•
"سیدروحاللهِمظلوم"
کارگر۲۷ سالهٔ
ساختمونیِ ساده،
که دلش برا شهادت میتپید.
پاتوق همیشگیش
پیش شهدای گمنام و
مزار شهدای مدافعحرم بود.
بارها تلاش کرده بود
بره سوریه و خودشو فدای
حضرتزینب(سلام)کنه ولی خب
مهم انتخاب شدنش بود که
۱۲ آبان سال ۱۴٠۱ تو کرج
به آرزوش رسید...
روایتی از دیدارِ رفقای
"گروهجهادیِشهیدمصطفوی"
با خانوادهٔ"شهیدسیدروحاللهعجمیان"
@ashk128
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
چند هفتهای بود که
محمد اصرار داشت بریم
خونهٔ سیدروحاللهعجمیان!
با پرسوجو از رفقای کرجی
بالاخره تونستیم هماهنگ کنیم.
دل تو دلمون نبود برای دیدار!
آخه اونقدر از مظلومیتِ سیدروحالله
شنیده و تو فضایمجازی دیده بودیم
که دیدنشون آرزومون بود،
بالاخره روزِ سهشنبههای
دیدار خانوادهشهدا،
گروهِ بچههای جهادی
حرکت کردیم به سمت کرج...
"ادامهدارد...(۱)"
📍کرج_بیتالشهدا
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
سیدروحالله از بچههای
مشتی و باصفایِ
کفِ میدون کرج
منطقهٔ کمالشهر.
رسیدیم و وارد منزلِ
شهیدمظلومِ فتنه
آسِدروحاللهِعزیز شدیم.
این عکس توجه منو جلب کرد!
کلا نگاهم دائما بهش بود.
پدر و مادر عزیز و ساده
با لهجهٔ شیرین لُری
از ما استقبال گرم کردن!
واقعا گرم و صمیمی
ولی خب دلگیر!!!
دل ما گره خورده بود
به دلِ سوختهٔ پدر و مادر
سیدروحالله عزیز!
آخه حرفای عادیِ
پدر و مادر سیدروحالله
دل ما رو میسوزوند...!!!
حتی سلام و علیک و
تعارفات و استقبالشون!!!
"ادامهدارد...(۲)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
"آسِد میرزا ولی" سوخته بود!
اینو از آه کشیدنها و
نگاههای مظلومانهاش
که دائما موقع روایت
از پسرش از ما میدزدید،
کاملا میفهمیدیم!
ولی خب بالاخره
اون غرور و غیرت
لُری و مردونهاش
اجازه نمیداد که
بغض یا ضعفی
از خودش نشون بده.
شروع کرد از روحالله گفتن؛
از اخلاق و مرامش،
از باصفایی و مهربونیش،
از محبوب بودنش،
از بسیجی بودنش و...
"ادامهدارد...(۳)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
"آسِد میرزا ولی" زیاد نتونست
از روحالله برامون خاطره بگه!
سرشو انداخت پایین و بیشتر از
وقایع و اتفاقات روز شهادت و
دادگاه و قاتلای پسرش گفت!
خیلی سخت بود!
خیلییییی...
دلِ سوختهٔ میرزاولی
بدجور دلِ ما رو سوزوند!
مثلا گفت:
روحاللهی ما رو
همه به آروم بودن و
ساده بودن میشناختنش،
همه میدونن اصلا آزارش
به هیچ کس و هیچچیز نرسیده!
اونقدر کم حرف و مهربون بود که...
آخه مگه چیکار کرده بود که
اینجوری زدنش و شهیدش کردن!!!
"ادامهدارد...(۴)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
روایت رسید
به اینجا که
میرزا ولی گفت:
یکی از بچهمحلیهای
روحالله که از بچگی
باهاش بود!
تو محله
تو مدرسه
تو باشگاه
و خیلی جاهای دیگه،
شد قاتل پسرم!!!
بهم ریخت و
بهم ریخت و
بهم ریخت...
که اتفاقا هم
اعدام شد ولی
دل ما وقتی آروم میشه که
قاتل و مسبب اصلی
یعنی اون آقا و خانم دکتر
اعدام بشن...
"ادامهدارد...(۵)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
اما روایت خیلی جالب و
دلگیر و غمانگیز شد که
یهو پدر شهیدعجمیان
یه جایی از حرفاش گفت:
حالا چند نفر از قاتلای
روحاللهِمن مشخص شد و
اعدام شدن و یه کمی
از غمِ دلِ ما کم شد اما
بیچاره پدر و مادر آرمان!!!
آه کشید و بازم گفت:
بیچاره پدر و مادر آرمان!!!
آخ که چقدر بهم ریختیم!!!
گفت:
دو ساله از شهادتِ
آرمانِمظلوم داره میگذره
ولی ن خبری از قاتلا هست
ن خبری از اعدام هست و نه...
_بغض داشت خفمون میکرد که
گفتیم بی زحمت مادر شهید هم
برامون حرف بزنه و دلِ سیاهِ مارو
روشن و نورانی کنه...
"ادامهدارد...(۶)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از |أَشْکْ|
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
یه نفر دفعه
اون وسط
داد زد که
بسیجیه!!!
من همینکه
سرمو برگردوندم
شاید بگم راحت
بالای سی،چهل نفر
بودن که میزدن!!!
من میدیدم
چاقو و پنجهبوکس و...
_روایتی از مظلومیت
"شهیدروحاللهعجمیان"
@ashk128
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
"مادر" است دیگر!
شروع صحبتش
از مِهر و مُحبت و
کلی عشق بود!
عشق مادرانه!
از محبتش به پسرش و
از اینکه هر بار اسمِ پسرشو
با "آقا" خطاب میکرد،
برامون خیلی جالب بود!
دائما تو هر حرفش
میگفت: آقاروحالله.
آقاروحالله خیلی مهربون بود
آقاروحالله خیلی خوشاخلاق بود
آقاروحالله خیلی باصفا بود
آقاروحالله خیلی اهل نماز بود
آقاروحالله خیلی اهل هیئت بود
آقاروحالله خیلی مردمدار بود
آقاروحالله خیلی انقلابی بود
و کلی جملهٔ
آقاروحالله خیلی...
"ادامهدارد...(۷)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
خیلیوقتا میومد پیشم و
از شهادت برام میگفت!
حتی بهم میگفت:
دعا کن شهید بشم!
روز شهادتش
بیرون بودم و
یه استرسی داشتم،
ولی یهو کل بدنم سرد شد!
یه گوشهای نشستم و
هر کاری کردم
توانِ راه رفتن نداشتم.
بالاخره رسیدم خونه و بهم
گفتن آقاروحالله مجروح شده!
ولی دل من میگفت شهید شده!
رفتیم و رسیدیم بیمارستان و...
"ادامهدارد...(۸)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi