40.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امپراتوری عباسیان، عصر طلایی اسلام
@ancients
روزی مبلغی جوان، هیزم شکنی را در
حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن
اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود
حتی اسمی از عیسی نشنیده است، با خود می گوید: «عجب فرصتی است برای به دین آوردن این مرد!»
در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به طور یکنواخت مشغول تکه کردن هیزم و حمل آنها با گاری بود، مبلغ جوان یک ریزصحبت می کرد، عاقبت از صحبت کردن باز می ایستد و می پرسد: «خب، حالا حاضری دین عیسی مسیح را بپذیری؟»
هیزم شکن پاسخ می دهد: «نمی دانم شما تمام روز درباره عیسی مسیح و اینکه وی در همه مشکلات زندگی به
یاری ما خواهد شتافت، حرف زدید،
اما خود شما هیچ کمکی به من نکردید.»
🗞 @Ancients ⏳
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانههای تاریخی جانی در بدن ندارند…
خانه رکن الدوله
این خانه متعلق به محمد تقی میرزا فرزند سوم محمد شاه و برادر صلبی ناصرالدین شاه بوده است.
محمد تقی میرزا در سال هزارو دویست و سی و پنج به حکمرانی تهران منصوب شد.
و در سال هزار و دویست و چهل و پنج شمسی رکن الدوله لقب گرفت و حکومت زنجان به او داده شد. در مقاطع گوناگون منصبهای مختلفی را تجربه کرد، حکومت خراسان، تولیت آستان قدس رضوی و... در سال هزار و دویست و هفتاد و پنج حاکم فارس شد یکسال بعد به فرمانفرمایی خراسان رسید و در همین مقام باقی ماند تا درگذشت.
🗞 @Ancients ⏳
۱۸۰۰ سال قبل اولین آپارتمان مسکونی در ایران ساخته شد!
در نزدیکی شهر ایزدخواست و آباده استان فارس دژی ۵ طبقه با امکاناتی نظیر بالکن و حیاط و کوچه وجود دارد. شاید این معماری برای امروز ساده باشد ولی توجه کنید این آپارتمان مربوط به دوره ساسانیان است و حدود ۱۸۰۰ سال پیش توسط ایرانیان ساخته شده است.
تا ۱۲۰ سال قبل دارای سکونت بوده است. ساسانیان در ساخت این بنا بسیار هوشمندانه عمل کردند.بنا حدود ۱۵ متر از زمین فاصله دارد که در برابر جنگ ها و همچنین سیل ایمن بوده است.
این مجتمع جهت امنیت بیشتر تنها یک در ورودی دارد. پس از ورود به دروازه به یک پل چوبی برخورد میکنید که در زیرش گودال عمیقی وجود دارد .مکانیزم امنیتی ورود دژ به این صورت بوده که طناب هایی به این پل چوبی متصل بوده و پس از حمله به آن سربازان از طریق طناب را برمیداشتند. این دژ دارای یک عبادتگاه نیز بوده است که به صورت چهار طاقی ساخته شده است
🗞 @Ancients ⏳
انسان دو نوع معلم دارد:
آموزگار و روزگار
هرچه با شیرینی از اولی نیاموزی، دومی با تلخی به تو می آموزد. اولی به قیمت جانش، دومی به قیمت جانت.
🗞 @Ancients ⏳
نقاشی قدیمی از بهترین فرماندهانِ کاریزماتیکِ جهان باستان
۱_شاهنشاه کوروش بزرگ (کوروش دوم از سلسله هخامنشیان نشسته بر تخت از سمت راست)
۲_کنسول گایوس ژولیوس سزار(سردار بزرگ جمهوری روم سوار بر اسب نفر وسط )
۳_شاهنشاه مهرداد بزرگ(مهرداد ششم از سلسله مهردادیان نشسته بر تخت سمت چپ)
◻️ کتاب کیهان نگاری، اثر یولیوس سولینوس قرن ۱۴ میلادی
🗞 @Ancients ⏳
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این تبلیغ مسواک رو یادتونه؟😁
🗞 @Ancients ⏳
عمو کاووس "نون خ" را بیشتر بشناسید
شخصیت عمو کاووس (ماشالله وروایی)
سریال طنز "نون خ۲" از خلبانان جان بر کف هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس است.
🗞 @Ancients ⏳
علیرغم تصور عموم؛ هیتلر بارها پیشنهاد صلح جهانی را مطرح کرد:
3 بار با سخنرانی در مجلس آلمان
16 نامه مکتوب اعلان صلح به متفقین
و 1 بار با فرستادن سفیر صلح به انگلیس...
🗞 @Ancients ⏳
ريشه ضرب المثل "گربه را دم حجله كشتن":
آورده اند که دامادی برای آن که زهر چشمی از عروس بگیرد و زمینه را برای مردسالاری سال های بعد هموار سازد، در شب عروسی دست به ابتکاری زد و آن این که گربه ای را گرفت و در جایی مخفی کرد.
شب عروسی هنگامی که عروس و داماد وارد حجله شدند، داماد طرحی چید که گربه یکباره وارد اتاق شود. داماد که دنبال این فرصت بود، به طرف گربه هجوم آورد و به سرعت برق گربه را گرفت و سر از بدنش جدا کرد. همین نمایش کافی بود تا عروس حساب کار خود را بکند و بفهمد که شریک زندگی آینده اش چه قاطعیتی دارد. چندی که گذشت، داماد گربه کش از دنیا رفت و عروس خانم را با آرزوهایش تنها گذاشت. بعدها مرد دیگری به خواستگاری اش آمد، اما او بر خلاف شوهر قبلی مردی منفعل و دم دمی مزاج بود. زن که نتوانسته بود در زمان شوهر قبلی به بسیاری از خواسته هایش برسد، فرصت را غنیمت شمرد و زن سالاری پیشه کرد. شوهر بیچاره که از دست زن عاصی شده بود، دنبال راهی می گشت تا قاطعیت خود را به رخ بکشاند و به او بفهماند که چند مرده حلاج است.
از قضا حکایت شوهر قبلی این زن و کشتن گربه را هم شنیده بود. تصمیم گرفت همان کاری را بکند که شوهر قبلی انجام داده بود. گربه ای را گرفت تا در یک صحنه سازی سر از بدنش جدا کند؛ اما گربه از دستش فرار کرد، وارد کوچه شد. گربه جلو و مرد به دنبال، غوغایی در کوچه پیدا شد. بالاخره مرد، گربه را گرفت و کشت و فاتحانه به خانه نزد همسرش آمد تا اوضاع را ورانداز کند؛ اما بر خلاف تصور، ملاحظه کرد این زن به جای اضطراب و نگرانی و به جای این که آثار ترس و واهمه از شوهر در چهره اش باشد، لبخندی تمسخر آمیز به صورت دارد؛ و به زبان بی زبانی شوهرش را سرزنش می کند.
زن دست آخر تاب نیاورد و گفت:
«آن که دیدی، گربه را دم حجله کشت، نه توی کوچه...»
🗞 @Ancients ⏳