به راستی چرا آدمیزاد مقدر شده که
عمیق ترین زخم هایش آن باشد که
به دست خود حفر نموده است !؟
یه جا نوشته بود :
« آدم متعلق به جايى كه بدنیا اومده
و بزرگ شده، نيست؛ آدم حتی متعلق به جايى كه خوشحال و یا غمگين بوده هم نيست؛ آدم متعلق به اونجاییه كه دلش میخواد باشه، ولى نیست ..»
و چقدر من اینو با تموم وجودم؛ حس کردم :)
لذت آنچه را که امروز داری
با آرزوی آنچه نداری خراب نکن
روزهایی که میروند
دیگر باز نمیگردند ...
- دورترین جای جهان کجاست؟
+ میخواهی چهکار؟
- میخواهم دورترین باشم از دنیای آدمها.
+ دورترین جای جهان جاییست که تو را نشناسند و به زبان تو صحبت نکنند و به شیوهی زیست تو کاری نداشتهباشند.
- کاش میشد رفت. یک آدم چقدر میتواند به نگاهها و برداشتها و حرفها بیتفاوت باشد؟ آخرش شبی، نیمهشبی، جایی، تمام حرفها و بغضهای تلنبار شده، تنها و بیپناه پیدات میکنند و تا جایی که میشود از تو حساب پس میگیرند و چطور میشود باز هم قوی بود و لبخند زد و ادامهداد؟ وقتی میدانی که ذهن و احساست، هیچ چیز را فراموش نمیکنند، حتی اگر وانمود کنی برای تو اهمیتی نخواهد داشت!
اشخاص زیرک از بدبختیها و گرفتاریهای دیگران آگاه و بیدار میشوند، ولی اشخاص نادان از بلاهای خود عبرت نمیگیرند./ بنجامین فرانکلین
درآمد بالا داشتن سخته؛ ولی خرج کردن آسونه.
هیکل خوب داشتن سخته؛ ولی ورزش نکردن آسونه.
ساختن یه رابطهی خوب سخته؛ ولی خراب کردنش آسونه.
قبول شدن تو یه دانشگاه خوب سخته؛ ولی جا زدن آسونه.
کتابهای زیادی رو خوندن سخته؛ ولی بیکار چرخیدن آسونه.
قضاوت نکردن سخته؛ ولی چهارچوب نداشتن آسونه.
ولی آسون تورو به هیچجا نمیرسونه و تو برای اون آسونه به دنیا نیومدی :)
اینو هیچوقت یادت نره.