بدترین لحظه اونجاس که آدم مورد علاقهات، هیچ تلاشی برای نگه داشتنت نمیکنه و دلت رو میشکنه.
پاییز میشه، هوا خنک میشه، بارون میاد، هودی و بوت میپوشیم و میریم بیرون هاتچاکلت میخوریم. دووم بیار.
با خود می جنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود می گریست.
جنگ های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان برایش باقی نمیگذاشت.
من دیگه نمیدونم برای جنوب گریه کنم یا برای جوونی ازدست رفتم گریه کنم یا برای کار و زندگی فاجعه ای که رو هواست یا برای لاو لایفم یا برای خانوادم یا برای اون هزارهزار آدمی که پرپر شدن یا برای همین باقیمونده میلم به زندگی، نمیدونم؛ دیگه نمیدونم.
برای پیدا کردن عشق عجله نکنید.
عشق رو وقتی تو زندگی پیدا میکنید که اصلاً دنبالش نمیگردین.