إِنَّهَا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ ﴿٨﴾
آن آتش بر آنان سربسته است [که هیچ راه گریزی از آن ندارند؛] (۸)
كَلَّا ۖ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ﴿٤﴾
این چنین نیست، بی تردید او را در آن شکننده، اندازند؛ (۴)
#تدبر
#داستان
#داستان_تدبری
سوره #بینه
برای بچه ها از سوره بینه بگید❤️ از اینکه وقتی حجتی وجود داره و حقیقت رو میدونید نباید به دنبال دروغ روانه بشید، چون در این صورت گرفتار عذاب خدا میشید.. یک عذاب سخت و ...😔
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻🌸🌸👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
سال ها قبل چند دریانورد با هم سوار یک کشتی شدند تا به مسافرت دریایی بروند. یکی از دریانوردها میمونش را با خود آورد تا در این مسافرت طولانی حوصله اش سر نرود. چند روزی بود که آن ها در سفر بودند. ناگهان طوفان وحشتناکی آمد و کشتی آن ها را واژگون کرد. همه در دریا افتادند و میمون هم که در آب افتاده بود مطمئن بود که به زودی غرق می شود.میمون که از نجاتش ناامید شده بود ناگهان دلفینی را دید که به طرف او می آید. خیلی خوشحال شد و پشت دلفین سوار شد.
وقتی آن ها به یک جزیره رسیدند میمون دلفین را پیاده کرد. دلفین از میمون پرسید:« قبلاً به این جزیره آمده ای، اینجا را می شناسی؟» میمون جواب داد:« بله. می شناسم. راستش پادشاه این جزیره بهترین دوست من است. آیا تو می دانستی من جانشین پادشاه هستم؟» 😳
دلفین پیش خود فکر کرد کسی در این جزیره زندگی نمی کرد اما با این سخن میمون جا خورد و گفت: سرورم.. من از این به بعد مطیع اوامر شما هستم.
میمون بادی به غبغب انداخت و گفت: اکنون باید برای من غذا اماده کنی و هر چه دستور داشت به او گفت و دلفین را بنده خود کرد و هر روز هر روز به او دستور میداد تا هر آنچه میخواهد برایش مهیا شود و او را در دریاها بگرداند.
دلفین هم که به حجت موجود و عقلش که میگفت این جزیره خالی است توجه نکرده بود و با اینکه میدانست جزیره خالی است اما گفته میمون را قبول کرد، اسیر میمون شد و تا آخر عمر در عذاب دستورات میمون باقی ماند.
🍃🍃🌸🌸🍃🍃