•
تک تکِ وسایلایِ داخلِ
خونه و اتاق و کمد،
روایت و خاطره دارن!
چه وسایلِ بچهها،
چه تحفههای بهشتی
از حرمهای اهلبیت!
_از تربت امامحسین
که روز عاشورا سرخ میشه!
_از گلهای حرم حضرتِرقیه!
_از پوکههای سنگر مصطفی و مجتبی!
_از سجاده و مُهرِ نماز مصطفی!
_ازگوشیومُهریکه متبرکِبهخونِشهید!
و خیلی چیزای دیگه که
باید نشست و شنید و گریست...
"ادامهدارد...(۳)"
@ashk128
•
گوشهٔ کمد،
دوتا جوراب!!!
اونم جوراب بچگونه؟!
_حاجخانم دعوت میشه کرمان،
اونجا میرن خونهٔ شهدا،
البته مشخص نبود کدوم شهید!
تو همین بازدید و سر زدنا،
مادرِ دیگه!
یهو ته دلش
نیت میکنه،
توسل میکنه،
از شهدا
یادگاری داشته باشه،
قشنگها!
یادگاراشو داده
ولی خودش هم
یادگاری میخواد!
عاشقانههای مادرشهدا
اینجوریه دیگه!
از اقوام خانوادهٔ
شهدای حادثهٔ
سالگرد حاجقاسم،
به حاجخانم هدیه میده!
جورابای کوچولوی
دختر کاپشن صورتی
ریحانهسلطانینژاد
و داداشش و همچنین
تسبیح تربت مادرشون...
"ادامهدارد...(۴)"
@ashk128
•
ببخشید پروییه!
ولی میشه
منم هدیه و تبرکی
داشته باشم؟!
چشم چشم کرد،
کمد رو بالا و پایین کرد تا
روزیِ منو پیدا کنه!
تسبیح تربتی که
از کربلا رسیده بود بهش،
برداشت و یه تأملی کرد!
عطر باقیموندهٔ
بچهها رو هم برداشت!
عطری که اسم نداشت،
آخه بعید میدونم تو دنیا
مثلش پیدا بشه!!!
با یه پیس!
بوی عجیبی
توی فضا پیچید!
تربت رو معطر کرد و
گفت:هر وقت بو کردی
یاد بچههای من باش!
درِ جعبه رو باز کرد،
گفت:خودت یکی از
پوکهها رو بردار؛
و منم که بازم شرمنده!
شرمندهٔ لطف شهدا...
"حکایتهمچنانباقیست..."
"پایان..."
@ashk128
•
آقامهندس!
میگم دم شما گرم که
به قول آقا
افکار عمومیِ کشور
تغییر دادی!
نشون دادی که
بچههای ایران
بیتفاوت نیستن و
همیشه رو بحثِ
ناموس غیرتیاند!
شایدم ظاهرشون
یه کمی متفاوت باشه
ولی پای اعتقادات و
کشور و ناموسشون هستن؛
همون چیزی که هنوز
دشمن و متاسفانه
بعضی از افراد داخلی
هنوز نفهمیدن یا اینکه
خودشونو زدن به نفهمی؛
خلاصه اینکه:
تو هم میتونستی
اون شب بگی
به من چه! و
بیتفاوت رد بشی!
ولی...
📍سبزوار_گلزارشهدا
@ashk128
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
من نمیدونم چرا
کسی حرف از
خرازی و باکری بزنه
نماد عقب موندگیه!
ولی حرف از هخامنشیان بزنه
نماد روشنفکری و تمدنه؟!
سکانسی از
سریالمعراجیها
@ashk128
•
تا اسم سیر و سلوک،
عرفان و عارف میاد
ذهنمون میره سمت
شخصیتهایی با سن و سال
حدود شصت هفتاد سال؛
حقیقتش هم همینه،
عُرفا چندین سالِ طولانی
سیر و سلوک میکنند تا به
مقامات عالیه برسن و خدا رو بشناسن!
اما مکتبِ آسِدروحالله اینو تغییر داد
یعنی سن و سال عرفا رو تغییر داد و
شناخت خدا رو عمیقتر و خاصتر کرد!
جَوون و نوجونای ده بیست ساله
عارف و خداشناس شدند!
یکی از عرفای سن پایین،
عباس آقادانشگر،
شما وصیتنامه این عارفرو
بخونید و ببینید چه حرفای
عارفانهای گفته...
📍سمنان_امامزادهاشرف
دعاگویم...
@ashk128