هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
"آسِد میرزا ولی" زیاد نتونست
از روحالله برامون خاطره بگه!
سرشو انداخت پایین و بیشتر از
وقایع و اتفاقات روز شهادت و
دادگاه و قاتلای پسرش گفت!
خیلی سخت بود!
خیلییییی...
دلِ سوختهٔ میرزاولی
بدجور دلِ ما رو سوزوند!
مثلا گفت:
روحاللهی ما رو
همه به آروم بودن و
ساده بودن میشناختنش،
همه میدونن اصلا آزارش
به هیچ کس و هیچچیز نرسیده!
اونقدر کم حرف و مهربون بود که...
آخه مگه چیکار کرده بود که
اینجوری زدنش و شهیدش کردن!!!
"ادامهدارد...(۴)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
روایت رسید
به اینجا که
میرزا ولی گفت:
یکی از بچهمحلیهای
روحالله که از بچگی
باهاش بود!
تو محله
تو مدرسه
تو باشگاه
و خیلی جاهای دیگه،
شد قاتل پسرم!!!
بهم ریخت و
بهم ریخت و
بهم ریخت...
که اتفاقا هم
اعدام شد ولی
دل ما وقتی آروم میشه که
قاتل و مسبب اصلی
یعنی اون آقا و خانم دکتر
اعدام بشن...
"ادامهدارد...(۵)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
اما روایت خیلی جالب و
دلگیر و غمانگیز شد که
یهو پدر شهیدعجمیان
یه جایی از حرفاش گفت:
حالا چند نفر از قاتلای
روحاللهِمن مشخص شد و
اعدام شدن و یه کمی
از غمِ دلِ ما کم شد اما
بیچاره پدر و مادر آرمان!!!
آه کشید و بازم گفت:
بیچاره پدر و مادر آرمان!!!
آخ که چقدر بهم ریختیم!!!
گفت:
دو ساله از شهادتِ
آرمانِمظلوم داره میگذره
ولی ن خبری از قاتلا هست
ن خبری از اعدام هست و نه...
_بغض داشت خفمون میکرد که
گفتیم بی زحمت مادر شهید هم
برامون حرف بزنه و دلِ سیاهِ مارو
روشن و نورانی کنه...
"ادامهدارد...(۶)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از |أَشْکْ|
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
یه نفر دفعه
اون وسط
داد زد که
بسیجیه!!!
من همینکه
سرمو برگردوندم
شاید بگم راحت
بالای سی،چهل نفر
بودن که میزدن!!!
من میدیدم
چاقو و پنجهبوکس و...
_روایتی از مظلومیت
"شهیدروحاللهعجمیان"
@ashk128
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
"مادر" است دیگر!
شروع صحبتش
از مِهر و مُحبت و
کلی عشق بود!
عشق مادرانه!
از محبتش به پسرش و
از اینکه هر بار اسمِ پسرشو
با "آقا" خطاب میکرد،
برامون خیلی جالب بود!
دائما تو هر حرفش
میگفت: آقاروحالله.
آقاروحالله خیلی مهربون بود
آقاروحالله خیلی خوشاخلاق بود
آقاروحالله خیلی باصفا بود
آقاروحالله خیلی اهل نماز بود
آقاروحالله خیلی اهل هیئت بود
آقاروحالله خیلی مردمدار بود
آقاروحالله خیلی انقلابی بود
و کلی جملهٔ
آقاروحالله خیلی...
"ادامهدارد...(۷)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
خیلیوقتا میومد پیشم و
از شهادت برام میگفت!
حتی بهم میگفت:
دعا کن شهید بشم!
روز شهادتش
بیرون بودم و
یه استرسی داشتم،
ولی یهو کل بدنم سرد شد!
یه گوشهای نشستم و
هر کاری کردم
توانِ راه رفتن نداشتم.
بالاخره رسیدم خونه و بهم
گفتن آقاروحالله مجروح شده!
ولی دل من میگفت شهید شده!
رفتیم و رسیدیم بیمارستان و...
"ادامهدارد...(۸)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
اما روضه شروع شد!
از جایی که مادرِ آقاروحالله گفت:
وقتی پسرم شهید شد،
خداروشکر کردم که حداقل
تو سوریه شهید نشد!
حداقل دست داعشیها نیفتاد!
پرسیدم: آقاروحالله
چطور شهید شد،
بهم گفتن:
فقط یه چاقو خورده
و تو خیابون افتاده!
وقتی هم دیدمش
فقط صورتشو نشونم دادن و
دیدم سالمِ و چیزی نشده!!!
خداروشکر کردم،
تا وقتی که زمانِ
دادگاه رسید و
فهمیدم چخبره!
وقتی فهمیدم
چطور ریختن سرش
کتکش زدن و
بدنش رو با چاقو
تیکه تیکه کردن و
یهو فیلمشو تو دادگاه
پخش کردن و دیدم که...
_غریب گیرآوردنت
به خاک و خون کشیدنت...
"ادامهدارد...(۹)"
📍کرج_کمالشهر
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از گروه جهادی«شهیدمصطفوی»
•
حرف زیاد و وقت کم!
باید برمیگشتیم؛
هر هفته تو خونهٔ شهدا
آخر مجلس روضه میخونیم،
ولی خونهٔ شهیدعجمیان
بدون روضه تموم شد!
چون تک تک حرفای
پدر و مادرش روضه بود و
گریه بود و گریه بود!
برادر شهید هم با بستهٔ فرهنگی
که متبرک بود به عکس شهید
از ما پذیرایی کرد و از سیدروحالله
برامون یادگاری گذاشت...
"حکایتهمچنانباقیست..."
"پایان..."
#گُروهِجَهٰادِیشَهِیدمُصطَفَوِی
@jahadi_shahidmostafavi
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•
هر وقت در
سختیهای جنگ،
فشارها بر ما
حادث میشد،
اون وقتی که
به صورت
بسیار مُضْطَرّی
هیچ کاری
ازمون برنمیآمد،
پناهگاهی جز
زهرا(سلاماللهعلیها)
نداشتیم...
|حاجقاسم|
@ashk128