میگن یه دیوونه یه سنگو میندازه تو چاه صدتا عاقل نمیتونن درش بیارن ...
خدا نیامرزتش اونی که اولین بار مشتق گرفت بعد ما الان باید انتگرالشو حساب کنیم !
کاش ناشناخته می ماندند ؛
آدم هایی که فکر می کردیم بهترین اند !
آن هایی که رویِ معرفتشان، روی عشقشون، روی محبتشون حساب کرده بودیم .
کاش سر از کارشان در نمی آوردیم ،
آن رویِ سکه شان را نمی دیدیم ،
نقابشان را کنار نمی زدیم .
کاش احساسمون را ،
اعتمادمان را ،
حال خوبمان را ؛
خراب نمی کردیم !
حرفهاییکهشبهازدهمیشنروجدیبگیرین !
چونشبمغزخوابهواینقلبهکهحرفمیزنه :)
اون قدیما ماه رمضون که میشد واسه افطاری و سحر میرفتیم خونه یکی جمع میشدیم و ما بچهها همش بازی میکردیم و بزرگترامون تا سحر بیدار میموندن و صحبت میکردن...
کاش برگردیم به همون دوران، به همون دلخوشیای کوچیک زندگیمون، کاش بزرگ نمیشدیم :))