- چایی
«لیوان های سرخی جلومون بود، چای تازه دمی که عطرش دیوونت میکرد. گلدون سر میز پر از لاله های سفید بود. برای اولین بار هر سه متمدن و خانوم نشسته بودیم. کی جز من و تو میدونست نفر سوم کیه؟ قبل از دیدن هم یه لیست بالا بلند از کارهایی داشتیم که قرار بود وقتی همو دیدیم انجامشون بدیم،خب حتی یدونه از گزینه های اون لیست رو هم یادمون نیست اما حداقل عکسایی که گرفتیم رو چاپ کردیم و حالا یه یادگاری از آدمایی که باعث لبخندم شدن دارم. »
- ادامه پیدا می کرد
https://eitaa.com/joinchat/2447574550Cc47f61c40f
زیر سیگاری عَش؛
- چایی «لیوان های سرخی جلومون بود، چای تازه دمی که عطرش دیوونت میکرد. گلدون سر میز پر از لاله های سف
بی صبرانه منتظرشم آوا؛ممنونم ازت🤍
کم کم.
باید انجلینا جولی رو الگوی خودم قرار بدم.
و یکیو استخدام کنم که منو بکشه.
البته با این اختلاف که به من نمیگن بیشتر روش فک کن.
مستقیم یه گوله خالی کردن تو مغزم🤷♀
کارتخوان که لود نشد داشتم با بغض اطراف غرفه پرسه میزدم یهو دبیر کلاس چهارمم رو دیدم که واقعا عاشقش بودم
بعد این خانوم خیلیییی سال بود که بچه دار نمیشد و خیلی آرزوشو داشت و منم خیلی خیلی براش دعا کرده بودم.
امشب بهم پسر بچه شو نشون داد.
و اره غم و شادیم عجین شد و تو بغلش بغضم ترکید.