eitaa logo
آوای دل
203 دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
715 ویدیو
13 فایل
بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیم مستیم اگر ساکن میخانه نباشیم سرگشتۀ محضیم و در این وادیِ حیرت عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
مشاهده در ایتا
دانلود
همه رفتند، تو اما سر جایت ماندی همه شادند و تو در حال و هوایت ماندی هر کسی دست به دستان نگاری داده تو چه دل‌ساده، سر عهد و وفایت ماندی دیگران عاشق بت‌های جدیدی شده‌اند تو فقط پیرو چشمان خدایت ماندی دل بکن! دلبرکت خاطره‌ای محو شده تو چرا ماتِ همین خاطره‌هایت ماندی؟ عشق یعنی نرسیدن! چمدان را بردار همه رفتند؛ تو تنها سر جایت ماندی ...
وقتی ‌در ‌گناه‌ زندگی‌ میکنی شیطان‌ کاری ‌با تو ندارد؛ اما وقتی ‌تلاش‌ میکنی ‌تا از اسارت گناه‌ بیرون ‌بیایی؛ ‌اذیتت‌ خواهد کرد! 🌱
شده تنها به خودت تکیه کنی درد نفهمی شده هم بغض کنی هم غم دلسرد نفهمی به تو گویم که شدی باعث این مشکل حادم چقَدر رنج کِشم تا توی نامرد نفهمی
«از هم آغوشی تو» در بغل خواب و خیال تا مُجاور شدن ِ خاطره و فرض ِ محال عشق وقتی بشود یک طرفه خواهی دید تو و یک عمر ندامت، تو و یک عمر سوال من همانم که به شوق تو به پرواز رسید گرچه پرواز نمی شد بخدا بی پر و بال می زدی سنگ به زخم ِ دل و یک کوه ِ غرور سنگ بر زخم چه باشد؟ تَرَکی روی سُفال ! تا نمک سوز شود، زخم دلت می فهمی .... تاب شلّاق ندارد، بدن ِ نرم ِ غزال ! دل من چیست برای تو؟ بگو، راحت باش! آفتابی ست که آرام رَود رو به زوال؟ صبر کن! حق بده_دیوانه شدن_نیست بعید وقتی از دوری عشقت، بشوی مالامال ... سلام شبتون بخیر😊✋🌸
ﻏﻨﭽﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻨﺪه ﮔﺮﯾﺴﺖ غنچه ﺁﻧﺮﻭﺯ ﻧﺪﺍنست ﺍﯾﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﺯ ﭼﯿﺴﺖ ! ﺑﺎﻍ ﭘﺮ ﮔﻞ ﺷﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻏﻨﭽﻪ ﺑﻪ ﮔﻞ ﺷﺪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﺑﺎﻍ ﻓﺰﻭﻥ ﺗﺮ ﺷﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺍﺑﺮ ﮔﺮﯾﺴﺖ ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﺁﻣﺪ ﻭ ﯾﮏ ﯾﮏ ﻫﻤﻪ ﮔﻞ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭼﯿﺪ ﺑﺎﻍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺧﺎﻟﯿﺴﺖ ﺑﺎﻍ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺳﻮﺩﯼ ﺑﺮﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺪﻥ ﮔﻞ ؟ ﮔﻔﺖ : ﭘﮋﻣﺮﺩﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﻫﻤﻪ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﻣﺮﮔﻨﺪ ، ﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﯿﺎه ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺗﺎ ﺑﺎﻗﯿﺴﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﺑﺎﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ مے دﺍﻧﺴﺖ ﻏﻨﭽﻪ ﮔﺮ ﮔﻞ ﺑﺸﻮﺩ ، ﻫﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﺩﺩ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﺳﻢ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ مے رﻭﺩ ﻋﻤﺮ ﻭﻟﯽ ﺧﻨﺪه ﺑﻪ ﻟﺐ ﺑﺎﯾﺪ ﺯیست 🍃صائب تبریزی
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
. به ؏شق ڪسی پایبند باش ڪه برای تو و احساسٺ ارزش قائل اسٺ.
.ــــــــــ🍃🌸🌷🌸🍃ــــــــــ. من نه آن بودم که آسان رفتم اندر دام عشق آفرین... بر فرطِ استادیِ آن صیاد باد ._____🍃🌸🌷🌸🍃_____.
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود من مانده‌ام مهجور از او ، بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی‌ماند که خون ، بر آستانم می‌رود او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان ، دیگر مپرس از من نشان ، کز دل نشانم می‌رود با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن ، دیدم که جانم می‌رود
ویران کن و بگذار که ویرانه بماند از قِصه‌ی تو غُصه‌ی جانانه بماند! از پشت همین پنجره‌ی بسته گذر کن تا عطر قدم‌های تو در خانه بماند!
جالبه... ﺩﺍﻧﺸﻨﻤﺪﺍﻥ ﻣﺘﻌﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻭ ﺍﺗﻨﻬﺎﯼ ﮐﻤﻼﺕ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﮑﯿﻨﻪ ... ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﻤﻨﻪ ﮐﻪ شما ﺍﻻﻥ 6 ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺧﻮﻧﺪین! 😂😂‌ 😁
. ای زندگی! بردار دست از امتحانم چیزی نه می‌دانم نه می‌خواهم بدانم دل‌سنگ یا دلتنگ! چون کوهی زمینگیر از آسمان دلخوش به یک رنگین‌کمانم کوتاهی عمر گل از بالانشینی‌ست اکنون که می‌بینند خوارم، در امانم دلبسته‌ی افلاکم و پابسته‌ی خاک فوّاره‌ای بین زمین و آسمانم آن روز اگر خود بال خود را می‌شکستم اکنون نمی‌گفتم بمانم یا نمانم قفل قفس باز و قناری‌ها هراسان دل کندن آسان نیست... آیا می‌توانم؟! 🦋🍃