eitaa logo
| متکلّمِ متکلّف |
920 دنبال‌کننده
425 عکس
115 ویدیو
9 فایل
اینجا محصول ذهن و قلب من به شما هم سرایت میکنه! «معتقد به اسلامِ امام خامنه ای🇮🇷» #هنوز_هم_میشود_حسین_را_یاری_کرد ❤ 📩 : @Atid_313 برای وقتایی که نمیخوای بشناسمت:) 👇🏻 https://harfeto.timefriend.net/17768037564151
مشاهده در ایتا
دانلود
بماند به یادگار از روز اول اردوی انزلی دوره دوازدهم شعر آفتابگردان ها🌻 📍گیلان، سازمان منطقه آزاد انزلی
دریای ملاحت استاد محمدرضا طهماسبی❤️ پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵/روز دوم اردوی انزلی دوره دوازدهم شعر آفتابگردان ها
ترکیب جاده های شمال و صدای علیرضا قربانی و شجریان و رضا بهرام و یه اتوبوس پر از شاعر واقعا جذابه:)
| متکلّمِ متکلّف |
من در تمام عمرم دو سفر بوده که تاثیر عمیقی بر روحیاتم داشته و تفاوت های زیادی در فکر و زندگی ام داشته مخصوصا دومین سفر. اولی سفر مشهد در سال ۱۳۹۶ که ۱۳ ساله بودم و با رفقا و بزرگترهای روضه مقدسه انصارالمهدی نسیم شهر که در اوج دوران شکل گیری شخصیت من بود و یادم هست بعد از سفر تا چند روز بغض داشتم. هنوز هم مدیون زحمات بزرگترهای روضه هستم بابت آن روزها. دومی سفر اربعین ۱۴۰۱ بود که هم اولین تجربهٔ اربعینم بود، هم تازه طعم خادمی و جزئی از روح جمعی مکتب الشهداء بودن را میچشیدم و تجربهٔ آن سفر و انیس شدن با روح جمعی آن کاروان بعد از سفر تا حالا، واقعا زندگی ام را به دو بخش تقسیم کرد و از من یک آدم دیگر ساخت. هنوز هم که هنوز است لطف و محبت و برکت وجود بزرگترها و اساتیدم در هیأت مکتب الشهداء بر سرم مستدام هست. بعد از سفر دوم و گذر از فراز و فرودهای مختلف و شیرین و تلخ زندگی، مدت ها بود روحم دنبال یک تجربهٔ خالص و گوارای دیگر بود تا ادامهٔ مسیر زندگی را برایم روشن‌تر کند و من را از عمق سردرگمی های جدید و روزمرگی های سرد زندگی بیرون بکشد و طراوت تازه ای به نفس کشیدنم بدهد. دقیقا در اوج همین نیاز بودم که خدا راه من را به جمع آفتابگردان‌ها و اساتید مخلص و یک رنگ و دوست داشتنی شهرستان ادب کشاند. چند روز بین این جمع بودن در اولین اردوی آموزشی کافی بود تا تشنگی من برای آن تجربهٔ نابی که به نظرم تکرار نشدنی بود را رفع کند. رفقایی که هر کدام با عطش و نیاز، کنار هم جمع شده بودیم و اساتیدی که هر کدام نه شاعر، بلکه خودشان شعر بودند و تجلی شعور. و حالا خوشحالم که روح و جسمم باز هم یک تجربهٔ خالص و به یاد ماندنی را یافت تا ملال زندگی از یاد برود و نیروی جدیدی برای ادامه دادن به من بدهد. این همه برایتان صحبت کردم تا فقط ذوق و اشتیاق درونم را با شما به اشتراک بگذارم و بگویم اگر تا اینجا خوانده اید، بدانید که من یعنی محمدحسین طاهری، برای سومین بار در کل عمر کوتاه ۲۲ سال و چند ماهه ام، چنین سرور و هیجان مضاعفی را در دل دارم و قطعا مثل دو سفر قبلی، بعد از این سفر نیز محمدحسین متفاوتی خواهم بود. از خدا ممنونم و معتقدم که به یمن دعای حضرت حجت عجل الله فرجه و برکت در خانه امام حسین علیه السلام بودن، احتیاج من را دید و برطرف کرد. التماس دعا بامداد ۲۹ شهریور ۱۴۰۵