آخر شبا وقتی که مامانم تو گروه اینستاگرامی خونواده شروع میکنه به فرستادن چیزای جالبی که داره تو اینستاگرام میبینه میفهمم که کاراش تموم شده و حالا نشسته روی تخت و عینکش رو زده به چشاش و حالش خوبه و منم میرم با دقت پستایی که فرستاده رو نگاه میکنم و براش لایک میزنم.
➕ بلفاسکو
@x_iraan
خواهر تصمیم گرفته بود سورپرایزی بیاد ایران و به خیال خودش فقط به مامانم گفته بود.اونم به همه عالم گفته. بهش گفتم حداقل جلوی خودش تظاهر کن که به ما نگفتی. امروز زنگ زده که ظهر میای اینجا؟ منم خواستم طبیعی برخورد کنم گفتم نه شب میام. یهو پای تلفن داد زد سحر شب هستی اینا بیان؟:))
اونم بعد از این همه تلاشهای مخفیانه نقشههاش خراب شده و الان ناراحت شده قهر کرده. بدبخت. یعنی این زن راز کسی رو که نگه نمیداره هیچی کسی که میخواد به بیخبری تظاهر کنه رو هم رسوا میکنه:))))
➕سارا
@x_iraan