🌷 ۲ شهریور ۱۳۶۵ - سالگرد شهادت رزمنده دفاع مقدس، شهید امیر سلگی
▫️ شهید امیر سلگی در جریان عملیات انصار (جزیره مجنون) مأمور به گردان حضرت علی اکبر-ع(لشگر ۳۲ انصارالحسین همدان) بود که در حین عملیات به رغم مجروحیت و امکان بازگشت به عقب، مردانه ایستاد تا جان داد. پیکر مطهرش زیر آفتاب سوزان مجنون ماند تا اینکه پس از ۱۱ سال پیکرش توسط گروه تفحص شناسایی و به نهاوند بازگشت. شهید سلگی از ۱۶ سالگی به جبهه رفت و در ماموریت آخر، مدام از مادرش حلالیت می طلبید و سرانجام به آرزوی قلبی خود رسید🕊🕊🕊
ا🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱
دعای مستجاب🤲
خدامراد سلگی پدرِ بزرگوار شهید سلگی در مراسم ترحیم فرزندش با لهجه لری گفته بود: "روله از خدا بخواه تا شش ما دیه بیام ورت." (پسرم! از خدا بخواه که تا ۶ ماه دیگر پیش تو بیایم.)
همانطور هم شد. او ۶ ماه پس از شهادت فرزندش بر اثر بمباران شهر نهاوند از سوی هواپیماهای عراقی به شهادت رسید و مهمان فرزند دلبندش شد
#اربعین_1403
شهدایی که #روز_اربعین پیدا شدند
شهدای تخریبچی
🔶شهید حسن پردازی مقدم
🔶شهید سعید صدیق
شهادت : عملیات کربلای 2
محل شهادت : حاج عمران
10 شهریور 1365
و انتقال پیکر به پشت جبهه 3 آبان 65
مصادف با #روز_اربعین_سیدالشهداء(ع)
@alvaresinchannel
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹🌹
🌹
#اربعین_1403
جستجوی نور
تفحص و انتقال پیکر دو شهید تخریبچی لشگر10
#شهید_حسن_پردازی_مقدم
#شهید_سعید_صدیق
✍️✍️✍️✍️✍️به روایت :
✅حاج حسین روشنی فرمانده اطلاعات عملیات لشگر10
شب سوم فرا رسید و برادران از شیب ارتفاع "کدو" سرازیر شدند و من شب سوم هم بی صبرانه منتظر آمدنشون در سنگر ماندم.
هنوز هوا کاملا روشن نشده بود که تعدادی از برادران ارتشی به سراغم آمدند مسولیت پدافند از خط با ارتش بود و برای اونها هم مهم شده بود که ببینند نتیجه آخرین تلاش تیم تفحص چه میشود. اما برادران این بار با دست پر آمدند. و پیکر مطهر هر دو شهید بر روی دستانشان بود و صورتهاشان از خوشحالی برق میزد. وقتی پیکر شهدا را به بالای "ارتفاع کدو" رساندند به سجده افتادند و دوست داشتن از معجزه پیدا شدن پیکر شهدا برای ما بگویند. و آن روز اینگونه روایت کردند " شب آخر هم مثل شبهای قبل تمام دره را گشتیم ولی باز شهید ی نمایان نشد . قبل از بالا آمدن آفتاب و روشن شدن هوا باید به عقب برمیگشتیم . در مسیر برگشت دلشکسته ورنجور از کنار بوته ها ودرختان عبور میکردیم و نگاه هایمان به هرطرف خیره میشد تا شاید نشانه ای ما را به سمت خود بکشد. که یکدفعه شهید عیسی کره ای که مسوول گروه بود به حالت التماس گفت : برادران !!!!!! صدایی ما را به سوی خود میخواند شما هم میشنوید. اول دوستان توجهی نمیکنند و وقتی سماجت #شهید_کره_ای را میبینند به سمتی که او اشاره میکرد میروند و منظره ای میبینند که به معجزه شبیه است.و ناباورانه با پیکر هر دو شهید مواجه شدند. هر دو شهید داخل دو برانکارد در کنار هم در زیر یک درخت قرار داشتند و حالا پس از گذشت بیش از ۵۰ روز از شهادت با تابش آفتاب جسمشان سبک شده بود آن دو شهید ( #شهید_حسن_مقدم و #سعید_صدیق)را روی یک برانکارد محکم بسته و بر روی دوش خود به بالای ارتفاع حمل کردند .
🟢 این بود حکایت دو شهیدی که خود را نمایان کردند وصدایی که شهید عیسی کره ای شنید که او را به سوی خود خواندند.
عیسی کره ای درست دو ماه بعد از تفحص این دو شهید در تاریخ 4 دیماه 65 در عملیات کربلای 4 با ترکش خمپاره دشمن به معراج رفت.
🌷
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🌷@alvaresinchannel
20.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 هفت روز تا شهادت محمود کاوه، سردار شجاع جبهه کردستان
فرمانده دلاور لشگر ویژه شهدا
🌴 دوران #دفاع_مقدس
💠 صدا و چهره ملکونی شهید کاوه | سخنان تاریخی او چندی قبل از شهادت🕊🕊
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۱۰ شهریور ۶۵ -- شهادت محمود کاوه
🎞 یل دلاور سپاه، جوان مومن و شجاع از خطه خراسان ... که به همراه یاران و همرزمانش، آرامش را به کردستان باز گرداند.
دوران جنگ تحمیلی | دهه ۶۰
#نبرد_با_تجزیه_طلبان
18.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️ ورود متفقین به ایران در سال ۱۳۲۰
🎥 روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای انگلستان از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه خود را اشغال و به تهران حرکت کردند. در این ویدیوی کوتاه تصاویری از سلطه بیگانگان در ایران و استفاده از منابع کشور در جنگ جهانی دوم را مشاهده میکنیم
ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🔴 متفقین سوم شهریور 1320، ایران را اشغال کردند و ارتش مدرن رضاخان نتوانست حتی 3 روز مقاومت کند. اما در 8 سال #دفاع_مقدس مقابل استکبار، حتی یک وجب از خاک ما در اشغال متجاوز نماند.
🏴 پیاده روی #اربعین در سیره #شهید_مهدی_نوروزی
🌷انگار ناف مهدی را با کربلا بریده بودند. در طول زندگی ۳۲ ماهه مان، سه سفر اربعین رفت و دو بارش مرا هم با خودش برد. سفر اول خواهر و شوهر خواهرم هم همراه مان بودند. پس از سلامی به حضرت علی (ع) در نجف، حرکت کردیم. شب اول تا دو نصف شب راه می رفتیم. سفر با او اصلا خستگی نداشت. وسط راه روضه هم می خواند همه را می گریاند.
🔹وسط راه بچه ای دو ساله را دیدیم که به زائرها آب می داد. با دیدنش گل از گل مهدی شکفته بود. رفت با او عکس گرفت. گفت: «انشاء الله خدا چنین بچه ای بهمان بدهد سال دیگر با او بیائیم اربعین». نزدیک کربلا از یکی از موکب ها جارو گرفت و شروع به کار شد. جارو می کرد و می گفت: «این ها خاک قدم های زائر های کربلاست. بردارید برای قبرهای تان».
راوی: مریم عظیمی؛ همسر شهید
6.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مداحی جدید اربعینی میثم مطیعی
🔹 یوسف مصر کربلا سلام...
📚 #معرفی_کتاب | «خس بی سر و پا»
🔹«خس بی سر و پا» روایتی است از دیدهبانی که سالها از بالای دکل دیدهبانی به ماجرا نگاه کرده و اکنون باز هم قلم روایت را به دست گرفته و قصد دارد از دل ماجرا روایتگری کند.
🔹حمید حسام در این سفرنامه، هنوز به شدت در حال و هوای جنگ باقیمانده و هر تصویری که میبند برای او یادآور خاطراتی است از جنگ. شبیهسازی این دو روایت بینظیر باعث شده تا سفرنامه حسام خواندنیتر شود. سفرنامهای که توانسته با پیوست خاطرات دفاع مقدس با پیادهروی اربعین صحنهای دیگر از اربعین را روایت کند.
🔍 ادامه را بخوانید:
khl.ink/f/57378