#رفیقانھ😍
فرق دوست با رفیق اینه که برای
دوستت خاطرههاتو تعریف میڪنے؛
ولے اون خاطره رو با رفیقت تجربه
کردی …💚🌸
@shidegomnam
هدایت شده از عاشقان حسین🖤دوستداران حسن💚
12.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸دعای #فرج به زبان #انگلیسی 🌸
🌹فوق العاده زیبا👌👌👌
♻️ #پیشنهاد_دانلود💯💯
•┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈••
@shidegomnam
•┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈••
هدایت شده از عاشقان حسین🖤دوستداران حسن💚
37.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹چله دعای هفتم صحیفه ی سجادیه
🌷#دعای_ایمنی_از_بلا
🌷#شب_دوم_چله
🌈به نیت👇👇
🌸🍃#تعجیل_در فرج
🌸🍃#دفع_بیماری_کرونا
•┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈••
@shidegomnam
•┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈••
💛#سلام_امام_زمانم💛
🌿بـه جز سلام بهتو،آن هم اکثـرا ازدور
چـه ڪرده ایم در این عمری از تباهےها💔❕...
#اللهمعجللولیڪالفرج❤️
@shidegomnam
بہتمام🤚🏻
تازهچادرےهابگوییدفقطیڪنگاهبرایتان
مہمباشد(:
آنهــمنگاهمادرانہ حضرتزهــرا(س)
@shidegomnam
#عاشقانههایمنوچادرم
☝️یه چیزی بگم؟!
بگو(C_C)
من و #چادرم هر شب به
ستاره ها نگاه می کنیم😌
من به #او
و او به #من
@shidegomnam
5.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#🎥کلیپی فوق العاده 👌👌
از 🕊شهید احمد محمد مشلب 🕊
#عالیه
#پیشنهاد میشه
😍😍
🎙با صدای حامد زمانی
@shidegomnam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💫ڪلیپ شهدایے💫
🌱شهید جهاد عماد مغنیه🌱
شدیدااا پیشنهاد دانلود👌🏻👌🏻
دلتون شڪست💔التماس دعا🥺
@shidegomnam
سه دقیقه درقیامت
قسمت سوم:
روز بعد از صبح دنبال كار سفر مشهد بودم. همه سواراتوبوس ها بودند كه متوجه شدم رفقای من، حكم سفر را از سپاه شهرستان نگرفته اند. سريع موتور پايگاه را روشن كردم و باسرعت به سمت سپاه رفتم.در مسير برگشت، سر يك چهارراه، راننده پيكان بدون توجه به
چراغ قرمز، جلو آمد و از سمت چپ با من برخورد كرد.
آنقدر حادثه شديد بود كه من پرت شدم روی كاپوت و سقف
ماشين و پشت پيكان روی زمين افتادم.نيمه چپ بدنم به شدت درد ميكرد. راننده پيكان پياده شد و بدنش مثل بيد ميلرزيد. فكر كرد من حتماً مرده ام.
يك لحظه با خودم گفتم: پس جناب عزرائيل به سراغ ما هم آمد! آنقدر تصادف شديد بود كه فكر كردم الان روح از بدنم خارج ميشود. به ساعت مچی روی دستم نگاه كردم. ساعت دقيقاً12 ظهر بود. نيمه چپ بدنم خيلی درد ميكرد!يكباره ياد خواب ديشب افتادم. با خودم گفتم: اين تعبير خواب ديشب من است. من سالم ميمانم. حضرت عزرائيل گفت كه وقت رفتنم نرسيده. زائران امام رضا(ع)منتظرند. بايد سريع بروم.از جا بلند شدم. راننده پيكان گفت: شما سالمی!گفتم: بله. موتور را از جلوی پيكان بلند كردم و روشنش كردم. با اينكه خيلی درد داشتم به سمت مسجد حركت كردم.
راننده پيكان داد زد: آهای، مطمئنی سالمی؟بعد با ماشين دنبال من آمد. او فكر ميكرد هر لحظه ممكن است كه من زمين بخورم. كاروان زائران مشهد حركت كردند. درد آن تصادف و كوفتگی عضلات من تا دو هفته ادامه داشت.
بعد از آن فهميدم كه تا در دنيا فرصت هست بايد برای رضای خدا كار انجام دهم و ديگر حرفی از مرگ نزنم. هر زمان صلاح باشد خودشان به سراغ ما خواهند آمد، اما هميشه دعا ميكردم كه مرگ ما
♡@shidegomnam♡