7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گذشت زمان با آدمی چه میکند. این عمر کوتاه ارزش به بد بودن ندارد.
(بازیگران مطرح هالیوودی در سنین جوانی و پیری)
🗞 @Ancients ⏳
مونتاژ ژیان در ایران
اون موقع درباره ژیان میگفتن
باجناق فامیل نمیشه، ژیان هم ماشین نمیشه😂😂
🗞 @Ancients ⏳
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونستید!؟
منتشر شدن تبلیغ "میخوامسالاددرستکنم" فروش سس مایونز دلپذیر رو به جایی رسوند که حتی اگر کارخانه به صورت ۲۴ساعته هم مشغول تولید سس مایونز بود؛ جوابگوی تقاضا نبود.
این شعر انقدر معروف شده بود که مردم تو کوچه و خیابون بی اختیار میخوندنش!
الانم خاطرات خیلیا زنده شد😁
🗞 @Ancients ⏳
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تیتراژ برنامه کودک دهه ۷۰
🗞 @Ancients ⏳
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍭 خاطرات خوشمزه ۳۰ سال پیش
🗞 @Ancients ⏳
- در سال 1914 انگلیسی ها اولین حمله شیمیایی خود را در جنگ با آلمان با 140 تُن گاز کلرین انجام دادند ولی ناگهان با تغییر جهت باد، گاز بطرف نیروهای خودشان برگشت و 2000 سرباز انگلیسی مسموم شدند! 😐
🗞 @Ancients ⏳
در محله ما یک گاریچی بود که نفت میفروخت و به او عمو نفتی میگفتند.
یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟
گفتم: بله! گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!
من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟
گفت: قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی میشود، دیگر سلام علیک او تغییر میکند… از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت میداد. عوض اینکه بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد...
سی سال او را با اخلاق خوب تحويل گرفتم. خیال میکردم اخلاقم خوب است.
ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم.
یادمان باشد، سلام مان بوی نیاز ندهد!
🗞 @Ancients ⏳
تصویر کمتر دیده شده از شب چله در حرمسرای ناصرالدین شاه قاجار
عکاس اکثر این تصاویر خود ناصرالدین شاه بوده!
🗞 @Ancients ⏳
برای مردم غمگین؛ زندگی در شهر آسانتر است.
در شهر انسان میتواند صد سال زندگی کند بدون آنکه متوجه شود مدتهاست مرده و تبدیل به خاک شده...
👤لئو تولستوی
🗞 @Ancients ⏳
میگویند آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه با اسبش میتاخته تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین میشده. بعد آن بیچاره را میگرفته و دور گردنش، زنگولهای آویزان میکرده. در نهایت هم رهایش میکرده. تا اینجای داستان مشکلی نیست. درست است روباه مسافت، زیادی را دَویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است. هم جانش را دارد، هم دُمش را. پوستش هم سر جای خودش است. میماند فقط آن زنگوله!... از اینجای داستان، روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا میکند. دیگر نمیتواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری میدهد. بنابراین «گرسنه» میماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری میدهد، پس «تنها» میماند. از همه بدتر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» میکند، «آرامش» اش را به هم میزند و در نهايت از گرسنگي و انزوا ميميرد.
دقیقا این همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش میآورد. دنبال خودش میکند، خودش را اسیر توهماتش میکند. زنگولهای از افکار منفی، دور گردنش قلاده میکند. بعد خودش را گول میزند و فکر میکند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آنها را با خودش میبرد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای تکان دادن پشت سر هم یک زنگوله...
🗞 @Ancients ⏳