هسته سخت، دیگی که برای اصولگرایان نجوشید!
هسته سخت جمهوری اسلامی از کی اخ و پیف شد؟
اصولگرایان و نهادهای قدرت و ثروت متصل به آنها طی بیست سال سعی کردند از هسته سخت حامیان جمهوری اسلامی یک توده مطیع و حرف گوش کن بسازند که فقط به آنها بگوید چشم.
اما دو انتخابات اخیر مجلس و ریاستجمهوری آخرین و محکمترین میخ بر تابوت این رویای خام بود.
این دو انتخابات به آنها ثابت کرد جماعتی که قرار بود در قرارگاهها، مدارس خاص، جلسات بصیرتی سررسیدمحور، رسانههای مبتنی بر کدکشی و... پیادهنظام آنها بار بیایند، حالا دارند از زمین بازی بیرونشان میکنند.
تاختن به هسته سخت حامیان جمهوری اسلامی از طرف اصولگرایان در واقع آخرین تلاش آنها برای باقی ماندن در زمین بازیست.
اصولگرایان هروقت اول نبودند، دوم شدهاند و حالا اینکه ببینند بعنوان نفر سوم و چهارم باید بنشینند و رقابت دیگران را تماشا کنند برایشان خیلی سنگین است.
این لفاظیهای شکاف اجتماعی و وحدت و دوقطبی و... را جدی نگیرید. این جماعت اگر زورشان میرسید حاضر بودند انتخابات ده درصدی برگزار شود ولی رای بیاورند و اتفاقا الان از همین زورشان گرفته که حتی با کاهش مشارکت هم رای نیاوردهاند.
چرا؟ چون دیگر حتی همان هسته سخت طرفدار نظام که در هر شرایطی در انتخابات شرکت میکند -بعد از خرج کردن اصولگرایان از همه مقدسات و پای کار آوردن همه مشاهیر- هم حاضر نیست به آنها رای بدهد.
از قدیم گفتهاند فحش بادبزن جگر است.
بگذارید این جماعت شکستخورده با فحش به حزباللهیها، آنها را با لحنی تحقیرآمیز ایتایی و خودسر و دوقطبیساز و... بخوانند بلکه یک کم از آتش جگرشان کم شود، اما این هسته سخت جمهوری اسلامیست که همچنان به پهناوری جغرافیای ایران و گستردگی شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ پای انقلاب مانده و خواهد ماند و چشمش به رهبری انقلاب است.
آنها هم اگر عقل داشتند وسط باد زدنهای بیحاصلشان مینشستند نوع سیاستورزی بیست ساله را مرور میکردند و دلیل این رویگردانی حزباللهیها از خود را در نوع نگاه متفرعنانه و قیممآبانه خود به مردم میجستند.
ماهبندان | محمدرضا شهبازی
@mahbandan
⏰درباره اوقات تلخ پایان تعطیلات
گفت: کسیکه واقعاً شاد است، هیچوقت بلند بلند نمیخندد. خندهی بلند اغلب برای پنهان کردن یک افسردگی درونی است. مثل افسردگی در ساعتهای پایانی یک تعطیلات که آدم را به دست و پا زدن برای یک شادی مضحک وا میدارد. نکند زمان بگذرد و من به اندازه کافی شاد نبوده باشم!
من بهیاد کسانی میافتم که در راه بازگشت از شمال، با اضطراب آخرین ساعتهای فراغتشان را میگذرانند... با پایکوبی دسته جمعی کنار جادهها و جیغ کشیدن و بوق زدن در تونلها...
شادی، کالایی نیست که با خرج کردن پول و زمان، بدست آید؛ شادی با فائق آمدن و چیره شدن بر زمان بدست نمیآید. تلاش برای شاد بودن مساوی است با اضطراب و نهایتا افسردگی. شادی از دست کسی که برای بهدست آوردنش دستوپا میزند، فرار میکند.
بهجت و انبساط خاطر حقیقی، نه نسبتی با "تعطیلی" دارد و نه دارایی و نه حتی فراغت از کار. شادی حقیقی از چشمه درون میجوشد. در هنگام "انس" و نه در "نسیان".
#داستان_فراموشی
➕️ @yaminpour
هدایت شده از مسجد حضرت رقیه(س)
📸 گزارش تصویری برگزاری اردو دانش آموزی
#یـک_روز_با_مـسـجـد ویــژه نــــوجـــوانان مــحـله
باحضور #عمو_فغانی
⌚️چهارشنبه ۲٠فروردین
🕌مسجد حضرت رقیه سلام الله علیها
➖➖➖➖
🚩 🕌 با مسجد همراه شویــــد🙏😍