از مهمون هایی که هم میخورن هم میبرن متنفرم
آخه پدرصلواتی شاید من واسش پلن چیده بودم
وااای غذاااتونن خیلییی خوشمزههه شدد یه ظرف بده ببرممم یکمم
اخه مادر مشترکی خودمان چی🙏🏻
آندیا!
از مهمون هایی که هم میخورن هم میبرن متنفرم آخه پدرصلواتی شاید من واسش پلن چیده بودم وااای غذاااتونن
اگه زندگی رو مهمونی در نظر بگیریم، من همسایهٔ خونه بغلیم؛ فقط صداش میاد.
احساساتم توی همدیگه حل شدن و نمیتونم از هم جداشون کنم. دیگه نمیفهمم این ترسه یا دلتنگی یا ناامیدی یا همهی حسهای بد دنیا با هم.