انسان موجودخیلی عجیبیه:
یه مدت وقتی بایکی آشنا میشه هرروز باکلی انرژی و ذوق ازخواب بیدارمیشه و کلی ازاون آدم برای اطرافیانش تعریف میکنه،
وقتی هم که وابستش میشه خیلی زود ازرفتاراش ناراحت میشه واین دست خودش نیست!
ولیاون فقط آزارش میده، بودن کنارش چیزی جز خستگی روحی براش نداره تااینکه دیگه نمیتونه تحملش کنه؛:
دیگ هرروز امیدی برای بیدارشدن نداره وکل روز کلافه روی تخت درازمیکشه...
دیگه ازاون آدم که تمام زندگیش بود به کسی نمیگه نه اینکه فراموشش کنه نه!! فقط دیگ راجبش حرفی نمیزنه:)
وحالا اون میمونه و کلی خاطرات کشنده=)
#حرفدل
هیچوقت باورم نمیشد
"کسی که همیشه در همه حالت کنارش بودم"
وقتی یکی روکه دوسش داره میبینه
حتی بودن منو حس نمی کنه:)💔
بالاخره یکیو پیدا میکنی که
میبینی نصف خونِ اون تو رگاته،
نصف مغزِ اون تو سرته،
نصفِ قلب اون تو قلبته،
نصف زمان تو با اونه،
و میبنی که نصف از تو تو وجود یه نفر دیگه اس اونوقت میفهمی که زندگی ارزش ادامه دادن داره!