🔻 منتخب آثار دورههای پیشین جشنواره « #روزگار_مترسک »
گرافیست: فاطمه حسینی
🚨جزئیات سومین جشنواره ملی «روزگار مترسک» :
https://eitaa.com/artfars/3498
📲 با ما همراه باشید :
سایت | بله | ایتا | آپارات
هدایت شده از تیم مستندسازی شهید حسین بابری🇮🇷
#انتشار_برای_اولین_بار
در میان گفت و گوهایمان حرف کشیده شد به آخرین کتاب؛همان کتابِ زرد روی طاقچه!
آخرین کتابی که شهید ساعاتی قبل از شهادت مشغول خواندنش بود...
کتاب را آوردیم و باز کردیم که ناگهان دست نوشته ای!...
"دَخیلک
ترس برای کسیه که خدا رو نداره!
۱۴۰۴/۱۰/۱۷
انگار با ما بود!
با همه ما!
تیم مستند سازی شهید حسین بابری🇮🇷
https://eitaa.com/shahidbabery
📖 کتاب «فندق السفیر» منتشر شد
🌱 کتاب «فندق السفیر» به قلم طیبه فرید، فاطمه احمدی و شبنم غفاری حسینی از سوی انتشارات #سوره_مهر چاپ و منتشر شد.
🔹«فندق السفیر» روایتی از احوال جانبازان و خانوادههای جبهه مقاومت ساکن سوریه است؛ اثری برآمده از سفر سه نویسنده، از جمله «طیبه فرید» نویسنده استان فارس به سوریه در روزهای اوج جنگ لبنان و تجاوز رژیم صهیونیستی و حاصل همنشینی و گفتوگو با خانوادههای جنگزده و جانبازان لبنانی
📲 با ما همراه باشید :
سایت | بله | ایتا | آپارات
📍مستند (مربی) از تولیدات حوزه هنری فارس لوح افتخار جشنواره عمار را کسب کرد.
🔶مستند مربی به کارگردانی علی رحمانیان مستندساز خوب جهرمی با همکاری دفتر روایت حوزه هنری فارس و حمایت های مرکز مستند سوره موفق به کسب این عنوان شدند.
لازم به ذکر است که در بخش مستند جنگ اقتصادی اثر من تروریست نیستم محسن اسلام زاده تقدیر شد و لوح افتخار به مستند مربی رسید و هیات داوران در این بخش هیچ اثری را شایسته دریافت سیمرغ ندانست.
🔻متن کامل گفتگو با کارگردان مستند مربی
🔻🔻🔻
mehrnews.com/x39dLX
حوزه هنری فارس
@artfars
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥برگزیدگان مستند بخش «نظم جدید جهانی و نهضت جهانی مستضعفین» جشنواره عمار معرفی شدند
🔻لوح افتخار
🔸 اثر «پیدایم کن» به کارگردانی «محمد مصلحی»
🔸اثر #الضیف به کارگردانی «محسن فایضی»
🔻جایزه فانوس
🔸اثر «ماجرای نیمه شب» به کارگردانی «مهدی مطهر»
@Thirdintifada
هدایت شده از بقچه کتاب
📖 کتاب «کُت خاکی» منتشر شد
🔹کت خاکی
(روایتهایی از اعضای جهاد سازندگی استان فارس)
نویسنده: پویان حسننیا، محمدحسین عظیمی
محصولی از حسینیه هنر شیراز
با همکاری دفتر روایت حوزه هنری فارس
♨️جهت خرید مستقیم از سایت با ۲۰ درصد تخفیف
روی لینک زیر کلیک کنید👇🏻👇🏻
🌐 https://boghcheketab.ir/product/کتاب-کت-خاکی/
💳جهت خرید کارت به کارت
به آیدی زیر پیام بدید☺️👇🏻
🆔 @boghcheketab_admin
📚 بقچه کتاب:
@boghcheketab
حوزه هنری فارس
ما آدمهای گیجی هستیم. یعنی مطلب را زود نمیگیریم. آنچه در آینهی شفاف عیان است را نمیبینیم. حواسپرتیم. مثلا حواسمان نیست کسی که توی جنگ با بعثیها، تیر خلاص را به همهی زخمیهای بغلدستش زدهاند و نوک پیکان ها از چپ و راستش رد شده و تنها بازماندهی آن جمع بوده، حتما حکایتی خواهد داشت.
حواسمان نبوده که وقتی همان آدم، داوطلب مدافع حرم شده و هرچه بی احتیاطی به خرج داده و تا آخرین لحظه سر موقعیتاش مانده، حکایتش حکایت ما رمیت اذ رمیت بوده تا جایی دیگر هم باشد. هنوز تعجب میکنیم که چرا هیچ وقت لباس نو نپوشید و هر هدیهای را از این دست میگرفت، با آن دست میداد. عاقبتِ مهر بی انتها و شفقتش را پیشبینی نکردیم وقتی سیاههی جمعیتِ سنگ به دست را دید و برای روز هفتم باز هم پدرانه داد میزد:" اینا اموال مردمه، نکنید، برید یقهی اونی رو بگیرید که مسبب اصلی گرونیه." و دلش نیامد از اسلحهای استفاده کند که سالها بود با مجوز و حکم تیر داشت.
وقتی نماز ظهر را بین سنگباران وسط خیابان و بی هراس خواند و چندنفری هم به او اقتدا کردند، و نعرهی ناسزا و تهدید حتی ثانیهای از آرامش او کم نکرد، باز هم شصتمان خبردار نشد که حساب کتاب این پُردلیها چیست.
حساب کتاب سرمان نشد و باز هم غافلگیر شدیم.
وقتی با پای مجروح وسط خیابان نتوانست خوب بدود. سنگ، سنگ، سنگ بود که از طرف جمعیت به سمت او میبارید و جراحت روی جراحت بالاخره او را از دویدن واداشت. همان لحظه که پای مجروح را به زحمت روی موتور انداخت، او را از پشت کشیدند و یکباره صد نفر به یکنفر شد. تمام هستی ما زیر تیزی چاقوهای مست، شرحه شرحه شد. و با همان اسلحهای که حتی دلش نیامده بود دست به ماشهاش ببرد، سعادتمند شد. و بعد صدای هلهله از همه جا بلند شد که سردارشان را زدیم. دیدیم که آنقدر زدند که دست آخر نشد حتی چشممان به پیکرش بیفتد. دلش نیامد کبودی و خونمردگی کنار پیشانی، و شکاف پشت سر و پیکر ورم کردهاش را ببینیم. ورم کبودیای که یک جان و نفس از آدم کم میکرد. یعنی نخواست که آخرین نگاه و تصویر، بشود آینهی دق هر لحظهمان. با همان لباسهای مستعملی که شناخته بودنش و شد کفنش، و با همان خونی که محاسن سفیدش را خضاب کرده بود، مهمان شاهچراغ شد.
ما هنوز هم ماتمان برده؛ نه ماتِ اینکه حتی نمیتوانیم یک تکه پارچهی سیاه دم در بزنیم،
نه ماتِ حکم به سکوتمان، و ممنوع بودن بردن نامش
ما ماتِ چگونه رفتن اوییم. و روضههایی که هر روز دم غروب مادر به زبان لری زیر لب برای خودش میخواند.
+روایتی از بزرگمرد شهید #قدرتالله_منجذب ، که به دست وحوش تروریست در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در مرودشت به شهادت رسید.
بر اساس روایت دختر ایشان
@yasina_rahimii
🔰join:[ble.ir/join/D7UTMoDWbx]