یه وقتایی هم هست که اینقدر فکر کردی، اینقدر تو فکرت جنگیدی، اینقدر رفتی و برگشتی، اینقدر دو دوتا چهارتا کردی، اینقدر حدس زدی، پیشبینی کردی، اینقدر کم آوردی، اینقدر تو فکرت مُردی و زنده شدی . .
که آخرش گفتی ولش کن، بالاخره یه چیزی میشه دیگه، یا میشه یا نمیشه، یامیاد یا نمیاد، یا خوب میشه یا بد . .
این همه فکر نداره، این همه حال خراب کردن نداره، این همه بد قلقی و ناراحتی نداره !
از یه جایی به بعد هممون
میزنیم زیر همه چیز میگم ولش کن دیگه خسته شدم یا میشه یا نمیشه . .
بعضی وقتام باید رهاش کرد؛ این فکر لعنتیو میگم، به حال خودش رها کرد، مهم نباشه چی میشه!
بالاخره یا میشه یا نمیشه . . !
4_6003841006762462040.ogg
زمان:
حجم:
612.3K
وایکهنمیدونستممیشمپریشونچشاش :)!'
تاحالا شده کنار یه نفر باشی که حس کنی با اینکه کنارشی ولی هنوز دلتنگشی؟!
انگار حضورش به تنهایی کافی نیست
و جواب این حجم از دلتنگی رو نمیده
واقعا حس عجیبیه؛ ولی مطمئنم اون آدم باید خیلی واست عزیز و خاص باشه که همچین احساسی کنارش داشته باشی (:
یکی بود یه زمانی آنلاین میشد و پیامای منو سین نمیکرد خیلی درگیر و پیگیرش بودم
بالاخره خسته شدم و گذشته رو رها کردم؛ رهای رها !
الان آرزو داره من پیاماشو سین کنم . .
نه که تلافی باشهها یه حسی وقتی میمیره دیگه میمیره !
درسته که ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه س ولی به شرطی که قبلش تو آب نمرده باشه :))