امام رضا (ع)
قربون کبوترات ؛
یه نگاهی هم بکن به زیر پات
من اومدم
پیشِ تو زانو زدم…
خودمم خوب میدونم
چقدر بدم!
خبر دارم
از همه دل می بری…
دل های شکسته رو خوب میخری…
قرارمی
صاحب اختیارمی؛
واسه من همین بسه کنارمی
میخوام بگم
که تویی پناهِ من
کرمت بیشتره از گناه من…
بذار تا یه
دلِ سیر نگاهت کنم؛
اومدم از ته دل صدات کنم...
امام رضا (ع)
شهادت #امام_رضا (ع) تسلیت باد
@asheghanehalal
خوشبختی
همین درکنار هم بودنهاست
همین دوست داشتن هاست
خوشبختی
همین لحظه های ماست
همین ثانیه هاییست که در شتاب
زندگی گمشان کردیم
خوشبختی یعنی همین
لحظه های نابِ باهم بودن
@asheghanehalal
تو تمام منی❣
تمام پیدا و پنهانم❣
تمام داشته و نداشته ام❣
تنهایت نخواهم گذاشت❣
تا آن سوی ابدیت💕❣💕
#عاشقانه_برای_همسرم
@asheghanehalal
#عاشقانه_شهدا
داستان، داستان عاشقی است؛ گاهی میل به سویی داری و یار تو را سوی دیگر میخواند. چه فرقی دارد، اربعین کربلا باشی یا مشهد. وقتی ارباب تو را برای خود برگزیده باشد، به وصالش خواهی رسید؛ دیر یا زود. داستان، داستان شهیدی است که با غریبان سر و سری داشته؛ یک سال در ایام پیادهروی اربعین، به مشهد و زیارت امام رضا (ع) میرود و سال بعد میهمان سفره اربابش میشود؛ شهید «قاسم غریب».
روایت این داستان را از زبان همسر شهید بخوانید:
«سال 1393 بود که زمزمه رفتن به پیادهروی اربعین را پیش گرفت. این سومین باری بود که میخواست بدون من به کربلا برود. بعد از ازدواجمان دو بار به کربلا رفته بود اما من به خاطر کوچک بودن بچهها نتوانسته بودم با او همراه شوم. آن سال خیلی دلش میخواست به کربلا برود. مدام به من میگفت: «خانم راضی شو که من برم کربلا!»
آن سال شمال زندگی میکردیم. خانواده او ساکن یکی از روستاهای شمال بودند و خانواده من در قم زندگی میکردند. من قبول نمیکردم که برود. گفتم: «قاسم! اگر تو بری من تو این شهر غریب تنها میمونم! باید یه بار باهم بریم کربلا.»
هر چه اصرار کرد فایده نداشت و من راضی نمیشدم تنهایی به پیادهروی اربعین برود. آخر سر گفت: «پس بیا بریم مشهد زیارت امام رضا (ع).»
قرار شد باهم به مشهد برویم. آن سال وقتی از مشهد برگشتیم، گفت: «خوب شد که مشهد رفتیم. اگر خونه میموندم، میمردم.»
زیارت امام رضا (ع) را هم به شیوه خودش میرفت. وقتی به مشهد میرسیدیم برخلاف اغلب ما که دوست داریم سریعتر به حرم برویم، روز اول نمیآمد. میگفت: «امام رضا (ع) هنوز به من اذن دخول ندادن... اون معرفت و حس زیارتی که باید داشته باشم هنوز ندارم!» صبر میکرد و موقع نماز صبح به حرم میرفت.
وقتی برمیگشت از او میپرسیدم: «زیارت کردی؟ امام اذن دخول دادن؟» باحال خوشی میگفت: «بله! نمیدونی خوندن نماز صبح تو حرم امام رضا (ع) چقدر دلچسبه.»
وقتی اربعین 1394 از راه رسید، همسرم شهید شده بود. حالم خیلی بد بود. مدام خودم را سرزنش میکردم که چرا اجازه ندادم سال قبل برای اربعین به کربلا برود. دلم میخواست اتفاقی بیفتد که این هوای بد از سرم بیفتد. دو روز قبل از اربعین تماس گرفتند که میخواهند خانواده شهدا را به مشهد ببرند و از ما هم دعوت کردند.
از آن سال به بعد نمیتوانم اربعینها در خانه بمانم! سال 96 هم خانوادگی با خواهرم و بچهها اربعین در مشهد مقدس بودیم. هزینه بلیطها زیاد شد اما به نظرم مهم نبود! میخواستیم همین پول را در راه امام حسین (ع) خرج کنیم که در راه امام رضا (ع) خرج کردیم.
بعد از شهادت «قاسم»، سعی میکنم مثل او به حرم امام رضا (ع) بروم. اگر حال معنوی خاصی پیدا نکنم، دوست ندارم سمت ضریح بروم. وقتی موقع نماز صبح میروم، آن حسی را که همسرم میگفت تجربه میکنم...»
شادی ارواح طیبه شهدا صلوات
❤️ @asheghanehalal ❤️
🔳 #وداع_با_محرم_صفر
▪️یك به یك از نوكران اینجا تشكر می كنند
▪️حیدر و پیغمبر و زهرا تشكر می كنند
▪️جفت و جور كارها اینجا به دست فاطمه است
▪️كار را او می كند... از ما تشكر می كنند!!!
التماس دعا
شبتون پر نور یاعلی مدد
❤️ @asheghanehalal ❤️
صبح ڪَلداڹِ
ڪَليست نشسته بر
طاقچهےاحسـاس،
رُخ در رُخ زندڪَي
لبخندميزند!
سلام
صبحتون بخیر
لبخندمهمون لبتون
ودلتون
خانه خوشبختی وشادمانی😊🌸
❤️ @asheghanehalal ❤️
#عاشقانه_برای_همسرم
تو با یه نگات
دل بردی از من ...
حالا حساب کن یه عمررررر
ور دلم باشی😍😍
❤️ @asheghanehalal ❤️
#ریحانہ🌹🍃
چـادرٺ🖤 حالِ مرا
ازقبل بهٺرمےڪند😌
قرصِ ماهَم🌙،
اینکہ ابرےمیشوےزیباٺری😇
من ٺیمّم مےڪنم👐🏻
باخاڪ پای چادرٺ🖤🍃
آن زمانیکہ
بہ سوی قبلہ رو مےآورے📿
#ویژه_آقایان
❤️ @asheghanehalal ❤️