خاطرهای بودیم از جنسِ «نزدیک، اما ممنوع».چیزی میانِ یک بوسهی اتفاقی و سکوتی که تا صبح ادامه داشت، حقیقت این است که من در حاشیه امنِ رفاقتِ تو،برای عشقورزیدن،
غرق شدم.
تو بهم یاد دادی که آدمها میتونن خیلی قشنگ از عشق حرف بزنن، ولی هیچوقت عاشقت نباشن.