eitaa logo
مأوا🌱
110 دنبال‌کننده
39 عکس
8 ویدیو
0 فایل
شرح ماوقع؛ محلی برایِ ثبت نوشته‌ها، عکس‌‌ها و ویدیوهایی که می‌گیرم. ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1qlfzl&btn=ناشناسِ.مأوا شناس: @Hsmiss
مشاهده در ایتا
دانلود
امام حسینم اگه شما نبودی ما گلوهای بغض گرفتمونو کجا میبردیم؟!..
دلم را بغل کن... گرد و غبارِ غیر را از سر و رویش بگیر و ... شکستگی‌َش را به یك نگاهت بند بزن! @aoozrb
غم بدون شرح این روزها..:)
وقتی با ۷۸۹۹ تا مسئله و بحران، هرشب دم موکب دارم چایی میخورم:
(شاید)اثر نان حلال است که امروز، از هر چه گذشتیم از ایران نگذشتیم...
دارید شوخی میکنید دیگه؟ ble.ir/join/AMBuESjy3T
از آن‌طرف خیابان دوید به سمتمان. گردنِ پر از تتویش را که دیدم، ترسیدم و یک قدم عقب رفتم. آمد جلو و گفت: «آبجی پرچمت رو میدی به من؟» مشتم را دور دسته‌ی پرچمم محکم‌‌تر گره زدم و پرسیدم: «برای چی می‌خوای؟» رفیقش را در آن‌طرف خیابان نشانم داد و گفت: «باهاش شرط بستم پرچم بگیرم. گفته اینا بهت پرچم نمیدن. تو رو خدا نذار شرط رو ببازم.» پرسیدم: «خداوکیلی نمی‌خوای پرچممُ اذیت کنی؟» نگاهم کرد و هر دو زدیم زیر خنده. گفت: «من تا همین چند وقت پیش نمی‌خواستم سر به تن یه آخوند و بسیجی باشه. اما حالا فهمیدم مرد کیه و نامرد کی!» بلافاصله پرسیدم: «و ما چادریا چی؟! می‌خواستی سر به تن ما هم نباشه؟!» سرش را پایین انداخت و گفت: «دور از جونتون آبجی.» پرچم را به سمتش گرفتم و گفتم: «الهی همیشه در پناهش باشی.» برق شادی در چشم‌هایش نشست و پیروزمندانه، خودش را به آن‌طرف خیابان و رفیقش رساند. در حدود یک‌ساعتی که آنجا بودیم با رفیقش همان‌طرف خیابان ایستاد و تمام‌وقت پرچمش را رقصاند، آن‌قدر که نگران ماهیچه و استخوان‌های دستانش شدم! https://eitaa.com/aoozrb
دلم برای ذوق گرفتن عکسای این‌ مدلی تنگ شده…
برای درست کردن دکور گوگولی:)
برای عکاسی اربعین
برای گرمای نجف:))))))
برای کیک پختنام