آرامجای .
_
بهرغمسربههوابودنمزمینگیرم ..
بهسر،هوایتو رادارماززمینسیرم
الان اینجوریم که :
نه میدونم کار خوب چیه نه کاربد
نه میدونم منطق چیه نه احساس
نه میدونم حقیقت چیه نه دروغ
نه میدونم گریه چیه نه خنده
نه میدونم نفرت چیه نه عشق
نه میدونم دوست چیه نه دشمن
نه میدونم موندن چیه نه رفتن
نه میدونم مغز چیه نه قلب
نه میدونم فراموشی چیه نه به یاد آوردن
هیچی نمیدونم ندونستن محض ..
و درنتیجه کارام زیادی بی منطق شده ..
شدم یه احساساتی شکننده مزخرف !
Mohammad Hossein Poyanfar34519ناب-الزیاره.mp3
زمان:
حجم:
9.3M
قرارنبود
اینهمهطولبکشه
فراقتو . .
قرارنبود
غمدوریمبیاد
روداغتو . .
آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را
خون از مژه می ریخت به تشیع غریبش
آن نیزه که میبرد سر بی بدنش را
پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را
زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد
شمعی به طواف آمده پر پرزدنش را
آغوش گشاید به تسلای عزیزان
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را
خورشید فروزان شده در تیرگی شام
تا باز به دنیا برساند سخنش را
آرامجای .
صلیاللهعلیک .. دلمنباهمینحرفاخوشه آخهدوریتومنومیکشه
زمان:
حجم:
94.2K
صلاللهعلیعطشان ..