گنجینه شهدای جهان اسلام (عاشقان شهادت)
°وداع مرتضی:)...♥️😭
تو وقتے میزنے تو صورتت
اول انگشترتو در میاری
دوم حواست هست ڪجا بزنے ...(:
مقداد میگه ؛صبح دیدم عدو و همه جم شدن گفتن کجا دارین میرین؟
گفت میریم تشیع فاطمه
گفتم دیره دیشب علی غسل و کفنش کرد و خاکش کردم
گفت یهو چنان سیلی ای بهم زد که یک دور دور خودم خریدم
گفت شروع کردم بلند بلند گریه کردن
گفت چیه؟
برگشتم گفتم من ی مردم آنقدر حالم بد شد
خانوم جان چی کشیدن😭😭
یجورے زد
وقتے مادر بلند شد
حسن میگه دیدم یه سمت دیگه داره میره
واسه همین صدا زد
امان من بریده شد امان بده ...
حسن عصا به دست مادر جوان بده ...(:💔
ڪوچه هاے بنے هاشم طورے بود واسه رد شدن باید یه نفر خودشو به دیوار میچسبوند ڪه اون یڪے رد بشه ...
سیلے زدن تو اون ڪوچه چے به مادرمون ڪرد ...(:😭