مادربزرگ حواسش به شمعدانیها بود.
گاه حتی همین که چرخی میزد
کنار حوض نگاهشان میکرد،
کافی بود برای قد کشیدنشان!
براتون اون لبخندی رو آرزو میکنم
که بعدش بگین: آخیش بالاخره شد!
میدونی کلا رسیدن قشنگه..
رسیدن به آدمی که دوست داری،
رسیدن به شغل موردعلاقهت
رسیدن به رویاهات.
براتون رسیدن رو آرزو میکنم :)!
مدرسه كه ميرفتيم،
هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلممون ميگفت "مواظب باش خودتو جا نذارى"
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه خودمونو جا بذاريم!
بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛
توى يه روز،
توى يه خيابون،
توى يه خاطره :)
همیشه کلی حرف پشت هر اشکالی ندارد؛ هست !
همیشه اون چیزی نمیشه که ما میخوایم وانتظارشو داریم .
من تجربه کردم؛ منتظر ترین آدما ی جایی تنهاترین و خستهترین آدم داستان زندگی خودشون میشن !
وقتی ارزش زیادی برای کسی قائل میشی که لیاقتش رو نداره، ضربهای میخوری که لیاقتش رو نداشتی . .
من اینو فهمیدم هر تجربه تلخی که تو زندگیم داشتم زیرش امضای آدمایی بود که دوستشون داشتم !!!!!