10.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ناگفتههای هادی حجازیفر از ساخت سریال عاشورا
🔹خیلی از لباسهایی که در این سریال استفاده کردیم، خونهای زمان جنگ هنوز روی آنها بود.
🔹معروفترین صحنه سریال را با کمک سربازان وظیفه فیلمبرداری کردیم.
🔹اگر آقای جبلی نبود این سریال هرگز به انتها نمیرسید.
💢کانال خبری #شهدای_ایران
✅@shohadayeiran57
9.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 موشن گرافی | سالروز عملیات
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
عملیات حضرت مسلم ابن عقیل (ع)
عملیات مسلم بن عقیل با رمز یا ابوالفضل العباس (ع) در محور سومار به صورت نیمه گسترده به فرماندهی مشترک انجام شد.این عملیات با همکاری سپاه و ارتش و با رمز یا اباالفضل العباس در تاریخ ۹ مهرماه ۱۳۶۱ به اجرا در آمد.
کاری از بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
⬇️دریافت نسخه باکیفیت
➕ به راهیان نور بپیوندید👇
🆔 @Rahianenoor_News
12.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#چهل_وسومین_سالگرد_دفاع_مقدس_گرامیباد
#خلبانی_که_رو_سفید_شد
سرتیپ دوم خلبان محمود ضرابی به یاران شهیدش پیوست
«او سرباز بود، همه ما سرباز بودیم و وظیفهمان را هم انجام دادیم. امروزه اگر کسی از ما بپرسد، میگوییم که ما هیچ منتی بر ملت ایران نداریم. وظیفهمان را انجام دادیم تا در مقابل خداوند شرمنده نباشیم، روسفید باشیم.»
@alvaresinchannel
تعداد مادرانی که چند شهید تقدیم ایران کردهاند:
دو شهید: ٨١٨٨ مادر
سه شهید: ۶۳۱ مادر
چهار شهید: ۸۲ مادر
پنج شهید: ۲۱ مادر
شش شهید: ۶ مادر
هفت شهید : ١ مادر
هشت شهید: ١ مادر
نه شهید: ٢ مادر
@rezatofaniyan
⭕️ پوستر «جشنواره ره آورد سرزمین نور استان البرز» رونمایی شد
🔺با حضور فرمانده قرارگاه راهیان نور سپاه البرز، مسئولین کمیته مرکزی خادمین شهدای کشور، مسئول سازمان اردویی، راهیان نور و گردشگری سپاه استان البرز و جمع کثیری از خادمین شهدا پوستر جشنواره رونمایی شد.
🔺این جشنواره در سه بخش
✅حرفه ای
✅مردمی
✅ویژه و با موضوعات
#دفاع_مقدس، #راهیان_نور، و #شهدای_مدافع_حرم و #امنیت
🔺کلیه علاقمندان تا ۱۰ اسفند ۱۴۰۲ می توانند آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
❣ کمیته خادمین شهدا 🌱
@khademin_alborz
32.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 بیاد شهید مدافع امنیت "سید روح الله عجمیان" از کرج
🌷 شهیدانه
🌷«خوش غیرت»
(قسمت اول)
#فاخته_۴۵۹
#امامت_امت
#وحدت_امنیت_اقتدار
#خبرگزاری_بسیج_البرز
🌐 @basijalborz_irankochak
شهید «رضا جهازی» در تاریخ پنجم تیرماه 1347، در شهر تهران متولد شد. وی در حالیکه نوجوان۱۴ ساله ای بود در تاریخ دهم مهرماه 1361، در جبهه سومار درعملیات مسلم ابن عقیل بارمز یا ابالفضل با لبهای تشنه یه یاد مولایش امام حسین ع به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پیکر پاکش و در امامزاده محمد کرج به خاک سپرده شد.
شهید «رضا جهازی» از خود نامه هایی ناب به جا گذارده است که یکی از آنها چنین بیان نموده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
«به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان»
با درود و سلام به حضور مبارك رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي ايران امام خميني(ره) و به رزمندگان غيور و دلير و پر توان اسلام و به پيرزني كه از هجر پسرش مویي سفيد بر سرش مانده و به پيرمردي كه از شهادت فرزندش قدي خميده دارد و به فرزند شهيدي كه از داغ بابا چشمي اشكبار دارد و به خواهر شهيدي كه از داغ برادر سينهاي نالان دارد و به ملت شهيد پرمهر و قهرمان ايران و به شما خانواده عزيزم نامه خود را آغاز ميكنم.
مادر و پدر و خواهران و زن برادر عزيزم من و جهانگيرخان بار ديگر قدم به سرزميني نهادهايم كه براي بازپس گرفتن وجب به وجب آن از دست ضد انقلابيون صدها مجروح و شهيد دادهايم خانواده عزيزم در واقع اينجا مكان شهدا است، مادر اينجا نزد كساني هستيم كه به نظر من نزديكترين افراد به خدا هستند، كساني هستند كه وقتي به صورتشان نگاه ميكني از شرمندگي و خجالت ميخواهی آب شوي و به داخل زمين بروي اينان از صورتشان نور ميبارد.
مادر و پدر عزيزم! به خدا قسم اينان عاشقان واقعي الله هستند نه آن بچه سرمايهدارهایي كه با نام اسلام ضربه به اين اسلام ميزنند. مادر من وقتي در آسايشگاه خوابيدهام اصلاً خوابم نمي برد و خودم هم دوست ندارم بخوابم زيرا از هر گوشه آسايشگاه صداي گريه و نالهاي بلند است و عبدي با معبود خود سخن ميگويد: انگاري آسايشگاه شده است، جمكران يا شب احيا در مسجد كه مردم با خداي خود راز و نياز ميكنند.
راستي يك خاطره يك شب كه ما از كمين آمده بوديم. ساعت 2 نصفهشب بود كه به آسايشگاه رفتيم من وقتي كه به روي تختم رفتم به نظرم آمد كه يك نفر دارد ناله ميكند به طرف آن صدا رفتم خوب گوش كردم، ديدم كه يك نفر با گريه فراوان ميگويد: خدا مگر من چقدر گناه كردم كه نميتوانم يك بار هم كه شده روي مبارك «حضرت والا مهدي» را ببينم. من رفتم نزديكتر ديدم اين برادر خواب است ولي در خواب با خداي خود سخن ميگويد: يك لحظه توجه كردم ديدم كه اشك از صورت اين برادر جاري است آنقدر گريه كرده بود كه اوركت زير سرش خيس شده بود .
صبح همان روز رفتم به او گفتم كه چي شده بود چرا ديشب آنقدر گريه ميكردي؟ اول حاشا كرد بعد از آن كه با اوصحبت كردم به دست و پام افتاد و مرا قسم داد كه به كسي چيزي نگويم. گفتم: مگر چه شده؟ گفت: هيچ، من خواب يك آقایي را ميديدم كه در حمله رمضان اول همانند يك اسب پيش ميتازيد و با شمشير دشمنان را بر زمين ميريخت...
من چون به آن برادر قول دادهام كه به كسي نگويم شما هم به كسي فعلاً چيزي نگویید. مادرجان! من با جرأت ميتوانم بگويم كه همه اين برادران از نزديكترين افراد به خدا هستند ما چند شب اينجا دعاي توسل داشتيم و براي رزمندگان جنوب دعا ميكرديم و اميدوارم كه شما هم براي آنها دعا كنيد تا بر كفر و ظلم و ستم صدام پيروز شويم من و جهانگير در يك گروه هستيم و پيش هم ميخوابيم و در يك كاسه غذا ميخوريم ما جايمان خيلي خيلي خوب است ما در يكي از خانههاي تيمي كومله و دمكرات كه لوكس كه مصادره شده است هستيم. كه خانه مجهز به تلویزيون است ما در اينجا خبر از همهجا داريم اينجا آب و هواي خوبي دارد و ما بهترين غذاها را اينجا ميخوريم، جاي شما خالي چند سؤال از شما دارم؛ راستي شنيدهام كه يك نيرو از كرج به جنوب اعزام شده است آيا محمودي و مالك قنبري و محمد جهانخواه با آنها رفتهاند يا نه اگر رفتهاند شماره تلفن يا آدرس جایي كه محمودي هست به من بدهيد تا با او صحبت كنم.
راستي جهانگير بابا شده است يا من عمو شدهام . خبرش را بنویسید چون جهانگير خيلي دوست دارد بداند كه بابا شده است يا نه. اگر شده است بنويسيد دختر است يا پسر جواب بدهيد. راستي وضع بسيجيها و مسجد چطور است؟ انشاءالله كه حال همه افرادي كه به مسجد ميآيند خوب است وضع خانه هم چگونه است. ان شاءالله كه حال همه شما خوب است و با صفا و صميميت زندگي ميكنيد. زهرا حالشان خوب است؟ خيلي دلم برايتان تنگ شده است
رضا جهازی 8/ 5/ 61