اســــاس
#اساس تعیین سرنوشت در کلام بنیانگذار نکات ناب سخنرانی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در باب حق تعیی
نظراتتان را در باب این مطلب برای ما ارسال بفرمایید
@Asaas_mokhatab
اســــاس
"عدم ولایت نسلها بر نسلهای بعد؛ درسهایی از مشروعیت حکومت"
📌سخنرانی امام خمینی(ره) در بدو ورود در بهشت زهرا(س) در شمار اسنادی است که در عین اهمیت، کمتر مورد توجه بوده است. امام در سخنانی کوتاه، مطابق دَعب فلسفی خویش از باب اندیشهورزی وارد میشود و بنیانهای فکری نهضت و بطلان حکومت مستقر را تبیین میکند. این دقت نظر میتواند وجوه دیگری از اندیشه و دستگاه فکری بنیانگذار انقلاب را تبیین کند. در این تقریر سه دلیل بر رد مشروعیت سلطنت پهلوی ارائه شدهاست:
✅
1.مردود بودن ایده سلطنت و بطلان سلطنت پهلوی: بر این بنیاد که «اصلِ رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است» مضافا «بر اینکه این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد بر خلاف قوانین بود.» سبب «خلاف قوانین» بودن یا «بطلان» سلطنت پهلوی، فقدان دخالت مردم در تاسیس مجلس موسسان و عدم رای حقیقی وکلای مجلس به سلطنت پهلوی بیان شده است.
✅
2.فقدان ولایت نسلها بر نسلهای بعد و رد «وراثت در سلطنت»:«اگر سلطنت رضا شاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کند؟ هر کسی سرنوشتش با خودش است. مگر پدرهای ما ولیّ ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، میتوانند سرنوشت ملتی را که بعدها وجود پیدا میکنند آنها تعیین بکنند؟»
✅
3. ادبار مردم از سلطنت پهلوی: «این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد در این زمان میگوید که ما نمیخواهیم این سلطان را»
مفهومی که اینجا از بنیادهای درونزای حقوق عمومی بومی به شمار میآید این بیان است که «سرنوشت هر ملتی به دست خودش است» و «مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟» که ما از آن به عدم ولایت نسلها بر نسلهای بعد یاد می کنیم. بنابر آنچه در بیان امام در این سخنان آمده است حتی اگر به اجماع ملتی، یک شخص «سلطان» انتخاب شود باز هم از باب «تسلط بر سرنوشت خویش»، این سلطنت تنها بر انتخاب کنندگان مُجراست و فقط نسبت به شخص یاد شده نافذ است نه ورثه او. با تغییر نسل –یا تغییر ملت به تعبیر امام - که طبعاً قرین تغییر ترجیحات و اقتضائات خواهد بود اراده قبلی بر ملت تحمیل نمیشود و برای آیندگان نمیتوان تعیین تکلیف کرد.
📌 باید افزود که چنین مفهومی باید در افق تداوم نهادها و مفاهیم سیاسی و اهمیت مفهوم «نظام» خاصه در دستگاه فکری بنیانگذار انقلاب فهم شود. چنانکه امام در پایان این سخنان اشاره میکنند:«ما میخواهیم که مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد. ما نمیخواهیم نظام را به هم بزنیم. ما میخواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت».
اساس را دنبال بفرمایید
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://twitter.com/Asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Instagram.com/asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Telegram.me/Asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Eitaa.com/Asaas_discourse
به نظر شما اعمال حق تعیین سرنوشت از جانب یک نسل یا یک گروه مانع اعمال این حق توسط نسل های بعدی یا دیگران است ؟🤔
نظرتان را در مورد این سوال برای ما بنویسید🖌
از طریق آیدی ارتباط با اساس 👇
✅@Asaas_mokhatab
یا با مراجعه به صفحه سوال در اینستاگرام با لینک زیر👇
✅https://instagram.com/stories/asaas_discourse/2500446232700199946?utm_source=ig_story_item_share&igshid=210c14bdtehm
اســــاس
"حق خداداد ملت مسلمان در تعیین سرنوشت"
📌 غور در بیانات امام خمینی(نک: صحیفه امام، پیشین، ج3: ص503 و ج4: صص515- 492– 199 و ج5: صص3-5 و ج6: صص11-13) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب اسلامی و راهنمای تدوین قانون اساسی حاکی از تأکید روشن و صریح ایشان نسبت به پاسداشت و تضمین حق تعین سرنوشت آحاد مردم است؛ به نحوی که هیچکس حق ندارد برای مردم تعیین تکلیف نماید و چیزی را برخلاف میلشان بر آنها تحمیل کند. مردم نیز به استناد همین حق و به مدد این اختیار خداداد، مکتب اسلام را برگزیدند و موازین آن را بر مقدرات خویش حاکم نمودند و به «ملت مسلمان ایران» ارتقا یافتند.
📌 در نگاه نخست ممکن است رابطه میان حق تعیین سرنوشت مقرر در اصل 56 (هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است) و بند 8 از اصل 3 (مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش) از یکسو و بند 1 از اصل 2 مبنی بر اختصاص حاكميت به خداوند از سوی دیگر، تناقضآمیز به نظر برسد. اما با دقت در مفاد اصل 56 روشن میشود که این اصل بهخوبی میان این دو، پیوندی عقلانی برقرار کرده است.
📌 توضیح آنکه همان خداوندی که حاکم مطلق بر جهان و انسان است و حاکمیت بالذات و بالاصاله به او اختصاص دارد چنین اراده کرده است که انسانها بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم باشند و خود، آزادانه تصمیمگیری نمایند. البته انسان آزاد در برابر انتخابهای آزادانه خود قطعاً مسئول خواهد بود. اما مسئول بودن، منافاتی با آزادی در تعیین سرنوشت ندارد. بهعلاوه ازآنجاکه این حق حاکمیت بر سرنوشت «خداداد» است هیچ فرد، گروه، طیف و قشری حق ندارد انسان مسلمان را از این حق محروم کند.
📌 مفاد ذيل اصل 56، عدم امكان تحميل حاكميت گروهي خاص بر مقدرات مردم است و اين خود، بيانگر حاكميت مردم بر سرنوشت خويش است. به بيان ديگر وقتي قانون اساسي مقرر ميكند كه هيچ گروهي نميتواند از حاكميت مردم سوءاستفاده كند و ملت اين حق حاكميت را در چارچوب اصول قانون اساسي محقق و اعمال ميكند، دلالت التزامي به اين نكته است كه ملت حاكم بر سرنوشت خويش است.
📌 درج این نکته کلیدی در اصل 56 که هیچکس حق ندارد «حق حاکمیت انسان بر سرنوشت اجتماعی خود» را از او سلب کند، به معناي پذيرش حاكميت تشريعي ملت بر سرنوشت خويش البته در حدود معين است. چه آنکه، اساساً حاكميت تكويني بر سرنوشت، امكان سلبشدن ندارد و چنین امری مستلزم تصرف در امور تكويني است و اينگونه تصرف از حدود اختيار دولت، قانونگذار و آحاد جامعه خارج است. بنابراین انسان بهواسطه اراده و خواست خداوند، بر مقدرات فردی و اجتماعی خود حاکم است و همان مرجع اعطاکنندۀ این حق(خداوند)، حدود و چارچوب این حق در عرصه اجتماعی را تعیین میکند.
اساس را دنبال بفرمایید
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://twitter.com/Asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Instagram.com/asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Telegram.me/Asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Eitaa.com/Asaas_discourse
اســــاس
"آموزههای اساسی متبلور در حکم نخست وزیری"
📌 تقریباً یک ماه پس از تشکیل پنهانی شورای انقلاب اسلامی از سوی امام امت در زمان اقامت در فرانسه، ایشان در 15 بهمن 1357 حکم تشکیل دولت موقت به نخستوزیری مرحوم مهندس بازرگان را صادر و ابلاغ کردند. چند پیام بنیادساز در این سند اساسی جلب توجه میکند.(صحيفه امام، ج6، صص 54-55)
📌 ۱.مشورتمداری در اتخاذ تصمیم؛ رهبر انقلاب با وجود برخورداری از پشتوانه خدشهناپذیر حمایت مردمی برای اتخاذ هر تصمیم برای پیشبرد انقلاب و نظامسازی، به پیشنهاد انقلابیون سرشناس و مورد قبول مردم در شورای انقلاب اسلامی مبنی بر انتصاب مهندس بازرگان به نخستوزیری دولت موقت اعتماد کردند. (اگرچه سالها بعد صریحا اعلام کردند مخالف نخست وزیری ایشان بودند (صحیفه امام، ج21 ص331)
📌 ۲.بارقه نظام امت و امامت؛ رهبر انقلاب اسلامی برای اثبات صلاحیت خویش در تشکیل دولت موقت، توامان به منصب شرعی امامت و رأی اکثریت قاطع ملت مسلمان ایران به این رهبری (اراده متجلی شده توده ملت در اجتماعات عظيم و تظاهرات وسيع و متعدد در سراسر ايران) استناد و تمسک جستند.
📌 ۳.شایسته سالاری مکتبی؛ نخست وزیر دولت موقت بر اساس آگاهی رهبر نسبت به دیانت و سوابق مبارزاتی ایشان منصوب شد و نه وابستگی حزبی یا گروهی وی.
📌 ۴.سه مأموریت اولویتدار ترسیم شده در این حکم کوتاه برای دولت موقت، همگی در راستای تحقق شعارهای مردم در جریان نهضت(۱)، وفا به وعدههای رهبر به مردم در دوران مبارزه به ویژه در زمان تبعید در فرانسه(۲) و تثبیت و تحکیم مردممداری در نظم سیاسی نو(۳) تعیین شد:
۱) انجام رفراندم و رجوع به آراى عمومى ملت درباره تغيير نظام سياسى كشور به جمهورى اسلامى
۲) تشكيل مجلس مؤسسان از منتخبين مردم جهت تصويب قانون اساسى نظام جديد
۳) انتخاب مجلس نمايندگان ملت بر طبق قانون اساسى جديد
اساس را دنبال بفرمایید
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://twitter.com/Asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Instagram.com/asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Telegram.me/Asaas_discourse
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
http://Eitaa.com/Asaas_discourse