داشتم تورو دلداری میدادم، در حالی که خون از بازوهام میچکید و چشمهام از شدت اشک و خستگی سرخ شده بود. وفاداریم و هیچوقت زیر سوال نبر.
انقدر بدم میاد وقتی حالم بده میگن اشکال نداره زندگی ادامه داره، معلومه که اشکال داره اصلا مشکل من همینه که زندگی ادامه داره.
یهبار میبخشه، دوبار فراموش میکنه، سهبار نادیده میگیره و میگه دوسش دارم ولش کن،
بعدش دیگه دلش پر میشه، حرفای تلخت و همه اون اتفاقای بد، مرور میشه تو ذهنش،
میخواد بمونه پیشت، ولی دیگه نمیتونه.