eitaa logo
تاریخ ایران و جهان باستان
205.9هزار دنبال‌کننده
49.2هزار عکس
7.7هزار ویدیو
15 فایل
ملتی که تاریخ خود را نداند، مجبور به تکرار آن است هر روز با مطالب جالب سیاسی و تاریخی 💐💐 پذیرش تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/4048027657C227a3cbb22
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ بعد از پذیرش قطع‌نامه 598 در سال 1367 توسط ایران، قیمت دلار شدیدا کاهش پیدا کرد، در اثر کاهش دلار تعداد کسانی که به دلیل از دست دادن ثروت خود دارفانی را وداع گفتند آنقدر زیاد بود که قطعه ای در بهشت زهرا به آنها اختصاص یافت که به قطعه 598 مشهور شد! 🗞 @Ancients ⏳
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سردار ملی ایران ستارخان و مقاومت ایشان در تبریز که در محاصره بودند و البته شجاعت و درایت سرداران ترک سلجوقی فرادنبه و نیز عبدالله خان خدابنده شهرکی موجب به ثمر رسیدن مشروطه و فتح اصفهان و تهران شد. سخنان استاد شهریار درباره سردار ملی را میشنوید @ancients
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا سال‌ها برنامه‌ریزی فرهنگی برای لباس زنان برای آن بود که این و بسیاری دیگر از لباس‌ها را از دست بدهیم؟! به جایش چه به دست آوریم؟ مانتوی کمونیستی؟! و آیا حاصل آن همه "استقلال و آزادی زنان" آن شد که چنین چهره‌های طبیعی و زیبایی، با ماسک‌های هرچه تصنعی و بینی‌های عمل‌شده عوض شود؟! آباده فارس فیلم از ساسان فارسانی 🗞 @Ancients ⏳
حرفهای بند تنبانی! در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او را حاضر کردند و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: کسی که تنباکو از من می خرد ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش پاره شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم. از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبونی مثال می زنند. 🗞 @Ancients ⏳
معمارى فوق العاده مسجد سن پترزبورگ سنگ بنای این مسجد در سال 1910 عبدالاحد خان بخارا، نهاده شد و معمار آن نيكلاى واسيليف بود. اين مسجد تا سال 1990 بزرگترين مسجد اروپا بود. 🗞 @Ancients ⏳
آخرین دشمنان 🔻کاریکاتوری که در مجله ارمنی زبان خاتابلا منتشر شد و یک ارمنی و یک آذربایجانی را نشان می‌دهد که در میان انبوهی از جمجمه‌ها، یکدیگر را هدف گرفته‌اند. در همین حین، ۲ افسر عثمانی و روس از دور به آن‌ها می‌خندند. 🔻این کاریکاتور در پاسخ به خشونتی که بین جوامع ارمنی و آذربایجانی در سال ۱۹۰۵ رخ داد طرح شد. این خشونت‌ها در باکو شروع شد اما به زودی گسترش یافت. قزاق های روسی در نهایت برای پایان دادن به قتل‌عام مداخله کردند. 🔻خاتابالا یک مجله ارمنی مستقر در تفلیس بود که از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۶ منتشر شد. این کاریکاتور توسط اسکار اشمرلینگ، کاریکاتوریست روسی-گرجی در ۱۲ اوت ۱۹۰۶ طراحی شد. او به طور منظم برای خاتابلا و همتای آذربایجانی آن ملا نصرالدین، که او نیز در تفلیس مستقر بود کار می‌کرد. 🗞 @Ancients ⏳
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرودگاه مهرآباد ۱۳۵۶ برشی از یک فیلم خارجی 🗞 @Ancients ⏳
🇦🇹🇭🇺 سربازان اتریش-مجارستانی با خرگوش‌ هایی که در پشت خط مقدم شکار کرده‌اند. ایتالیا ۵ دسامبر ۱۹۱۷ 🔻این عکس ۱۰۶ سال پیش در نزدیکی چروینیانو در جبهه ایتالیا گرفته شده است. 🗞 @Ancients ⏳
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیردال یا گریفون 📌 موجودی افسانه ای با تن شیر و سَرِ دال(نوعی کرکس) و گوش اسب است تلفیقی از خیال و هنر در ایران باستان، که در هنر هخامنشی نمونه های بسیاری از آن دیده میشود. این نمونه موجود افسانه ای را استاد علی سامی را از دل خاک بیرون آورد و پسین تر ادوارد تیگران زهرابیان هنرمند ایرانی ارمنی تبار از آن الهام گرفت و نشان را برای شرکت هواپیمایی ایران(Iran air) آفرید. 🗞 @Ancients ⏳
🔴این شخص فروچیو لامبورگینی در اصل سازنده تراکتور بود و روزی میره پیش مالک فِراری و بهش میگه من میتونم کمک کنم ماشینهای بهتری بسازی و اِنزو فِراری با تحقیر بهش میگه به کمک یک تراکتور فروش نیاز ندارم! اون جمله‌ی مالک فِراری باعث خلق یک غول بی رقیب در صنعت خودرو یعنی لامبورگینی شد. 🗞 @Ancients ⏳
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌آیا چیزی از تختگاه چاشت خور؛ بنای بزرگ و زیبای ایلامی - هخامنشی می دانید؟ 🔶تختگاه چاشت خور(یا ایوان قدمگاه) سازه ای سنگی از دوره هخامنشی (یا کمی پس از دورهٔ هخامنشی) یا پسا هخامنشی است که در روستای چاشت خور ارسنجان در استان فارس واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۱۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌ است.این سازه اسرار آمیز در انتهای کوه مهر در راستای پارسه [۴۰ کیلومتری آن ] کنده و از دو تختگاه سنگی ساخته شده است. دو پلکان، تختگاه نخست را به تختگاه بالاتر پیوند می‌دهند. بر روی تختگاه بالایی پنج ایوان و تاقچه بزرگ کنده شده‌ است. تاقچه های دایره ای هم دور تا دور سازه به چشم میخورند. در جلوی سازه آبگیری بوده که توسط چشمه‌ای از تختگاه پایینی سازه لبریز می‌شده‌ است. 🗞 @Ancients ⏳
🎻💞داستانی فوق‌العاده زیبا… / در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن، صبح زود مردم آن منطقه که اکثرا کارگران معدن و یا صاحب مشاغل سیاه بودند از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند. 🎼 زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف آنها زندگی نمی‌کردند! بلکه به اجبار زنده بودند، ریاضت می‌کشیدند تا نمیرند... آن روز طبق معمول مردم بینوا در حالی که خیلی‌هایشان کارگر روزمزد بودند، نمی‌دانستند آیا امشب هم با چند دلار به خانه باز می‌گردند و یا باید با دستان خالی به خانه‌های محقرانه‌شان بروند و شرمنده فرزندان‌شان شوند. 🎻 با این افکار خود را برای روزی مشقت بار آماده می‌کردند که ناگهان! صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید. آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر را از رفتن باز نگه داشت! 🎼 اکثراً آنها با اینکه می‌دانستند اگر دیر برسند جریمه می‌شوند ولی بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن اجرای کوچک بود جمع شدند. حدود دو ساعت‌ونیم با گوش‌دادن به آن آهنگ‌های زیبا و استثنایی اشک ریختند، خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند. 🎻 سرانجام نیز ویولونیست خیابانی که مردی سی‌وپنج ساله بود کارش که تمام شد ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد اما در میان تشویق بی امان مردم و همان حال و احوال همه را به صف کرد و به همگی که حدود سیصد نفر بودند مقدار پولی داد و سپس در حالیکه برای آنان بوسه می‌فرستاد سوار تاکسی شد و آنجا را ترک کرد تا مردمان فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه ها به دوستانشان بگویند. 🎼 اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست سی پنج ساله کسی نیست جز جاشوا بل، یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که سه روز قبل بلیت کنسرتش هر کدام صد دلار به فروش رفته بود. 🎻 فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت: من فرزند فقرم، آن روز وقتی در اجرای کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که تهی دستان را از یاد برده ام به همین خاطر به آن محله فقیر نشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیم را تکرار کردم، بعد از آن هم وقتی متوجه شدم که اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند تمام پولی که از کنسرت نصیبم شده بود را در میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم. 🌻 چه خوب و دوست‌داشتنی‌اند انسان‌هایی که وقتی به منزلت و مقامی دست پیدا می‌کنند، مردم و گذشته‌شان را فراموش نمی‌کنند. 🗞 @Ancients ⏳