eitaa logo
|أَشْکْ|
3.3هزار دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.5هزار ویدیو
4 فایل
_پرسید: فلانی چطور به این مقام(شهادت)رسیدی؟ -گفت:اَشـڪ‌ِ اَشـڪ‌ با عکس حرفامو می‌گم با اشک می‌نویسم... میزبان خانواده‌ شهدا فروشگاه @foroshgah_ashk گروه‌جَهٰادِیمُون @jahadi_shahidmostafavi تبلیغات: @tablig_ashk خادم: @sheikh_aliasqar69
مشاهده در ایتا
دانلود
• روایت رسید به اینجا که میرزا ولی گفت: یکی از بچه‌محلی‌های روح‌الله که از بچگی باهاش بود! تو محله تو مدرسه تو باشگاه و خیلی جاهای دیگه، شد قاتل پسرم!!! بهم ریخت و بهم ریخت و بهم ریخت... که اتفاقا هم اعدام شد ولی دل ما وقتی آروم میشه که قاتل و مسبب اصلی یعنی اون آقا و خانم دکتر اعدام بشن... "ادامه‌دارد...(۵)" 📍کرج_کمال‌شهر @jahadi_shahidmostafavi
• اما روایت خیلی جالب و دل‌گیر و غم‌انگیز شد که یهو پدر شهیدعجمیان یه جایی از حرفاش گفت: حالا چند نفر از قاتلای روح‌اللهِ‌من مشخص شد و اعدام شدن و یه کمی از غمِ دلِ ما کم شد اما بیچاره پدر و مادر آرمان!!! آه کشید و بازم گفت: بیچاره پدر و مادر آرمان!!! آخ که چقدر بهم ریختیم!!! گفت: دو ساله از شهادتِ آرمانِ‌مظلوم داره میگذره ولی ن خبری از قاتلا هست ن خبری از اعدام هست و نه... _بغض داشت خفمون می‌کرد که گفتیم بی زحمت مادر شهید هم برامون حرف بزنه و دلِ سیاهِ مارو روشن و نورانی کنه... "ادامه‌دارد...(۶)" 📍کرج_کمال‌شهر @jahadi_shahidmostafavi
هدایت شده از |أَشْکْ|
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• یه نفر دفعه اون وسط داد زد که بسیجیه!!! من همینکه سرمو برگردوندم شاید بگم راحت بالای سی،چهل نفر بودن که میزدن!!! من میدیدم چاقو و پنجه‌بوکس و... _روایتی از مظلومیت "شهیدروح‌الله‌عجمیان" @ashk128
• "مادر" است دیگر! شروع صحبتش از مِهر و مُحبت و کلی عشق بود! عشق مادرانه! از محبتش به پسرش و از اینکه هر بار اسمِ پسرشو با "آقا" خطاب می‌کرد، برامون خیلی جالب بود! دائما تو هر حرفش می‌گفت: آقاروح‌الله. آقاروح‌الله خیلی مهربون بود آقاروح‌الله خیلی خوش‌اخلاق بود آقاروح‌الله خیلی باصفا بود آقاروح‌الله خیلی اهل نماز بود آقاروح‌الله خیلی اهل هیئت بود آقاروح‌الله خیلی مردم‌دار بود آقاروح‌الله خیلی انقلابی بود و کلی جملهٔ آقاروح‌الله خیلی... "ادامه‌دارد...(۷)" 📍کرج_کمال‌شهر @jahadi_shahidmostafavi
خیلی‌وقتا میومد پیشم و از شهادت برام می‌گفت! حتی بهم می‌گفت: دعا کن شهید بشم! روز شهادتش بیرون بودم و یه استرسی داشتم، ولی یهو کل بدنم سرد شد! یه گوشه‌ای نشستم و هر کاری کردم توانِ راه رفتن نداشتم. بالاخره رسیدم خونه و بهم گفتن آقاروح‌الله مجروح شده! ولی دل من می‌گفت شهید شده! رفتیم و رسیدیم بیمارستان و... "ادامه‌دارد...(۸)" 📍کرج_کمال‌شهر @jahadi_shahidmostafavi
اما روضه شروع شد! از جایی که مادرِ آقاروح‌الله گفت: وقتی پسرم شهید شد، خداروشکر کردم که حداقل تو سوریه شهید نشد! حداقل دست داعشی‌ها نیفتاد! پرسیدم: آقاروح‌الله چطور شهید شد، بهم گفتن: فقط یه چاقو خورده و تو خیابون افتاده! وقتی هم دیدمش فقط صورتشو نشونم دادن و دیدم سالمِ و چیزی نشده!!! خداروشکر کردم، تا وقتی که زمانِ دادگاه رسید و فهمیدم چخبره! وقتی فهمیدم چطور ریختن سرش کتکش زدن و بدنش رو با چاقو تیکه تیکه کردن و یهو فیلمشو تو دادگاه پخش کردن و دیدم که... _غریب گیرآوردنت به خاک و خون کشیدنت... "ادامه‌دارد...(۹)" 📍کرج_کمال‌شهر @jahadi_shahidmostafavi
• حرف زیاد و وقت کم! باید برمی‌گشتیم؛ هر هفته تو خونهٔ شهدا آخر مجلس روضه میخونیم، ولی خونهٔ شهیدعجمیان بدون روضه تموم شد! چون تک تک حرفای پدر و مادرش روضه بود و گریه بود و گریه بود! برادر شهید هم با بستهٔ فرهنگی که متبرک بود به عکس شهید از ما پذیرایی کرد و از سیدروح‌الله برامون یادگاری گذاشت... "حکایت‌همچنان‌باقیست..." "پایان..." @jahadi_shahidmostafavi
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• هر وقت در سختی‌های جنگ، فشارها بر ما حادث میشد، اون وقتی که به صورت بسیار مُضْطَرّی هیچ کاری ازمون برنمی‌آمد، پناهگاهی جز زهرا(سلام‌الله‌علیها) نداشتیم... |حاج‌قاسم| @ashk128
• نزدیکای ساعتِ آخرِ شیفت که میشه، زائرای حضرت کم میشن؛ کم کم ورودی حرم خلوتِ خلوتِ خلوت. زائرا هم خاص میشن، بعضی از کسایی که جا ندارن و معلومه وضعیت خوبی ندارن و یا اینکه غریبن میان و دنبالِ جایِ خواب می‌گردن! یه جورایی پناه میارن به پناهگاه دو عالَم حضرت کریمه(سلام‌الله‌علیها)... 📍حرم‌حضرت‌معصومه(سلام‌الله‌علیها) _به‌وقتِ‌نوکری... @ashk128