گلدان ها را آب دادهام، ظرف ها را شستهام، خانه را رُفت و رو کردهام.
دنیا خیلی خوب است، قاصدک بیتو دلگیر است. علامت خانه بودن من، همین پنجرهی رو به غروب آفتاب است. تا تو نیایی، پرده را نخواهم کشید. پروانه نخواهد رقصید. گل شکوفه نخواهد زد. من زلفهایم را از شادی نخواهم بافت.
Deja vu