این روزها
مانند مسافری پریشان خاطرم
که تمام طول راه
در این اضطراب است
که نکند
قفل دری را،
بستن شیر گازی را،
آب دادن گلهای باغچهای را
فراموش کرده باشد.
این روزها
مدام به این فکر میکنم
و میترسم
که نکند
بوسهای را
آغوشی را
صحبتی را
با تو
فراموش کرده باشم.
• مجتبی پورفرخ
ولی خندوندن اونی که تازه گریه کردهاز قشنگترین لحظات این زندگیه
دریغ نکنید از هم ؛)
از رفتنا دلت گرفته رفیق؟
روزی هزار بار اینو با خودت تکرار کن:
بودنشان زیباست و نبودنشان ضرری ندارد.