3.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 کمبود امکانات، نبود تیربار گرینوف، و کوله پشتی و ضعف تدارکاتی،
بیانگر این است که رزمندگان ما با دست خالی بر دشمن تا دندان مسلح پیروز شدند.
سیل تسلیحات از #شرق و غرب عالم به سوی عراق سرازیر می شد و این در حالی بود که ایران را تحریم اقتصادی کرده و حتی از فروش سیم خاردار به ما جلوگیری می کردند❗️❗️
2.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بنده با گردان حضرت رسول (ص) حرکت کردم, که خودم رو برسونم .....
(شرح عملیات در سیدکان عراق)
💠 خاطره ای از شهید محمود کاوه
یک اسیر گرفته بودیم از آن گردن کلفت ها. دو تا چیز را لازم داشتیم بدانیم، یکی اینکه بقیه کومله ها کجا رفته اند و دیگری این که با اسرای ما چه کردنده اند.اسیر لب از لب باز نمی کرد.
می گفت:«گردنم رو هم بزنین، چیزی نمیگم.» محمود از راه رسید و جریان را برای او تعریف کردند. دست گذاشت روی شانه آن اسیر و شروع کرد با او قدم زدن. چند دقیقه ای نگذشت که برگشتند. محمود جایی را نشان داد و گفت:«اونجا را بکنید.» خودش هم با یک گروه رفت دنبال کومله ها،اسیر را هم برد. ما محلی را که شهید کاوه گفته بود کندیم، جنازه بچه هایی را که اسیر شده بودند،پیدا کردیم.
— راوی: همرزم شهید
5.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷شهید کاوه:
🕌هر آنچه از خدا میخواهید
با واسطه، از شهدا، در نماز
اول وقت طلب کنید...
9.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 محمود کاوه، استراتژیست، نابغه سیاسی و نظامی...
عملیات خارق العاده شهید کاوه در منطقه عملیاتی سرشاخان
زمانی که گروهک دموکرات به جهت به دست گرفتن قدرت و در نهایت ایجاد نظامیکمونیستی و مارکسیستی و پاگرفتن رژیم جعلی و در نهایت تجزیه کردستان از ایران ، مذاکره و توافق صد درصدی را با حضور هیئت دولت و طرح برای خودمختاری مناطق کرد نشین را بین دشمن مرتب شایعه پراکنی میکند....
از آن جا که دشمن توان مقابله مستقیم با فرمانده را نداشتند
تجزیه طلب ها به گمان حضور هیئت دولت جهت مذاکره؛ با فرمانده و نیروهای دلاورش برخورد میکنند که با تلفات فراوان و فرار نیروهای دشمن همراه میشود و شهید کاوه سرشاخان را از دشمن زبون بازپس می گیرد
6.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رزمندگان ما باید در حمله به روستاها و مناطق خداوند را در نظر بگیرند ...
فرازی از سخنان #ناجی_کردستان ، آقا محمود کاوه
فرمانده، #کاوه
در حال تیمار و مداوای یک نیروی مجروح
در منطقه حاج عمران و در انتظار بالگرد جهت انتقال مجروحین و شهدا
🤲 نماز شب چه جوری بود⁉️
خودم نمیخواستم برم،چون میترسیدم.خیلی هم.
میترسیدم برم،ولی کم بیارم.ضایع بشم.
خودم رو باخودم روبه رو کنند،اونوقت دیگه ادامۀ زندگی برام سخت بشه.
مگه میشه آدم درون خودش رو توی آینه ببینه،ولی بتونه همون روش و منشِ زندگی رو ادامه بده؟
واسۀ این بود که اصلا فکر رفتنش رو نکرده بودم.
وقتی بهم زنگ زدن که باید برم حج عمره،جاخوردم. خنده ام گرفت.
-ولی من ثبت نام نکرده بودم.توی نوبت نبودم.
*نیازی به ثبت نام و نوبتی نیست.
-ولی من اصلا پول ندارم.
*نیازی به پول نیست.
-ولی من بدون همسرم جایی نمیرم.
*اتفاقا ایشون هم باید بیاد.
و آخرش،به زور و اجبار،منِ ترسو را بردند.
آخرین روزهای شهریور۱۳۸۵بود که سوار بر هواپیما،عازم شدیم.
بیخود نبود شوکه شدم.
جاخوردم.
اصلا باورم نمیشد به اونجا راهم بدهند.
آن شب،بیخوابی زده بود به سرم.
ساعت نزدیک۲بامداد بود.
تنها راه افتادم چرخی در مسجد النبی(ص)بزنم.تعجب کردم.
سابقه نداشت درهای مسجد باز باشند.
ظاهرا داشتند مسجد را تطهیر میکردند.
وارد که شدم،چهار پنج نفر بیشتر را ندیدم که مشغول کارخود بودند.
یکراست رفتم کنار مرقد پیامبر(ص).
باعشق زیارتش که کردم،ناگهان چشمم به فاصلۀ میان منبر تا مرقد پیامبر و آن فرش سبز افتاد.
همانجا که میگویند اگر دو رکعت نماز آنجا بخوانی،انگاری در خودبهشت نماز خوانده ای.
روزها آنقدر آنجا شلوغ بود که نمیشد نماز خواند.
ولی حالا،فقط من بودم و یک عرب.
الله اکبر.یعنی این منم که اینجا ایستاده ام؟
ناگهان یاد چیز جالبی افتادم.
اینجا چی حال میده؟
نمازشب.
شاید بعد از جنگ تا امروز،یکی دوبار بیشتر نماز شب نخوانده بودم!
مُهر را گذاشتم
نیت کردم
الله اکبر...
بسم الله را که گفتم،جا خوردم.
ای وای
چقدر بد
یعنی این منم
درسته چندسالی نخوندم
ولی مگر میشود؟!
مثلا با آن اُنس داشتم.
ای وای
نمازشب چه جوری بود؟!
و نمازشب یادم رفت.
به سادگی تمام.
من،حمید داودآبادی
رزمندۀ اسلام که ادعای ایمان و تقوا و جهاد و...داشتم.
به سادگی تمام
نمازشب را آن هم در جوار پیامبر اسلام،فراموش کردم.
نشستم و شروع کردم به زار زدن
چقدر خودم را باختم
چقدر خدا را راحت فراموش کردم
پس حمیدِ زمان جبهه،کو؟!
به چی خودم را باختم؟!
که نمازشب را که با آن پرواز میکردم،به سادگی فراموشم شد و چسبیدم به دنیا و دنیاییان.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
خداوندا
قدرت ایمان عطایم کن
عشق و محبت تو را بیش از پیش درک کنم
و به سادگی تو را و گذشتۀ خود را نبازم و فراموشم نشود
سبحان ربی الاعلی و بحمده
و این بود خاطرۀ من از سفر عمره
(حمید داودآبادی)
بسم رب الشهدا و الصدیقین
مراسم شب خاطره و گرامیداشت
شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران
سخنران و روایتگر : امیر سرتیپ نجفی (فرمانده لشکر ۲۳ تکاور ارتش جمهوری اسلامی ایران)
قاری : دکتر حجت الله جعفری
ذاکر اهل بیت : کربلایی محمد عطاالهی
مجری : کربلایی مجید کرمی
زمان : سه شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۲
ساعت : ۱۹:۰۰
مکان : معراج شهدای استان البرز
منتظر قدوم شما بزرگواران در این برنامه هستیم
کانال اطلاع رسانی برنامه های معراج شهدای استان البرز
https://eitaa.com/joinchat/3470197049Ced828f0f53