کودک درون من
نگاهش به زندگی متفاوت است.
دلش می خواهد دنیا را پر کند از
خندیدن و رنگ های شاد و عشق .)
مُرَوَّح کُن دل و جان را
دلِ تَنگِ پَریشان را
گُلِستان ساز زندان را
بَرین اَرواحِ زندانی :)
یعنی وحشی بافقی تو کدوم
شبِ تاریک غرقِ غم نادیده گرفتن شده بوده که سروده:
غلط است هر که گوید که به دل رهست دل را
دلِ من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد..)