eitaa logo
انجمن راویان فتح البرز
284 دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
4.1هزار ویدیو
329 فایل
فعال در عرصه روایتگری و راهیان نور ارتباط با ادمین @saleh425
مشاهده در ایتا
دانلود
47.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم/ 🔻پخش مستند شهید علی فیروزگاه در برنامه سحرگاهی شبکه البرز با حضور مادر گرامیشان حاجیه خانم صفایی که امشب به رحمت خدارفتند. 🌐 @basijalborz_irankochak
9.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 سقوط فاو از زبان سه تن از مسئولین روحانی، رضایی و هاشمی در بخشی از مستند "اتاق جنگ" 🔸 هنگامی که این مصاحبه‌ها در کنار گزارشات دیده‌بان‌های جبهه فاو، مبنی بر افزایش تحرکات دشمن قرار می‌گیرد، باز هم بر ابهامات و چرایی‌های کمبود نیروی خودی در منطقه می‌افزاید و پرسشی پایدار که: "آیا می‌شود گزارشات به دست فرماندهان جنگ نرسیده باشد و اینگونه غافلگیر شده باشند؟" ‌‌‍‌‎‌┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═‌‌‍‌‎‌‌‌‍‌‎‌┄ ✅« انجمن راویان فتح البرز » @anjoman_raviyan_fath_alborz
4.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 بهمن ماه بود؛ آبِ سرد؛ هوا تاریک و آسمان هم شروع به باریدن کرد و اروند؛ خروشان شده بود؛ اما فرزندان خمینی دل به دریا زدند ... فدای مظلومیت بچه هایی که با رمز یا فاطمه الزهرا(س) آن شب به آب زدند...  ‌‌‍‌‎‌┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═‌‌‍‌‎‌‌‌‍‌‎‌┄ ✅« انجمن راویان فتح البرز » @anjoman_raviyan_fath_alborz
7.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂 روایت فرمانده عراقی از آزادی خرمشهر ✅« انجمن راویان فتح البرز » @anjoman_raviyan_fath_alborz
بهمراه دلبندشان🌹 ترور شهید قرنی درسوم اردیبهشت سال۱۳۵۸ توسط گروهک منافق فرقان روحش شاد ویادش گرامی باد 🌷
🔸اصل ماجرا: 🔻مقابله با سازش‌کاری دولت موقت صبح روز 2 فروردین 1358 مذاکره‌ هیئت اعزامی از تهران با اعضای گروه‌های مسلح شروع شد و هم‌زمان اجتماع چند ده هزار نفری از مردم در سنندج برگزار شد که در آن شیخ عزالدین حسینی و غنی بلوریان سخنان تندی ایراد کردند و زمانی که احمد صدرحاج‌سیدجوادی وزیر کشور قرار بود سخنرانی کند، جنگنده‌های نیروی هوایی اقدام به گشت‌زنی و شکستن دیوارهای صوتی بر آسمان سنندج کردند. دلیل این اقدام تهدیدآمیز، حضور ده‌ها فرد مسلح در سنندج بود. این مسئله سبب شد تا احمد صدر حاج‌سیدجوادی با ارسال تلفنگرامی به تهران خواهان قطع پروازها شود. در بخشی از این تلفنگرام آمده بود: «دستور دهید فوراً تیراندازی قطع شود و دیگر نه روز نه شب تیراندازی نکنند و شعله‌افکن شب‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نیندازند.» این پیام با پاسخ قاطع سپهبد قرنی روبه‌رو شد، پاسخی که شاید به قیمت جان اولین رئیس ستاد ارتش پس از انقلاب تمام شد: «تا موقعی که اینجانب از طرف رهبر انقلاب مسئولیت اداره‌ ارتش را دارم، از انجام نظر جنابعالی و آزاد کردن افرادی که به داخل پادگان به منظور قتل و غارت هجوم برده‌اند و تا زمانی که متجاوزین گمراه شهر را به وضع آرام قبل برنگردانند، یعنی تا زمانی که ایستگاه رادیو تلويزیون در دست افراد مجاهد از کرمانشاه و ساختمان‌های ستاد لشگر و فرودگاه مجددا به مسئولین معین شده واگذار نگردد و سرهنگ صفری فرمانده لشگر 28 کردستان خود را به ستاد نیرو در تهران معرفی ننماید، با وجود تمام ارادتی که به شخص حضرت آیت‌الله طالقانی و جنابعالی دارم، در مقابل خواست تعدادی اجنبی تسلیم نخواهم شد». این قاطعیت که بعدها کاملاً مورد تایید سران انقلاب قرار گرفت موجب شد که در ششم فروردين 1358 روزنامه‌ها اعلام کنند به دستور مهندس بازرگان، نخست‌وزير دولت موقت، محمدولی قرنی از کار برکنار شود و ناصر فربد جایگزین او شود. اگرچه ستاد کل ارتش برکناری شهید سپهبد قرنی را اعلام کرده بود اما در واقع چند روز قبل از این ماجرا قرنی استعفانامه‌اش‌ ‌را خطاب به امام خمینی نوشته بود. شهید سپهبد قرنی رونوشت این نامه را هم به رئیس دولت موقت، مهندس مهدی بازرگان فرستاده بود. پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی
9.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 | از استعفاء تا شهادت رفتیم تو خیابون و از مردم نشانی یک شهید رو پرسیدیم... ▪️تهیه شده در گروه تلوزیونی ارتش ⬇️ دریافت نسخه باکیفیت 🎞 مرکز چندرسانه ستاد مرکزی راهیان نور کشور
به برکت همین جوانان بود که حتی یک وجب از خاکِ کشورمان کم نشد ... لشکر ۳۱
هر کجا بودی تبسّم با تو بود... دره شیلر ۱۳۶۲ عملیات والفجر چهار منطقه عمومی پنجوین عکاس: امیرهوشنگ جمشیدیان
🍂 عقب‌نشینی از خرمشهر کامل جابر 🍂 در حال فرار به تعدادی سرباز برخوردم که آنها را هم سوار کردم. سربازها فکر می کردند من هم سربازم. برای همین، در طول راه به افسرها دشنام می دادند و آنان را لعنت می‌کردند. یکی شان گفت: «این سگ ها بودند که باعث درگیری ما شدند!». وقتی به کناره اروندرود رسیدیم، به آنان گفتم: «تمام راهها توسط نیروهای اسلامی بسته شده!» یکی از سربازها گفت: «پس باید از اروندرود بگذریم.» گفتم: «من شنا بلد نیستم.» یکی‌شان گفت: «ما کمکت می کنیم.» و لباس های مان را در آوردیم. ناگهان يك موشك به نفربر اصابت کرد و آن را سوزاند. شروع کردیم به شنا کردن، گلوله های دو طرف از بالای سرمان رد می‌شد. برزخ عجیبی بود؛ گلوله خمپاره ای در نزدیکی ما منفجر شد و یکی از سربازها را بلافاصله غرق کرد. بعد از يك ساعت، به آن سوی اروندرود رسیدیم. هیچ کس به فکر دیگری نبود. زخمیها به حال خود رها شده و کشته ها با سلاح خود در میان گل و لای افتاده بودند. عده ای سرباز در عقبه، در میان مهمات مشروب می خوردند. در منطقه النشوه، نفربرها و سربازان زیادی جمع شده بودند؛ چون در آنجا فقط يك راه عبور وجود داشت که همه می خواستند از آن عبور کنند. به هر حال، نفربر ما حرکت کرد. خود را خالی از حس و حیات احساس می‌کردم و آرزو می کردم کاش موجودی بی جان بودم تا از دست حکومت صدام در امان بمانم. به النشوه رسیدیم. عدهای سرباز در اطراف قرارگاه بودند. سرهنگ علی حنتوش به من گفت: «خدا را شکر که شما سالم هستید؛ چرا که ما نام شما را در لیست مفقودالاثرها نوشته ایم.» ✅« انجمن راویان فتح البرز » @anjoman_raviyan_fath_alborz