واژهی ایتالیایی eccedentesiast :
به کسی گفته میشه که اندوهش رو پشت لبخندش قایم میکنه…
این کلمه چقد خوب خیلیامون توصیف میکنه ؛)
چند سال پیش شادمهر تو یه مصاحبه گفت:
من تو جوونی عاشق یکی شدم که وقتی رفت تا چهارسال درگیرش بودم و اذیت شدم،
هیچوقت نمیشه فهمید که اگه اون دختر میموند شادمهر خوشبخت تر بود یا حالا که رفته…
ولی اطمینان دارم اگه میموند؛
ما اون همه آهنگ غمگین و احساسیِ پر خاطره از شادمهر نداشتیم.
یعنی میخوام بگم اثر بعضی رفتنها روی موفقیت آدما، خیلی بیشتر از موندنشونه. غصهی آدمای رفته رو نخور، که رفتنشون از تو آدمی رو میسازه که قرار نبود باش،
که دنیا به دستِ آدمای رنج کشیده ساخته میشه؛ نه بیغمترین ها..
اولین بار که از یکی زخم میخوری! گریه میکنی،
دومین بار؛به رفیقت میگی،
سومین بار؛ سعی میکنی باهاش کنار بیای!
چهارمین بار؛ میخوای از عالم و آدم انتقام بگیری!
پنجمین بار؛ میریزی تو خودت!
ششمین بار؛ بی احساس میشی!
آخرین بار؛
دیگه هیچی برات مهم نیست..!
فقط لبخند میزنی :)
اونیکه ازتون دلخوره و نیم ساعت بعدش فراموش میکنه؛
خنگ و بی ثبات نیست،
فقط انقدر دوستتون داره دلش نمیاد دلخور بمونه...
زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی که کم هم نبودند
چیزهای کوچکی که حداقل می توانستند تحمل کردن زندگی را آسان تر کنند
گاهی فرصت نبود
گاهی حوصله
و من خیلی دیر این را فهمیدم
خیلی دیر
هر چند که شاید هنوز هم پشت این همه سیاهی
کسی ، چیزی پیدا شود که نام من را از یاد نبرده باشد