چرا، من گوشام سالمه.
اما گوشاش سالم نیست.
خیلی وقته که سالم نیست.
مامان میشینه کنار سماور تا آب جوش بیاد و چای بریزه.
خیره میشه به بخارِ رقیقی که از سوراخای بالای سماور به آسمونِ کهنهی آشپزخونه پر می گیره.
بابا از توی اتاق میگه «چای داریم؟».
مامان سینی به دست میره پیشش و میپرسه که حاجی جان چرا داد میزنی خب.
بابا با تعجب جواب میده، که من داد نزدم، آروم گفتم.
آروم هم گفت.
توی سرش، همهچیز آرومه الان.
داره آرومتر هم میشه.
توی سرش، نشسته روی یک نیمکتِ سیمانی و به درختای خشکیدهی باغ نگاه میکنه.
میبینه که باد بین شاخههای درخت میپیچه اما صدای باد رو نمیشنوه.
مامان رو صدا میکنه.
«خانوم از کی دیگه باد بیصدا میوزه؟»
بابا دیگه صدای باد رو نمیشنوه.
واسه همینه که طوفان لازمه.
طوفان لازمه تا بابا نفهمه پیر شدن رو...
🗞 @Ancients ⏳